Broadway Damage
یک کمدی رمانتیک عجیبوغریب درباره پیچیدگیها و سرخوردگیهای ناشی از یافتن عشق واقعی در جامعه همجنسگرایان. مارک، بازیگری تازهکار و ناموفق است که با گشتن میان آگهیهای ترحیم موفق میشود آپارتمانی در نیویورک پیدا کند. او با همخانهای بیکار و نامتعارفش سینتیا زندگی میکند. صمیمیترین دوستش رابرت پنهانی عاشق مارک است، در حالی که مارک یکدل نه صددل دلباخته یک موزیسین دمدمیمزاج به نام دیوید میشود. ماجرا زمانی اوج میگیرد که مارک چشمانتظار تماسی از دیوید میماند، حمایت مالی والدین ثروتمند سینتیا از او قطع میشود و رابرت نیز برای ابراز احساساتش به مارک دستوپا میزند.
سال انتشار: 1997 کارگردان: Victor Mignatti ژانر: Comedy، Drama، Musical نویسندگان: Victor Mignatti امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
CinemaSerf (منتقد)
«مارک» (مایکل لوکاس) و رفیق صمیمیاش «رابرت» (آرون ویلیامز) دنبال جایی برای زندگی میگردن، واسه همین صفحه آگهی ترحیم روزنامهها رو چک میکنن و یه آپارتمان خالی پیدا میکنن. «مارک» با دوستش «سینتیا» (مارا هوبل) همخونه میشه و چیزی که در ادامه میبینیم یه کمدی رمانتیک نسبتاً ضعیف با ماجرای همیشگی «به هم میرسن یا نمیرسن»ه. «مارک» چشمش به یه همسایه موزیسین به اسم «دیوید» (هیو پانارو) میافته و بعد از یه قهوه خوردن تو راهپله، یکدل نه صددل عاشقش میشه. ولی عشق جدیدش از قبل پارتنری به اسم «چاک» (جاناتان واکر) داره و البته از همون اول هم میدونیم که «رابرت» کراش شدیدی روی مارک داره اما اصلاً نمیدونه چطور احساساتش رو جلو ببره یا اصلاً مطرحش بکنه یا نه. این مثلث عشقی در ابتدا چندتا شوخی بامزه داره، اما خیلی زود پتانسیلش ته میکشه و فیلم مدام به کلیشههای بهشدت متنی و گلدرشت درباره عشق، هوس، سرخوردگی، ارجاعات به تئاتر موزیکال و ترس جوونهای گی از تعهد پناه میبره. حضور کاراکتر «سینتیا» هم انگار فقط برای این طراحی شده که روی مخ تماشاگر بره؛ هیچ کمکی به روند ماجرا نمیکنه جز اینکه مانع پیشرفت همون پیرنگ نصفهنیمهای بشه که فیلم از اول داشته. فیلم مثل این میمونه که دو سه تا اپیزود از سریال «ویل و گریس» (Will and Grace) رو بهشکل ناشیانهای سرهم کرده باشن، اونم بدون ذرهای از طنازی یا شخصیتپردازیهای قوی اون سریال. راستش پیشنهاد نمیکنم وقتتون رو پاش هدر بدین، متاسفم.
2023-11-14