شاهزاده مونونوکه

شاهزاده مونونوکه

آشیتاکا (Ashitaka)، جنگجوی جوان و با اعتمادبه‌نفس، در حین محافظت از دهکده‌اش در برابر یک گراز-خدا/دیو خشمگین، دچار نفرینی مرگبار می‌شود. او برای نجات جان خود باید به جنگل‌های غرب سفر کند. در آنجا، او درگیر نبرد شدیدی می‌شود که انسان‌ها علیه جنگل به راه انداخته‌اند. بانو ابوشی (Lady Eboshi) جاه‌طلب و قبیله وفادارش از تفنگ‌های خود علیه خدایان جنگل و زن جوان شجاعی به نام شاهزاده مونونوکه (Princess Mononoke) که توسط یک گرگ-خدا بزرگ شده است، استفاده می‌کنند. آشیتاکا جنبه‌های خوب هر دو طرف را می‌بیند و سعی می‌کند جلوی خونریزی را بگیرد. این کار با دشمنی هر دو طرف مواجه می‌شود، زیرا هر کدام او را حامی دشمن می‌بینند.

سال انتشار: 1997 کارگردان: Hayao Miyazaki ژانر: Animation، Adventure، Fantasy نویسندگان: Hayao Miyazaki امتیاز: 8.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

احتمالاً بهترین فیلم میازاکی (Miyazaki) هستش. ترکیبی از سنت‌های قدیمی ژاپن با داستانی درباره تضاد بین انسان صنعتی و حفظ طبیعت.

2013-11-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

آثار هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki) همیشه چیزی برای یادآوری به ما دارن؛ اینکه ما به طور طبیعی با مادر زمین و کائنات در هماهنگی هستیم. هنوز پیوندی وجود داره، اگه یکی آسیب ببینه، یعنی اون یکی هم زجر می‌کشه.

