Sense and Sensibility
هنگامی که آقای دشوود (تام ویلکینسون) میمیرد، باید بخش عمده دارایی خود را برای پسرش از ازدواج اولش بگذارد، که همسر دوم و سه دخترشان، الینور (اما تامپسون)، ماریان (کیت وینسلت) و مارگارت (امیلی فرانسوا)، را در شرایط مالی سختی قرار میدهد. آنها توسط یک پسرعموی مهربان پذیرفته میشوند، اما کمبود ثروت آنها بر شانس ازدواج الینور عملگرا و ماریان رمانتیک تأثیر میگذارد. هنگامی که الینور به ادوارد فرارس (هیو گرانت) ثروتمند دلبسته میشود، خانواده او مخالفت کرده و آنها را از هم جدا میکنند. و اگرچه خانم جنینگز (الیزابت اسپریگز) سعی میکند سرهنگ براندون (آلن ریکمن) شایسته (و ثروتمند) را با او جور کند، ماریان جان ویلوبی (گرگ وایز) جذاب و آتشین را بیشتر میپسندد. هر دو رابطه به شدت مورد آزمایش قرار میگیرند.
سال انتشار: 1995 کارگردان: Ang Lee ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Jane Austen، Emma Thompson امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک حضور کوتاه از تیم ویلکینسون (Tim Wilkinson) به ما اطلاع میدهد که به دلیل قوانین ارث، «خانم دشوود» دوم (جما جونز) و دخترانش پس از مرگ او، تحت سلطه پسرش قرار خواهند گرفت. آن آقا (جیمز فلیت) در واقع فردی مهربان است، اما همسر نسبتاً پولپرست او، «فانی» (هریت والتر)، فکر میکند که آنها میتوانند با مستمری ۵۰۰ پوندی خود زندگی کنند. با وجود دخترانی چون «الینور» (اما تامپسون)، «ماریان» (کیت وینسلت) و «مارگارت» (امیلی فرانسوا) که باید نگهداری شوند، این کار بسیار دشوار خواهد بود.
خوشبختانه، پسرعموی دور بیوه، «سر جان» (رابرت هاردی) و مادرشوهر سرزندهاش (الیزابت اسپریگز) آنها را دعوت میکنند تا در یک کلبه مجهز در املاکشان اقامت کنند. خانواده در آنجا ساکن میشوند و هر یک از دختران به تدریج درگیر عشق میشوند. برای «الینور»، این «فرارس» (هیو گرانت) جذاب اما خجالتی است که دل او را میبرد.
صحبت از جذابیت، «سرهنگ براندون» (آلن ریکمن) جذاب نیز هست که به «ماریان» جوان علاقه دارد - اما توجه او بین سرهنگ و دکتر خوشتیپ «ویلوبی» (گرگ وایز) تقسیم شده است. در همین حال، در حالی که تمام این معاشقهها و ضد-معاشقهها در جریان است، «مارگارت» جوان نیز کاملاً شیفته «فرارس» است!
من معمولاً متوجه میشدم که داستانهای جین آستن (Jane Austen) الگوی نسبتاً قابل پیشبینی را دنبال میکنند، اما ترکیب شخصیتهای اینجا با دیالوگهای واقعاً شوخ و مناظر باشکوه کمک میشود و به شکلی جذاب در کنار هم قرار میگیرند. همچنین درجهای دلپذیر از جذابیت، دست و پا چلفتی بودن و عدم رعایت نزاکت سیاسی در نمایش وجود دارد، زیرا نویسنده به جنبههای مضحک زندگی برای اشراف زمیندار و همکاران طبقه متوسط آنها تا حد زیادی میتازد.
نقشهای اصلی همگی به اندازه کافی خوب بازی میکنند، اما شاید پویایی جذاب بین هاردی و اسپریگز بیشترین لبخند را برای من به ارمغان میآورد. طراحان لباس و صحنه یک تولید شیک را خلق کردهاند و اقتباس سینمایی برای زمانی که شعار قطعاً این بود که «چرا وقتی میتوانید ده کلمه استفاده کنید، یک کلمه به کار ببرید»، معجزه میکند.