عنصر پنجم
در قرن بیست و سوم، جهان توسط نیرویی شیطانی تهدید میشود. تنها امید بشریت «عنصر پنجم» است که هر پنج هزار سال یکبار به زمین میآید تا با چهار سنگ از چهار عنصر اصلی (آتش، آب، خاک و هوا) از انسانها محافظت کند. یک فضاپیمای «موندوشاوان» در حال بازگرداندن عنصر پنجم به زمین است که توسط «مانگالورهای» خبیث نابود میشود. با این حال، تیمی از دانشمندان با استفاده از DNA باقیمانده از عنصر پنجم، موجود کاملی به نام Leeloo (لیلو) را بازسازی میکنند. او از آزمایشگاه فرار کرده و به طور تصادفی با Korben Dallas (کوربن دالاس)، راننده تاکسی و کماندوی سابق نیروهای ویژه برخورد میکند که به او برای فرار از دست پلیس کمک میکند. لیلو به او میگوید که باید پدر Vito Cornelius (ویتو کورنلیوس) را ملاقات کند تا ماموریتش را به سرانجام برساند. در این میان، نیروی شیطانی از Jean-Baptiste Emanuel Zorg (ژان باتیست امانوئل زورگ) طماع و تیمی از مزدوران مانگالور استفاده میکند تا سنگها را به دست آورده و مانع از محافظت لیلو شود. اما کوربن دالاس ماهر که عاشق لیلو شده، تصمیم میگیرد به او در یافتن سنگها کمک کند.
سال انتشار: 1997 کارگردان: Luc Besson ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Luc Besson، Robert Mark Kamen امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم یکی از بهترین فیلمهای تمام دورانه! داستان عالی و گرافیکش نسبت به زمان خودش و حتی استانداردهای امروز هم فوقالعادهست. دنیای فیلم خیلی خوب طراحی و نشون داده شده. «زورگ» با بازی Gary Oldman (گری اولدمن) یه شخصیت منفی عالیه و Bruce Willis (بروس ویلیس) هم نقش خودش رو خیلی خوب بازی میکنه. در کل یه فیلم درجه یکه.
2013-03-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه ایده ساده: یه مرد باید دنیا رو (در آینده!) از دست شیطان نجات بده! اونم با محافظت از یه وسیله جادویی، که البته اینجا به جای شیء، یه دختره! داستان خاصی در کار نیست. شخصیتپردازی هم همینطور. چرا باید وقت باارزش فیلم رو صرف این چیزهای جزئی کرد وقتی میشه Chris Tucker (کریس تاکر) رو داشت که به عنوان یه مجری رادیویی پرزرقوبرق، رو اعصابترین شخصیت مکمل علمی-تخیلی تاریخ سینما (که توسط جورج لوکاس خلق نشده!) رو بازی کنه؟
در عوض، فیلم بازیگرهایی رو انتخاب کرده که فقط با خودشون بودن، بازی خوبی ارائه میدن: بروس ویلیس همون کوربن دالاسه، یه قهرمان تنومند که اول شلیک میکنه و بعد سوال میپرسه. لیلو، اون «دختر جادویی»، توسط Mila Jovovich (میلا یوویچ) بازی میشه (در اولین نقش مهمش) به همراه چند تا باندپیچی استراتژیک! Ian Holm هم در نقش پیرِ مرشد ظاهر میشه و گری اولدمن هم نقش منفی داستان یعنی «زورگ» رو بازی میکنه (در اغراقآمیزترین بازی عمرش). فیلم در حد آثار شبکه Sci-Fi هست و نه بالاتر. طرح داستان بیمعنیه، بازیگریها با اینکه با تعهد انجام شده اما خندهداره و دیالوگها اونقدر خشک هستن که انگار صفحات فیلمنامه رو آهار زدن.
