تنها در خانه ۳
چهار جاسوس صنعتی حرفهای به نامهای بوپره، آلیس، جرنیگان و اونگر یک میکروچیپ فوق سری را میدزدند و برای فریب گمرک، آن را در یک ماشین اسباببازی کنترل از راه دور پنهان میکنند. به دلیل اشتباه در جابجایی چمدانها در فرودگاه، خانم هسِ پیر و بداخلاق اسباببازی را برمیدارد و آن را به همسایهاش، الکس ۸ ساله، میدهد. جاسوسها میخواهند قبل از عصبانی شدن مشتریانشان، اسباببازی را پس بگیرند و تصمیم میگیرند برای پیدا کردن چیپ، به تمام خانههای خیابان الکس دستبرد بزنند. اما الکس برای دیدار آنها آماده است...
سال انتشار: 1997 کارگردان: Raja Gosnell ژانر: Action، Comedy، Crime نویسندگان: John Hughes امتیاز: 4.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، احتمالاً دوباره نمیبینمش، ولی میتونم پیشنهادش کنم. این بچه قطعاً مکالی کالکین نیست، اما الکس دی. لینز (Alex D. Linz) تونست فیلم رو جلو ببره، و این کار رو دوباره در «حرکت بزرگ مکس کیبل» هم انجام داد. راستش رو بخواهید، من این فیلم رو دوباره دیدم چون در برنامه «هات وانز» اشاره شد که اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) توش بازی کرده و من یادم نمیاومد. نقش کوچیکی داره، اما حتی اون موقع (شاید خامتر بود، نقشش هم جای کار زیادی نداشت) در یک نقش کوچک شخصیت بزرگی از خودش نشون میداد. او یک صحنه کوتاه و قدرتمند داره که واقعاً ارزش یادآوری داره: بیشتر فیلم در مورد خرابکاری برای دزدهاست. این فیلم حس و حال خیلی متفاوتی نسبت به دو قسمت اول داره. کوین (در قسمتهای قبلی) منزوی بود و نمیتونست کمک بگیره، اما الکس اولش همه کار درست رو برای کمک گرفتن انجام میده، ولی هیچکس حرفش رو باور نمیکنه، بنابراین احساس میکنه مجبوره «کار درست» رو خودش انجام بده. با این حال، این کار تقریباً به شکل جنونآمیزی نمود پیدا میکنه. البته، تقریباً هر اتفاقی که در این فیلم میافته باید باعث مرگ کسی بشه، ولی نمیشه. همچنین یک راه حل خیلی ساده داشت: الکس هر لحظه میتونست چیپ رو پس بده و ماجرا تموم بشه، آدمهای بد هم از کشور میرفتند؛ او خودش داوطلبانه وارد این کشتار میشه. کوین هدف قرار گرفته بود، صورت دزدها رو دیده بود و در واقع داشت از خودش و خونهاش دفاع میکرد چون «دزدهای خیس» دنبال *خودش* بودند. در نهایت، فیلم سرگرمکننده و دوستداشتنیه، و جالبه که محدودیتهای تکنولوژی در سال ۱۹۹۷ با موبایلها و پیجرها، ماشینهای کنترلی با برد طولانی، اما بدون دوربینهای وایرلس، و ابزارهای کنترلی که میتونستند تلویزیون همسایهها رو روشن کنند، چقدر بود. بزرگترین مشکلی که باهاش دارم اینه که پرنده برادرش اساساً به اندازه یک آدم باهوشه، حرف میزنه و رشوه میگیره (یا حداقل اصرار داره که بهش پول بدن)، و بدترین بخش اینه که میدونم آدمهایی هستند که پرندههایی به این باهوشی دارند. مطمئن نیستم که این پرنده کانور باشه، اما من با طوطیها سروکار ندارم. با این حال، فیلم نه خیلی خندهداره، نه بد، اما عالی هم نیست.
2020-08-27