2020-12-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

عنوان اصلی: Mononoke Hime. داستان فیلم در قرن چهاردهم و در دوره موروماچی (Muromachi) ژاپن روایت می‌شه. شاهزاده جوان آشیتاکا، آخرین بازمانده از نسل سلطنتی خودش، گراز وحشی‌ای رو که قصد حمله به دهکده‌اش رو داره می‌کشه. اون گراز که به خاطر خشم و نفرت زیاد تبدیل به دیو شده، شاهزاده جوان رو آلوده می‌کنه و اون هم در نهایت به دیو تبدیل خواهد شد. اون دهکده رو ترک می‌کنه تا درمانی به شکل شیشیگامی (Shishigami)، خدایی شبیه گوزن، پیدا کنه. در طول سفرش متوجه می‌شه که خشم و نفرت نهفته در وجودش وقتی فوران می‌کنه، قدرت عظیمی بهش می‌ده – این موضوع وقتی ثابت می‌شه که بازوهای یه جنگجوی سامورایی رو قطع می‌کنه و سر یکی دیگه رو از تنش جدا می‌کنه. در ادامه سفرش، گروهی از مسافران رو می‌بینه که مورد حمله گله گرگ‌ها قرار گرفتن. اون دو تا از مردها رو نجات می‌ده که معلوم می‌شه اهل «شهر آهن» (Irontown) هستن، جایی که توسط بانو ابوشی اداره می‌شه. اون دو مرد رو به شهر آهن برمی‌گردونه، شهری که زن‌ها توش کارهای ریخته‌گری و کارهای خونه رو انجام می‌دن و مردها امنیت و محافظت رو بر عهده دارن، هرچند این مرزبندی هم قطعی نیست چون زن‌ها هم می‌تونن با تفنگ‌هایی که مخصوصاً توسط جذامی‌ها (که بانو ابوشی بهشون غذا و عزت داده) براشون ساخته شده، از خودشون دفاع کنن. صحنه‌هایی که زن‌ها با زبونشون مردهای خودشون رو تنبیه می‌کنن خیلی طنز داره و من واقعاً به اون صحنه‌ها خندیدم. وقتی آشیتاکا مردها رو به شهر آهن برمی‌گردونه، بانو ابوشی ازش استقبال می‌کنه. اون همچنین متوجه می‌شه که گله گرگ‌ها توسط مورو (Moro)، خدای گرگ، رهبری می‌شده و اون دختر عجیبی که دید به گرگ‌ها کمک می‌کنه، سان (San) دخترخوانده مورو بوده. سان توانایی صحبت با ارواح طبیعت رو داره و به همین خاطر به «شاهزاده مونونوکه» (ارواح چیزها) معروفه. آشیتاکا نگرانه که ابوشی داره جنگل رو نابود می‌کنه. معلوم می‌شه که بانو ابوشی و مورو به خاطر آسیبی که به جنگل وارد شده با هم در جنگ هستن. علاوه بر این، ابوشی سامورایی‌ها رو هم برای کمک در جنگ استخدام کرده، اما سامورایی‌ها دو تا هدف دارن: یکی اینکه سر روح جنگل رو برای امپراتور ببرن، چون امپراتور معتقده این کار بهش عمر جاودان می‌ده. دوم اینکه شهر آهن رو از بانو ابوشی بگیرن. این خلاصه‌ای از داستان بود. میازاکی برای اولین بار در این فیلم از گرافیک کامپیوتری استفاده کرد، اما بیشتر فیلم با دست طراحی شده. به نظرم این به نفع فیلم شده. طراحی‌ها در بعضی جاها نفس‌گیره و به تصویر کشیدن اتفاقات ماوراءطبیعی مثل تبدیل شدن روح جنگل به «شب‌گرد» و صحنه گرازِ دیوزده وقتی برای اولین بار از جنگل بیرون میاد، تماشاییه. فکر می‌کنم برای بچه‌ها خیلی ترسناک و خونین باشه، اما یکی از دوستام بهم اطمینان داد که این جور فیلم‌ها برای بچه‌ها در ژاپن کاملاً عادیه. فیلم بیش از دو ساعت زمان داره و واقعاً مطالب زیادی رو در این دو ساعت جا داده. من این فیلم رو خیلی جالب و دیدنی دیدم. می‌خواستم بدونم چی می‌شه و داستان اصلاً قابل پیش‌بینی نبود. دنیایی که به تصویر کشیده بود رو باور کردم. به نظرم در هر فیلمی باید اجازه بدید شما رو وارد دنیای خودش کنه (تا یه حدی، چون بعضی فیلم‌ها مسخره هستن و توقع زیادی دارن، اما این فیلم این‌طور نیست). بخشی از دلیل جذابیت فیلم برای من اینه که شخصیت‌ها رو نمی‌شه به «خوب‌ها» و «بدها» تقسیم کرد. بله، مورو و گله‌اش به کارگرهای بی‌دفاع حمله می‌کنن، اما اون‌ها دارن جنگل رو نابود می‌کنن و مورو باید از سبک زندگی خودش محافظت کنه. بله، بانو ابوشی داره جنگل رو نابود می‌کنه، اما داره برای خودش زندگی می‌سازه و به بقیه کمک می‌کنه: اون زن‌ها رو از بردگی در فاحشه‌خانه‌ها نجات داده، بهشون امنیت، کار و خونه داده؛ بعضی‌هاشون همسر یا همراه پیدا کردن. اون برای جذامی‌ها که معمولاً طرد شده هستن، پناهگاه، خونه و کار فراهم کرده. هیچ‌کدوم از طرفین به نظر نمی‌رسه که ذاتاً کینه‌توز باشن؛ تلاش‌های ابوشی برای خلاص شدن از دست گله گرگ‌ها برای حفظ خودشه و ائتلافش با سامورایی‌ها برای نابودی روح جنگل، تلاشیه برای از بین بردن تهدید همیشگی حمله. می‌شه بحث کرد که اگه اون دیدگاه آشتی‌جویانه‌تری داشت، شاید می‌شد به نوعی آتش‌بس رسید، اما بارها و بارها اعضای گله گرگ‌ها فقط می‌گن «اون‌ها انسان هستن، باید کشته بشن» – تا جایی که حتی آشیتاکا که به حیوانات کمک کرده، تهدید به مرگ می‌شه اگه جنگل رو ترک نکنه. در واقع، می‌شه گفت این حیوانات هستن که اینجا رفتار «نژادپرستانه» نشون می‌دن – و مرگ انسان‌ها رو فقط به خاطر انسان بودنشون می‌خوان. هیچ‌کدوم از انسان‌های فیلم مرگ حیوانات رو صرفاً به خاطر حیوان بودنشون نمی‌خوان. مرگ اون‌ها و نابودی زیستگاهشون، یه اثر جانبی ناگوار از صنعتی شدن انسان‌هاست، نه یه اقدام عمدی. امیدوارم از تحلیل من متوجه شده باشید که فیلم تقابل «خوب‌ها علیه بدها» نیست. تقابل طبیعت در برابر صنعتی شدنه و مصالحه در این مورد اصلاً آسون نیست و فیلم هم همین رو نشون می‌ده. خوشحال می‌شید اگه بدونید فیلم پایان امیدبخشی داره، اما خوشبختانه به نظر من اصلاً قابل پیش‌بینی نیست. تماشای این فیلم رو کاملاً توصیه می‌کنم.