خب، فیلم کجا واقعاً مسیر رو اشتباه رفته؟ دو جای اصلی: اول، Besson (بسون) سنت دیرینه فیلمسازهای فرانسوی رو ادامه داده که کارهای عجیب و غریب رو فقط به خاطر عجیب بودن انجام میدن. کل فیلم پر از ظرافتهای خاصیه که از اون منطقه انتظار میره. بیشترشون جواب نمیده، اما خب به خاطر جالب نگه داشتن فضا بهشون امتیاز میدم. مشکل دوم و جدیتر اینه که کل ماجرا (تا حد زیادی) به شکل لودگی و مسخرهبازی اجرا شده. موفقترین فیلمهای اکشن/علمی-تخیلی آمریکایی با شخصیت منفیشون تعریف میشن. این فیلم، مثل خیلی از فیلمهای دیگه کارگردانهای فرانسوی، هیچوقت قدرت شخصیتهای منفی رو نسبت به قهرمانها تثبیت نمیکنه. آدمبدها نادان، احمق، نابلد یا کاملاً بیعرضه نشون داده میشن. این سنت اینجا هم ادامه داره. جنگ ستارگان بدون دارث ویدر چی میشد؟ جانسخت بدون هانس گروبر؟ بیگانه بدون... خب، بیگانهها؟ بدون یه شخصیت منفی قوی، فیلم تنها شانسش رو برای داشتن وزن و ابعاد از دست میده. هیچ حس خطر یا ترسی وجود نداره و روز هم در نهایت با یه حرکت کلیشهای نجات پیدا میکنه. خب، آیا این چیزهایی که گفتم فیلم رو بد میکنه؟ بله. اما آیا باعث میشه ازش لذت نبریم؟ نه، و این تفاوت مهمیه. فیلم یه اثر کنجکاویبرانگیزه. اگه بتونید غرق دنیای عجیبش بشید، یه فیلم درجه ب (یا ج) کاملاً سرگرمکننده پیدا میکنید. یه کم حرصآوره که فکر کنیم چقدر هزینه صرف ساختن چنین اثر ضعیفی شده، اما خب، یه اثر ضعیفِ سرگرمکنندهست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از اولین باری که «عنصر پنجم» رو در اواخر دهه ۹۰ دیدم، همیشه تحت تأثیر شخصیت «ژان باتیست امانوئل زورگ» با بازی گری اولدمن بودم. _امتیاز نهایی: ۳.۵ از ۵ - شدیداً توصیه میکنم براش وقت بذارید._
2017-05-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«منفی، من یه بستنی یخی گوشتی هستم.» سال ۲۲۵۹ است و زمین در خطر مرگبار از سوی شیطان مطلق قرار دارد. تنها امید زمین چیزی به نام عنصر پنجم است که در قالب «لیلو» که تازه کلون شده، ظاهر میشود. لیلو به همراه یک راننده تاکسی (نیروی ویژه سابق) و کشیشی به نام کورنلیوس، باید قبل از نابودی بشر، قطعات پازل را کنار هم بگذارد.
بسته به اینکه از چه زاویهای نگاه کنید، «عنصر پنجم» یا یک فانتزی کودکانه است که توسط یک بزرگسال ساخته شده، یا یک فانتزی بزرگسالانه که توسط یک کودک ساخته شده! مشکل اصلی که منتقدان و تماشاگران سرش توافق ندارند همینجاست. فیلم Luc Besson (لوک بسون) واقعاً میخواهد چه باشد؟ بسون که ایده این فیلم را در سنین خیلی پایین در ذهن داشت، فکر میکنم صبر کرد تا با نگاه بزرگسالانهاش راحت شود و با پیشرفتهای تکنولوژیک اواخر دهه ۹۰، رویای خود را محقق کند. نتیجه، یک اثر علمی-تخیلی زیباست که بله، در هر فریم حالتی کارتونی دارد.
نکته حیاتی این است که دیدگاه آیندهنگرانه بسون از نیویورک بر کل کار غالب است؛ حتی بازی اغراقآمیز گری اولدمن هم نمیتواند از جذابیت مناظر رنگارنگی که بسون خلق کرده کم کند. دریا عقبنشینی کرده و نیویورک پر از ماشینهای پرنده است، دیگر غذای بیرونبر وجود ندارد و قایقهای چینی پرنده دم در خانه به شما غذا میدهند، چقدر باحال! بیگانههای تغییر شکلدهنده در میان ما هستند و اپراخوانها موجودات آبیرنگ و زیبایی هستند. خلاصه، فیلم از نظر کارگردانی هنری یک ضیافت برای چشمهاست.
