ملاقات با جو بلک

ملاقات با جو بلک

ویلیام پریش (با بازی آنتونی هاپکینز)، غول رسانه‌ای، پدری مهربان و انسانی شریف، در آستانه جشن تولد ۶۵ سالگی خود است. یک روز صبح، او با پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر تماس پیدا می‌کند که ابتدا تصور می‌کند یک توهم است. کمی بعد، «مرگ» در کالبد یک مرد وارد خانه و زندگی او می‌شود: جو بلک (برد پیت) از راه رسیده است. قصد او بردن ویلیام بود، اما دست تقدیر باعث شده که میزبان قبلی جو و دختر زیبای ویلیام، سوزان (کلر فورلانی)، قبلاً با هم ملاقات کرده باشند. جو شروع به پیدا کردن علاقه‌ای خاص به زندگی روی زمین و همچنین به سوزان می‌کند، در حالی که سوزان هیچ ایده‌ای ندارد با چه کسی در حال معاشقه است.

سال انتشار: 1998 کارگردان: Martin Brest ژانر: Drama، Fantasy، Romance نویسندگان: Ron Osborn، Jeff Reno، Kevin Wade امتیاز: 7.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

***تأملی گیرا در مورد عشق، زندگی و مرگ***
فرشته مرگ می‌آید تا بیلیونر صنعتگر، بیل پریش (آنتونی هاپکینز) را ببرد، اما در عوض تصمیم می‌گیرد با تسخیر بدن یک مرد جوان (برد پیت)، تعطیلاتی را در دنیای مادی بگذراند. معامله مرگ با پریش این است که تا زمانی که او را سرگرم نگه دارد، مرگ بیل را به تأخیر بیندازد. آقای مرگ در قالب غریبه‌ای مرموز با ویژگی‌های کودکانه به نام «جو بلک» ظاهر می‌شود. «تعطیلات» او زمانی پیچیده می‌شود که عاشق دختر پریش (کلر فورلانی) می‌شود.

فیلم «با جو بلک آشنا شوید» (۱۹۹۸) بازسازی فیلم «مرگ به تعطیلات می‌رود» محصول ۱۹۳۴ است. فیلم این اعتماد به نفس را دارد که زمانش را طولانی کند (نزدیک به ۳ ساعت)، اما آنقدر جذاب است که کوتاه‌تر از اکثر فیلم‌های ۹۰ دقیقه‌ای بی‌محتوا به نظر می‌رسد. پلات داستان یادآور داستان‌های خوب «ماهی خارج از آب» (تضاد با محیط جدید) مثل شخصیت اسپوک در پیشتازان فضا یا فیلم «آدم فضایی» (۱۹۸۴) است. بله، داستان عجیب و غریب است اما فیلم به شکلی استادانه این موقعیت غریب را کاملاً باورپذیر ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر، این یک درام جدی است که به خوبی لحظات سنگین را با لمس‌های ظریف و سبک‌تر متعادل می‌کند. من آن را با «مسیر سبز» (۱۹۹۹) مقایسه می‌کنم؛ یک درام طولانی دیگر با جنبه‌های ماوراء‌طبیعی که کاملاً مسحورکننده است.

علیرغم ایده فانتزی‌اش، فیلم مدام بینش‌های عمیقی درباره حیاتی‌ترین موضوعات تجربه بشری ارائه می‌دهد؛ عشق، زندگی، مرگ و موارد دیگر مثل خیانت، رقابت، دشمنی و دنیای مرموز پس از مرگ. یک مثال خوب زمانی است که داماد پریش تعریفی از عشق به جو بلک ارائه می‌دهد: اینکه بدترین چیز را درباره کسی بدانی و با آن کنار بیایی، به شرطی که او پشیمان باشد. این فقط یک نمونه است؛ فیلم پر از این بینش‌هاست. ساخت فیلم ۹۰ میلیون دلار هزینه داشت و در گیشه آمریکا فقط نیمی از آن را برگرداند. خوشبختانه در ادامه طرفداران پر و پا قرصی پیدا کرد و به درستی هم همین‌طور است، چون این یک شاهکار فیلمسازی و واقعاً تأثیرگذار است. من خودم را مردی سرسخت می‌دانم، اما تقریباً در یک‌سوم زمان فیلم اشک‌هایم جاری بود. این نشانه یک اثر قدرتمند است. واقعاً مایه تأسف است که آشغال‌هایی مثل «دزدان دریایی کارائیب» میلیاردها دلار می‌فروشند و کارهای ضعیفی مثل «زیبای آمریکایی» به عنوان شاهکار ستایش می‌شوند، در حالی که گوهرهای واقعی مثل «جو بلک» اغلب نادیده گرفته می‌شوند. نکته خوب این است که زمان با جو بلک یار بود و بالاخره حق به حق‌دار رسید. امتیاز من: A/A-

