جومانجی
"جومانجی"، یکی از منحصربهفردترین و خطرناکترین بازیهای تختهای تاریخ، در سال ۱۹۶۹ به دست نوجوانی کنجکاو به نام "آلن پریش" (Alan Parrish) میافتد. این بازی مرموز و جادویی، پسرک بیخبر از همه جا را در جنگلهای انبوه و وحشی یک قلمرو افسانهای گرفتار میکند. نزدیک به سه دهه بعد، بازی او را در مقابل چشمان حیرتزدهی دو خواهر و برادر یتیم به نامهای "جودی" و "پیتر شپرد" آزاد میکند. حالا صدای وحشی و بیوقفهی طبلهای قبیلهای جنگل، آلنِ بزرگسال و دیگر بازیکنان مردد را فرا میخواند؛ چرا که هر کس تاس میریزد، باید بازی را به پایان برساند. آیا کسی تا به حال توانسته از دست دشمنان قدرتمند جومانجی فرار کند؟
سال انتشار: 1995 کارگردان: Joe Johnston ژانر: Adventure، Comedy، Family نویسندگان: Jonathan Hensleigh، Greg Taylor، Jim Strain امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تاس رو بنداز و نوبتت رو بازی کن، جومانجی منتقدها رو به ناله انداخت. جومانجی به کارگردانی جو جانستون و بر اساس داستان کوتاهی از کریس ون آلسبرگ ساخته شده. بازیگرانی مثل رابین ویلیامز، بانی هانت، کرستن دانست، بردلی پیرس و جاناتان هاید در اون ایفای نقش میکنن. داستان دربارهی یه بازی تختهای عجیبه که با هر بار تاس ریختن، خطرات جنگل رو آزاد میکنه. وقتی بازی رو شروع کردی، باید تا آخرش بری تا همه چیز به حالت عادی برگرده. منتقدها اون زمان میگفتن داستان سادهست و فقط بهانهای برای نمایش جلوههای ویژهست، اما جومانجی برخلاف نظر اونا تبدیل به یه بمب باکسآفیس و محبوب خانوادهها شد. اونقدر محبوب که یه دنباله (زاتورا ۲۰۰۵)، یه سریال انیمیشنی و حتی یه بازی تختهای واقعی از روش ساخته شد. راستش فیلم برای سرگرم کردن خیلی به جلوههای ویژه متکیه و بازیگرها فقط از یه موقعیت خطرناک به موقعیت بعدی پرتاب میشن. اما سطحی خوندن این فیلم اشتباهه. توی لایههای زیرین داستان، به موضوعاتی مثل تربیت غلط والدین، فشار همسالان، غم از دست دادن و قلدری پرداخته شده و تأثیر ناپدید شدن یه بچه روی یه شهر هم نکتهی قابل توجهیه. آدم تعجب میکنه که اون منتقدها موقع تماشای فیلم اصلاً حواسشون بوده؟ بله، این یه فیلم خانوادگی پر هرجومرجه، اما از نظر نویسندگی هم ارزشمنده. جدا از اینها، صحنههای اکشن و خندهها به تنهایی باعث میشن فیلم ارزش دیدن داشته باشه. ۷/۱۰
2019-03-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نسخهی اصلی و کلاسیک. رابین ویلیامز (Robin Williams) این فیلم رو خندهدار و جذاب کرده. صادقانه بگم، بدون اون این فیلم هیچی نبود.