بروس ویلیس خیلی زود نقشهای جدیترش (مثل ۱۲ میمون) را کنار میگذارد تا نقش این راننده تاکسی فوقالعاده را بازی کند. با اسلحه در دست و متلکهای همیشگی، این همان ویلیسی است که نسل MTV عاشقش هستند. اولدمن هم در نقش زورگ یک بازی ماندگار (با اون لهجه جنوبی آمریکایی!) ارائه میدهد، اما این میلا یوویچ (لیلو) است که بار بازیگری فیلم را به دوش میکشد. یک پدیده واقعی که آدم تعجب میکند چرا در دنیای بازیگری بیشتر پیشرفت نکرد؟ (نساختن فیلمهای ضعیفی مثل رزیدنت اویل شروع خوبی بود!). طرفداران علمی-تخیلی هم قطعاً متوجه حضور Ian Holm (بیگانه) و Brion James (بلید رانر) در نقشهای مکمل میشوند. در نهایت با چی طرفیم؟ فیلمی که کمی از غلبه قلب کارگردان بر عقلش رنج میبرد، اما فارغ از اینها، یک ماجراجویی بسیار لذتبخش از ابتدا تا انتهاست. امتیاز ۸ از ۱۰.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«عنصر پنجم» برای من مثل سفری به خاطراته و پر از نوستالژیه. یادم نیست چند بار توی تلویزیون دیدمش. تیم بازیگری عالی بود، گریم و لباسها واقعاً باحال بودن و اون لوکیشنهای آیندهنگرانه خیلی کنجکاویبرانگیز بودن. در کل، «عنصر پنجم» یه کلاسیک واقعیه. اون کیفیت بیزمان رو داره که سخت پیدا میشه. من راحت بهش ۹ از ۱۰ میدم. اگه طرفدار این فیلم هستید، حتماً انیمیشن Heavy Metal (۱۹۸۱) رو ببینید که الهامبخش خیلی از آثار علمی-تخیلی از جمله همین فیلم بوده.
2023-09-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تعجب میکنم چند تا راننده تاکسی مسافری سوار میکنن که بعداً آرزو میکنن کاش فقط از کنارش رد میشدن! فکر کنم «دالاس» (Bruce Willis) بیچاره هم آرزو میکرد همین کار رو با «لیلو» (Milla Jovovich) که شبیه مانکنهاست میکرد؛ چون ناخواسته وارد توطئهای برای تسخیر سیاره میشه. لیلو با سیلابهایی حرف میزنه که خیلی عجیبه، اما باز هم موفق میشه حس خطر برای بشریت رو به دالاس منتقل کنه تا اون بره سراغ کشیش «کورنلیوس» (Ian Holm) که شاید بتونه سنگهای مقدس رو پیدا کنه و ما رو از دست «مانگالورها» و رئیس خبیثشون «آقای زورگ» (Gary Oldman) نجات بده.
البته زود میفهمیم که دالاس یه راننده تاکسی معمولی نیست. اون یه نینجای سابق نیروهای ویژه است که با یوزی ۹ میلیمتری و مشتزنی اصلاً غریبه نیست. لوکاک بسون موفق شده کمدی رو با یه ماجراجویی علمی-تخیلی خوب ترکیب کنه که لبخند به لب آدم میاره. ویلیس همون استایل کاریزماتیک و کمی کنایهآمیز خودش رو داره و اولدمن هم در نقش آدمبدی که فرمانده یه ارتش از سربازهای فضایی دستوپاچلفتیه، خوب ظاهر شده. از همون اول کلی اکشن داریم و یه جورایی میدونیم که بروس قراره نجاتمون بده. این فیلم شوخی با کلی ایده علمی-تخیلی دیگه است، اما واقعاً جواب میده.