فارگو
جری (Jerry) در نمایشگاه اتومبیل پدرزنش کار میکند و دچار مشکلات مالی شده است. او برای به دست آوردن پولی که دلیل نیازش به آن هرگز دقیقاً توضیح داده نمیشود، نقشههای مختلفی میکشد. احتمالاً اختلاس بزرگ او از نمایشگاه در شرف لو رفتن توسط پدرزنش است. وقتی همه راهها به بنبست میرسد، نقشهای را که قبلاً کشیده بود عملی میکند: دو مرد را استخدام میکند تا همسرش را بدزدند تا پدر ثروتمندش (که به نظر میرسد اصلاً برای دامادش وقت نمیگذارد) پول خونبها را پرداخت کند. از لحظه آدمربایی، همه چیز به هم میریزد و ماجرایی که قرار بود بدون خشونت باشد، به حمام خون تبدیل میشود و هر لحظه بر شدت آن افزوده میشود. جری از این خونریزیها آشفته شده، در حالی که یک کلانتر باردار از برینرد (Brainerd) مینسوتا با سرسختی تمام به دنبال حل معمای سه قتل در حوزه استحفاظی خود است.
سال انتشار: 1996 کارگردان: Joel Coen, Ethan Coen ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Ethan Coen، Joel Coen امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، میشه دوباره هم دیدش و به بقیه هم پیشنهادش میکنم. خیلی ناراحتکنندهست که همچین اتفاقی برای آدمها افتاده، اما داستان انقدر خوب روایت میشه که اون حس غم خیلی زود از بین میره. این فیلم بعد از ۲۵ سال هنوز هم سرپاست؛ درسته که قدیمی شده، اما اگه موبایل بود داستان کلاً عوض میشد و این خودش میتونست یه موضوع جالب برای یه فیلم دیگه باشه. تیم بازیگری عالی، اجراها فوقالعاده، داستان خیرهکننده و فیلمبرداری هم که یکی از محبوبترینهای منه. فضای برفی مینسوتا واقعاً حس انزوا رو منتقل میکنه و «سردیِ» انگیزههای پشت داستان رو به خوبی نشون میده. فکر کنم یه جا کل ماجرا رو اینطوری خلاصه میکنن: «همهاش برای یه ذره پول»، که واقعاً حرف درستیه. نمیتونم بگم یه چیز خاص تو فیلم خیلی عجیبوغریبه، اما همه چیز انقدر خوب انجام شده که به نظرم یه نمونه عالی برای یاد گرفتن نحوه ساخت فیلمه.
2020-10-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اونقدری که فکر میکردم ازش لذت نبردم، ولی «فارگو» هنوز هم فیلم خیلی خوبیه و قطعاً پیشنهادش میکنم. تیم بازیگری رو دوست دارم، هرچند اگه بخوام صادق باشم فرانسیس مکدورمند (Frances McDormand) کل فیلم رو به دوش میکشه؛ اون از اول تا آخر عالیه و قشنگ تو نقشش نشسته. استیو بوشمی (Steve Buscemi) هم بعد از مکدورمند ستاره فیلمه. ویلیام اچ میسی (William H. Macy) رو جاهای دیگه دیده بودم ولی این بهترین بازیاش بود که تا حالا دیدم. پیتر استورماره (Peter Stormare) هم خوبه. داستان سرگرمکنندهای داره، اون که صد در صد! زمان ۹۸ دقیقهای هم انتخاب هوشمندانهای بود. اون حس خاص و فوقالعاده رو ازش نگرفتم، ولی فیلمیه که با کمال میل دوباره میبینمش؛ بیشتر هم به خاطر مکدورمند و بوشمی.
2022-03-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه فیلم عالی، هرچند کمدیاش انقدر رقیق و کنایهآمیزه که برای خیلیها خندهدار نیست.**
اولین باری که این فیلم رو چند سال پیش دیدم، درکش نکردم و خیلی رو مخم بود. اما همیشه تعریفش رو شنیده بودم و بعد از دیدن چند تا از فیلمهای برادران کوئن (Coen Brothers) که خوشم اومده بود، فهمیدم فیلم چه پتانسیلی داره و تصمیم گرفتم دوباره ببینمش. موقع خوبی هم این کار رو کردم: فیلم بهتر از اون چیزی بود که فکر میکردم و من فقط بلد نبودم اونطور که لایقشه ارزیابیش کنم.
فیلم با یه نوشته شروع میشه که میگه داستان بر اساس واقعیت ساخته شده. ولی در واقع این فقط یه شوخی بود، چون کل داستان خیالیه. البته داستان میتونه بر اساس چندین جنایت مختلف باشه، چون چیز عجیبی نیست که تو اخبار ندیده باشیم: مردی که بدجوری به پول نیاز داره، تصمیم میگیره دو تا مجرم رو استخدام کنه تا دزدیدن زنش رو صحنهسازی کنن تا بتونه پدرزن پولدارش رو راضی کنه که یه باج تپل بده. اما همونطور که تو فیلمهای برادران کوئن زیاد اتفاق میافته، اوضاع طبق نقشه پیش نمیره، کنترل از دست اون دو تا خلافکار خارج میشه و آدمها شروع میکنن به کشته شدن. در همین حال مقامات محلی، که عملاً خلاصه میشن به یه کلانتر باردار و چند تا همکارش، سعی میکنن بفهمن چه خبره.
