Twister

Twister

بیل هاردینگ، هواشناس تلویزیون، تلاش می‌کند همسرش جو (Jo)، که شکارچی گردباد است، اوراق طلاق را امضا کند تا بتواند با دوست‌دخترش ملیسا ازدواج کند. اما طبیعت، در قالب مجموعه‌ای از طوفان‌های شدید که اوکلاهاما را درمی‌نوردند، برنامه‌های دیگری دارد. به زودی این سه نفر به تیم تعقیب‌کنندگان طوفان می‌پیوندند تا تلاش کنند یک دستگاه اندازه‌گیری انقلابی را به قلب چندین گردباد بسیار خشن وارد کنند.

سال انتشار: 1996 کارگردان: Jan de Bont ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: Michael Crichton، Anne-Marie Martin امتیاز: 6.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**_بیل پاکستون و هلن هانت در حال تعقیب گردبادها در دشت_**
وقتی شرایط جوی برای گردبادها مساعد میشه، یک هواشناس (پاکستون) همسر جدا شده‌اش (هانت) رو پیدا می‌کنه و ناخواسته به تیم شکارچی طوفانشون در غرب میانه می‌پیونده، چون نمی‌تونه در برابر دیدن اختراع حسگرش که بالاخره قراره استفاده بشه، مقاومت کنه. جیمی گرتز (Jami Gertz) نقش عشق جدیدش، کری الویس (Cary Elwes) نقش یک رقیب متکبر و فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) نقش یک عضو وحشی تیم رو بازی می‌کنن. «گردباد» (Twister) محصول ۱۹۹۶ رو میشه در دسته فیلم‌های فاجعه قرار داد، اما با این تفاوت که قهرمانان دائماً در حال تعقیب فاجعه احتمالی هستن. کل فیلم در دشت‌ها یا جنگل‌های غرب میانه با آسمان‌های شوم و گردبادهای مخرب متناوب اتفاق می‌افته. اسمش «گردباد»ه و دقیقاً همون چیزیه که تحویل می‌گیری. نویسنده‌ها با اضافه کردن علاقه انسانی از طریق مثلث عشقی (که البته کمی ساختگیه) و تیم رقیب شکارچی طوفان که حامیان مالی شرکتی دارن (وای از این وحشت، وای از این وحشت)، داستان رو جذاب نگه می‌دارن. من با داستان عاشقانه مشکلی نداشتم. وقتی دو نفر به هم تعلق دارن، به هم تعلق دارن. شاید نامزدش این رو بفهمه. در مورد اون، خوشحالم که اون رو (گرتز) مثل فیلم «تله والدین» (The Parent Trap) یه زن غیرمنطقی و بدجنس نشون ندادن. در نهایت، «گردباد» چیزی رو که براش پول می‌دید بهتون میده. چیز پیچیده‌ای نیست، اما سرگرم‌کننده و پر از هیجان‌های گردبادی هست، که توضیح میده چرا در گیشه موفقیت بزرگی کسب کرد. فیلم ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه است و در اوکلاهاما (گاتری و پونکا سیتی)، آیووا (بون و ایمز) و بولتون، انتاریو فیلمبرداری شده. نمره: B

2023-06-01


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

تماشای «گردباد» لذت‌بخشه. به احتمال زیاد این یکی از اولین فیلم‌هایی بود که دیدم (اگر نگم اولین)، فقط چند ماه بعد از تولد من اکران شد و من یه خاطره مبهم از تماشای اون روی ویدئو در بچگی دارم. یادمه مامانم اونو ضبط کرده بود و پشت سرش یه کنسرت موسیقی تصادفی که اون موقع از تلویزیون پخش می‌شد، ضبط شده بود – هنوز می‌تونم تصور کنم که چطور از فیلم به موسیقی سوییچ می‌شد. با این حال، اگر واقعاً اون موقع تماشاش کرده باشم و فقط یه خاطره از دیدن خود کنسرت یا کار شخص دیگه‌ای نباشه، هیچی از این فیلم یادم نمیاد – حتی یه ذره. البته کلیت فیلم رو می‌دونستم (سخت نیست، خودش گویای همه چیزه!) و اینکه بیل پاکستون توش بازی می‌کنه. فیلم خود فیلم سرگرم‌کننده‌ست، هرچند طبیعتاً بی‌نقص نیست. جلوه‌های ویژه، با توجه به سال ۱۹۹۶، نسبتاً خوب پیر شدن، چند لحظه احمقانه به نظر میرسه اما باز هم، برای زمان خودش بیش از حد کافیه. موسیقی متن هم دلنشینه. من دعوای عشقی رو خیلی دوست نداشتم، در واقع در بخش‌هایی کمی آزارم داد؛ ملیسا ضعیف نوشته شده، با توجه به اتفاقی که (قابل پیش‌بینی) می‌افته، انگار نیازی به وجود شخصیت جیمی گرتز نبود. هلن هانت (Helen Hunt) بازی قوی‌ای ارائه میده، احتمالاً بهترین بازیگر این تقریباً دو ساعته. پاکستون هم البته در این زمینه نزدیک به اونه. لوئیس اسمیت (Lois Smith) و فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) کسانی هستند که بیشتر از هانت و پاکستون به چشم میان. کری الویس هم حضور داره، هرچند کاملاً فراموش‌شدنی. مشتاقم ببینم برای دنباله مستقل امسال با گلن پاول و گروهش چیکار می‌کنن. بر اساس بخش‌هایی از تریلر که دیدم، فکر می‌کنم به خوبی – اگر نگم کمی بهتر – از نسخه اصلی باشه. زمان مشخص خواهد کرد.

2024-07-18