2019-12-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

جو بلک (برد پیت) در نقش فرشته مرگ، پس از قرض گرفتن بدن مردی که همان روز صبح کشته شده، به دم در خانه تاجر ثروتمند، بیل پریش (آنتونی هاپکینز) می‌آید. بیل بعد از تجربه دردهای قفسه سینه و شنیدن صداهایی، متوجه می‌شود که وقت مرگش رسیده و جو آمده تا او را به آن دنیا همراهی کند. بیل برای خریدن زمان بیشتر، با جو وارد گفتگو می‌شود و موفق می‌شود او را متقاعد کند که کمی بیشتر روی زمین بماند. علاقه جو به انسانیت و تجربه زندگی زمانی بیشتر می‌شود که او و دختر بیل، سوزان، رابطه‌ای را شروع می‌کنند. تمرکز فیلم بیشتر روی رابطه جو و سوزان است تا نقشه مرگ برای بیل. به عنوان یک داستان عشق ممنوعه به سبک رومئو و ژولیت، فیلم خیلی تلاش می‌کند تا با احساسات مخاطب بازی کند. برد پیت و آنتونی هاپکینز بازی‌های قرص و محکمی ارائه می‌دهند، اما زمان طولانی فیلم باعث می‌شود حفظ علاقه به داستان و شخصیت‌ها سخت شود. ایده اولیه خیلی خوب است و تیم بازیگری ستاره فیلم سعی می‌کنند از مفهوم قدرت معنوی عشق بیشترین بهره را ببرند. با این حال، پیچیدگی بیش از حد و داستان فرعی غیرضروری (تلاش برای تصاحب شرکت بیل) باعث شده فیلم بی‌دلیل طولانی شود.

2023-02-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

میلیاردر داستان، «پریش» (آنتونی هاپکینز)، با نزدیک شدن به تولدش و احتمال ادغام شرکتش، کمی احساس ناخوشایندی دارد. دخترش «سوزان» (کلر فورلانی) هم به یکی از کارمندهای زرنگ او به نام «درو» (جیک وبر) که پشت این معامله پرسود است، علاقه دارد. حال پریش اصلاً خوب نیست و بعد از ترسی که شبیه حمله قلبی است، با شخصیت جدیدی در زندگی‌اش روبرو می‌شود. برد پیت با موهای بلوند و چشم‌های نافذ که هدفش برای ما روشنه اما برای دوست جدیدش نه. پیرمرد که نام «جو بلک» را روی او گذاشته، شروع می‌کند به راهنمایی این جوان که مشخصاً هیچ دانشی از نحوه کارکرد دنیا ندارد. حضور «بلک» در زندگی این غول تجاری پررنگ‌تر می‌شود و باعث نگرانی بقیه می‌شود، چون رفتارهایی نشان می‌دهد که با شخصیت موفق قبلی‌اش در تضاد است. این موضوع باعث ناراحتی «درو» جاه‌طلب می‌شود، اما نه به اندازه توجهی که «بلک» به سوزان نشان می‌دهد و سوزان هم کم‌کم به او علاقه‌مند می‌شود. پریش حالا دیگر فهمیده که همراه جذاب و کاریزماتیکش کیست و نگران تأثیری است که این موضوع در صورت فاش شدن روی دخترش می‌گذارد. آیا این دو می‌توانند راهی برای آشتی دادن وظیفه و خواسته دلشان پیدا کنند؟ داستان قرص و محکم و نویدبخشی است و پویایی مؤثری بین بازی زیرپوستی پیت و آنتونی هاپکینز وجود دارد. فقط مشکل اینجاست که خیلی طولانی است. راحت می‌شد یک ساعت از فیلم را زد بدون اینکه به داستان لطمه‌ای بخورد. انگار یک نمایشنامه سه پرده‌ای است که خیلی طول می‌کشد تا راه بیفتد و فقط نیم ساعت آخرش که پر از توطئه‌های جذاب است، نجاتش می‌دهد. فیلم خوش‌ساختی است اما دیالوگ‌هایش خیلی زیاد است و من مجبور بودم از بین کلی حرف رد شوم تا واقعاً از فیلم لذت ببرم. متأسفم.

2024-02-08


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

مرگ به تعطیلات می‌رود. این نه تنها اسم نمایشنامه‌ای است که فیلم از روی آن ساخته شده، بلکه ایده کلی فیلم هم هست. یک داستان واقعی از نوع «ماهی خارج از آب»، که در آن مرگ سعی می‌کند زندگی را درک کند و بفهمد چرا مردم معمولاً نمی‌خواهند آن را از دست بدهند. فکر می‌کنم این فیلم برای کسانی که در جناح چپ هستند و مدام تقاضای تغییر در فیلم‌های قدیمی یا حذف صحنه‌ها را دارند، خوشایند نباشد. چون آن‌ها درک نمی‌کنند که مرگ با صدای خودِ آدم‌ها با آن‌ها حرف می‌زند. برای همین است که ما مخاطبان شنیدیم جو مثل آن زن جامائیکایی که در بیمارستان بود حرف می‌زند. می‌توانم تصور کنم که آن آدم‌ها با دیدن آن صحنه از کوره در بروند و حداقل تقاضای هشدار محتوا (trigger warning) داشته باشند. به هر حال، بازیگران کارشان عالی بود و این از آن فیلم‌هایی است که نباید به حرف منتقدان گوش داد (که به آن نمره F دادند)، بلکه باید به حرف تماشاگران گوش کرد که به آن نمره B دادند.

2025-03-09