2023-07-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بیست دقیقهای از فیلم گذشته بود که تازه فهمیدم اون دختر، کرستن دانست (Kirsten Dunst) هست که داره هوای برادر کوچیکترش "پیتر" (بردلی پیرس) رو نگه میداره. اونا توی خونهی جدیدشون یه بازی تختهای شیک پیدا میکنن. ما از قبل میدونیم که اینجا قبلاً عمارت مجلل خانوادهی "پریش" بوده و ۲۵ سال پیش، "آلن" جوان موقع بازی کردن همین بازی، غیبش زده و یه معمای بزرگ به جا گذاشته. خلاصه، این دوتا بچه شروع میکنن به بازی و زود میفهمن که این مثل منوپولی نیست؛ این بازی بعد از هر تاس ریختن یه شعر عجیب تحویلت میده و بعدش شیر و میمون و پشههای مرگبار میریزن سرت - کلاً هر چیزی که بتونه شهر، خونه و ماشین پلیس نوِ "کلایو" (دیوید آلان گریر) رو داغون کنه. خوشبختانه، پیتر عدد ۵ میاره و همون پسر گمشده (رابین ویلیامز) که حالا بزرگ شده و لباسهای برگی پوشیده، از دل بازی بیرون میاد. حالا فقط باید همبازی قدیمیش (بانی هانت) رو پیدا کنن و بازی رو تموم کنن. مگه چقدر میتونه سخت باشه؟ خب، جدا از اون همه خرابی، بازی یه شکارچی به اسم "ون پلت" (جاناتان هاید) رو هم میفرسته دنبالشون که میخواد سرشون رو مثل مدال بزنه به دیوار. حالا باید زنده بمونن و بازی رو تموم کنن. فیلم حس تعلیق عجیبی نداره، اما ویلیامز، دانست و پیرسِ پرانرژی باعث میشن این ماجراجویی خانوادگی با ریتم تندی پیش بره. درسته که ویلیامز همیشه توی نقشهاش زیادهروی میکرد، اما بچهها و هاید مکملهای خوبی براش هستن. یه سرگرمی خانوادگی خوب که ترکیبی از حس و حال "تارزان" و فیلمهای تعقیب و گریزه.
2025-09-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بیست دقیقهای از فیلم گذشته بود که تازه فهمیدم اون دختر، کرستن دانست (Kirsten Dunst) هست که داره هوای برادر کوچیکترش "پیتر" (بردلی پیرس) رو نگه میداره. اونا توی خونهی جدیدشون یه بازی تختهای شیک پیدا میکنن. ما از قبل میدونیم که اینجا قبلاً عمارت مجلل خانوادهی "پریش" بوده و ۲۵ سال پیش، "آلن" جوان موقع بازی کردن همین بازی، غیبش زده و یه معمای بزرگ به جا گذاشته. خلاصه، این دوتا بچه شروع میکنن به بازی و زود میفهمن که این مثل منوپولی نیست؛ این بازی بعد از هر تاس ریختن یه شعر عجیب تحویلت میده و بعدش شیر و میمون و پشههای مرگبار میریزن سرت - کلاً هر چیزی که بتونه شهر، خونه و ماشین پلیس نوِ "افسر بنتلی" (دیوید آلان گریر) رو داغون کنه. خوشبختانه، پیتر عدد ۵ میاره و همون پسر گمشده (رابین ویلیامز) که حالا بزرگ شده و لباسهای برگی پوشیده، از دل بازی بیرون میاد. حالا فقط باید همبازی قدیمیش (بانی هانت) رو پیدا کنن و بازی رو تموم کنن. مگه چقدر میتونه سخت باشه؟ خب، جدا از اون همه خرابی، بازی یه شکارچی به اسم "ون پلت" (جاناتان هاید) رو هم میفرسته دنبالشون که میخواد سرشون رو مثل مدال بزنه به دیوار. حالا باید زنده بمونن و بازی رو تموم کنن. فیلم حس تعلیق عجیبی نداره، اما ویلیامز، دانست و پیرسِ پرانرژی باعث میشن این ماجراجویی خانوادگی با ریتم تندی پیش بره. درسته که ویلیامز همیشه توی نقشهاش زیادهروی میکرد، اما بچهها و هاید مکملهای خوبی براش هستن. یه سرگرمی خانوادگی خوب که هنوز هم بعد از این همه سال جذابیتش رو حفظ کرده.
2025-09-10