آناستازیا
آناستازیا (Anastasia) با صدای مگ رایان (Meg Ryan)، دختر آخرین تزار روسیه، نیکولای دوم (Rick Jones)، توسط دو کلاهبردار روسی به نامهای دیمیتری (John Cusack) و ولادیمیر (Kelsey Grammer) پیدا میشود. آنها به دنبال پاداشی هستند که مادربزرگش، ملکه ماریا فئودورونا (Dame Angela Lansbury)، برای پیدا کردن او وعده داده است. اما گریگوری راسپوتین (Christopher Lloyd)، جادوگر خبیث خاندان تزار، همچنان میخواهد خانواده رومانوف برای همیشه نابود شوند.
سال انتشار: 1997 کارگردان: Don Bluth, Gary Goldman ژانر: Animation، Adventure، Drama نویسندگان: Susan Gauthier، Bruce Graham، Bob Tzudiker امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این اقتباس خیلی شبیه به روایت برینر/برگمن از این داستان در سال ۱۹۵۶ هست - با این تفاوت که این یکی یکی از شرورهای بهتر دیزنی رو داره تا فضا رو هیجانانگیزتر کنه و کمی حس تهدید و خباثت به ماجرا تزریق کنه. وقتی راسپوتین توسط خاندان سلطنتی روسیه طرد میشه، نفرینی رو به جونشون میندازه که نتیجهش انقلاب، قتل و آشوبه. کمی بعد، دختر جوانی در یک شب سرد از کنار یه قصر تختهکوب شده رد میشه و واردش میشه. اونجاست که با «دیمیتری» جوان و رفیقش «ولادیمیر» که اونجا پناه گرفتن روبرو میشه. دیمیتری یه جورایی از دختره خوشش میاد و بعد از چند بار نگاه کردن به پرترههای روی دیوار، به این نتیجه میرسه که اون ممکنه همون دوشس بزرگ باشه و بلیط اونا برای رسیدن به ثروت در پاریس. دختره مثل اونا مشتاق کلاهبرداری نیست، اما گرسنه و سردشه و ناامیده، پس با اونا به فرانسه میره. اونجا بعد از یه دوره آموزشی فشرده، یه دوستی به موقع با «سوفی» و کمی پشتکار، بالاخره مقابل مادربزرگ احتمالیش، یعنی ملکه، قرار میگیره. آیا این پیرزن مسن و کمی شکاک متقاعد میشه...؟
در همین حال، روح مشاور معنوی سابقشون متوجه میشه که اون دختر ممکنه در آستانه احیای ثروت رومانوفها باشه، پس تمام قدرت پلیدش رو به کار میگیره تا مطمئن بشه نابودی این خانواده کامله. استیون فلاهرتی (Stephen Flaherty) و لین آرنز (Lynn Ahrens) موسیقی متن نسبتاً قدرتمندی ساختن، اما ظاهر مجلل فیلم، جلوههای بصری رنگارنگ (که یادآور «زیبای خفته» محصول ۱۹۵۹ هست) و یه فیلمنامه محکم، داستانی سرگرمکننده از قدرت عشق رو روایت میکنه - حتی وقتی با وسوسه یه تاج الماس بزرگ روبرو میشه.