فیلم بین منتقدها و تو جشنوارهها خیلی سر و صدا کرد. نامزد چندین جایزه اسکار شد ولی فقط دو تا مجسمه برد (بهترین فیلمنامه غیراقتباسی و بهترین بازیگر زن). خیلیها هم اون رو بهترین فیلم برادران کوئن میدونن، که البته یه نظر کاملاً نسبیه و به سلیقه شخصی هر کسی بستگی داره. در هر صورت، فیلم خوبیه، کاملاً پرتنش و دراماتیکه و کمدیاش هم تو اون مدل روایت بینهایت کنایهآمیز اتفاقات نهفتهست.
فرانسیس مکدورمند (Frances McDormand) بازیگریه که تو این فیلم باید بهش توجه ویژهای کرد. اون اون مدل مامور قانونی نیست که انتظار داریم ببینیم، چون یه جور مهربانی و شیرینی داره که در کنار اجرای بیچون و چرای قانون یا حتی استفاده از اسلحه قرار میگیره. با این حال، کاراکترش این کار رو انجام میده و واقعاً هم تو دنبال کردن سرنخها عالیه. یه بازیگر دیگه که باید بهش تبریک گفت استیو بوشمی (Steve Buscemi) هست. اون یه بازی غولآسا ارائه میده، شاید یکی از بهترینهای دوران کاریاش تا الان. کنار اون، پیتر استورماره (Peter Stormare) تصویر یه مجرم سرد و کمحرف رو به ما میده که وقتی عصبانی میشه خشونت وحشیانهای به خرج میده. ویلیام میسی (William Macy) هم در نقش فروشنده ماشین، با اون دوز بالای ادب ریاکارانه و بزدلیاش، کاملاً متقاعدکنندهست.
از نظر فنی، فیلم فیلمبرداری فوقالعادهای داره که توش برف و رنگهای خاکستری غالب هستن. جالبه که انگار از کلی برف مصنوعی تو فیلم استفاده شده تا اون ظاهر یخی و نامهربونی که کارگردانها میخواستن به دست بیاد. طراحی صحنه و لباس خیلی خوبه، مخصوصاً لباس و مدل موی مکدورمند. فیلم از جلوههای بصری و ویژه خیلی خوبی استفاده میکنه، به خصوص تو صحنههای خشنتر، مثل اونجایی که قاتل سعی میکنه قربانیاش رو تو دستگاه چوبخردکن بندازه. موسیقی متن هم یکی از جالبترین تمهای اصلی رو تو فیلمشناسی کوئنها داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تازگیها دوباره به خاطر سالگردش یا نسخه 4k دیدمش - اصلاً مهم نیست دلیلش چی بود، فقط دیدنش دوباره روی پرده بزرگ عالی بود. به نظر من، این فیلم به راحتی بهترین اثر هم برای برادران کوئن (Coen Brothers) و هم برای فرانسیس مکدورمند (Frances McDormand) قدرتمنده. اینجا اون یه پلیس محلی بارداره که باید با یه سری جرم و جنایت ناگهانی تو شهرش که اسم باحالی هم داره، یعنی «برینرد» (Brainerd)، سر و کله بزنه. ویلیام اچ میسی (William H. Macy) در نقش «جری» و استیو بوشمی (Steve Buscemi) که معمولاً دستکم گرفته میشه، ارزش زیادی به این درام اضافه کردن؛ درامی که یه ترکیب تقریباً کامل از دیالوگهای تیز و هوشمندانه، بازیهای زیرکانه و تاثیرگذار و داستانیه که گاهی به مرز سورئال میرسه، ولی خب ما تو مینسوتا هستیم، پس واقعاً اونقدرها هم سورئال نیست! لحن مقطع و خاص دیالوگها ناخودآگاه باعث میشه هم لبخند بزنی و هم از شدت خجالتآور بودن موقعیتها به خودت بپیچی - ولی خب هدف دقیقاً همینه. مهارت زیادی میخواد که مثل این آدمها بازی کنی، یعنی طبق دستور احمق به نظر بیای یا خودت رو به اون راه بزنی، در حالی که حواست به یه سری خط داستانی جدی هم باشه... شاید از همه شخصیتها خوشتون نیاد، و واقعاً هم بعضیها به سزای اعمالشون میرسن، اما این هنوز هم یکی از بهترین فیلمهای دهه ۹۰ هست و اگه بتونید روی پرده بزرگ ببینیدش، واقعاً ارزشش رو داره.
2023-08-27