2023-08-06


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

وقتی یه دهکده توسط یه گراز وحشی عذاب می‌کشه، وظیفه «آشیتاکا»ی جوان می‌شه که قضیه رو حل‌وفصل کنه. اما معلوم می‌شه که اون یه موجود معمولی نیست - و در طول مبارزه، مرد دچار نفرینی می‌شه که برای درمانش باید به سراغ خدای بزرگ درخت بره. سفرهاش اون رو به سمت «بانو ابوشی» بی‌ملاحظه می‌کشونه که یه فرآیند ذوب فلز ابداع کرده که بهش اجازه می‌ده تفنگ بسازه - این کار نه تنها بهش در برابر قبایل محلی دیگه برتری می‌ده، بلکه در ماموریتش برای کشتن خدایان و گرگ‌هایی که توسط شاهزاده مونونوکه (که از نوزادی بزرگش کردن) رهبری می‌شن، کمکش می‌کنه. داستان عالیه، انیمیشن رنگارنگ و پرجزئیات، این افسانه رو به خوبی و با هیجان به جلو می‌بره و شخصیت‌پردازی‌های قوی و اکشن زیادی داره. مثل همیشه در کارهای میازاکی، داستان یه پیام اخلاقی داره - و بیست دقیقه آخر فیلم این رو به زیبایی نشون می‌ده. نسخه دوبله انگلیسی هم تیم بازیگری خوبی داره که به شخصیت‌ها هویت و احساس بیشتری دادن. به نظرم ارواح جنگل یکم بیش از حد لوس (twee) بودن، اما در غیر این صورت، این فیلم یه ترکیب عالی از خلاقیت و افسانه است - و من واقعاً ازش لذت بردم.

2023-08-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

این فیلم محبوب‌ترین اثر میازاکی برای منه. جلوه‌های بصری عالی هستن. شخصیت‌ها فوق‌العاده‌ان. صداپیشگی (نسخه انگلیسی) عالیه. انیمیشن حرف نداره. موسیقی عالیه. داستان هم خوبه. همه چیز در مورد این فیلم خیلی باحاله و واقعاً تماشاش لذت‌بخشه.

2024-01-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

۷۵ از ۱۰۰. جستجوی یه مرد جوان برای درمان نفرینی که موقع کشتن یه دیوِ گراز-خدا بهش سرایت کرده، اون رو به وسط جنگی بین انسان‌ها، جانوران، خدایان و دیوها می‌کشونه. این انیمه بلند ژاپنی خیلی بهتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم. شخصیت‌ها خیلی پیچیده بودن، انگیزه‌های همه طرف‌های درگیر کاملاً منطقی بود، که باعث می‌شد مفهوم «انجام کار درست» یه موضوع خیلی مبهم بشه. انیمیشن فوق‌العاده بود و داستان هم متنوع و کامل. خیلی خوب بود. -- DrNostromo.com

2025-11-18