परदेसी बाबु
راجو پردسی زندگی فقیرانهای در روستا کنار نامادری سنگدلش دارد و تصمیم میگیرد برای بهبود زندگی خود به بمبئی اثاثکشی کند. به محض ورود، دوستش هپی سینگ از او استقبال کرده و ترتیبی میدهد تا در خانه صاحبخانهای سختگیر به نام «مای» اقامت کند. راجو عاشق کمک به دیگران است، تا جایی که حتی در یک مسابقه مسابقه به یک کشتیگیر حرفهای میبازد تا بتواند از پول آن به دیگران کمک کند. یک روز وقتی به اتاقش برمیگردد، متوجه میشود عروسی فراری به نام چینی چوپرا که حاضر به ازدواج با نارندرا (مرد انتخابی پدرش) نشده، اتاقش را تصاحب کرده است. کمکم راجو و چینی عاشق یکدیگر میشوند، اما این موضوع اصلاً به مذاق آقای چوپرا خوش نمیآید. آقای چوپرا با راجو ملاقات کرده و شرط میگذارد که تنها در صورتی میتواند با چینی ازدواج کند که ظرف یک سال، یک کرور (۱۰ میلیون) روپیه پسانداز کند. راجو این چالش را میپذیرد و میرود. با نزدیک شدن به پایان سال، نامهای از راجو به دست چینی میرسد که در آن گفته موفق شده مبلغ مورد نظر را جمعآوری کند و برای عروسی به بمبئی برمیگردد. اما راجو نمیآید و دیگر خبری از او نمیشود. چینی برای پیدا کردنش به دارجیلینگ سفر میکند و در کمال باورنکردنی او را در حال ازدواج با زن دیگری به نام کارونا میبیند. چینی همچنین متوجه میشود راجو این پول را به دست نیاورده، بلکه آن را دزدیده است. آقای چوپرا نیز از راه میرسد و راجو را متهم میکند که از چینی سوءاستفاده کرده تا ۵ کرور روپیه از او بدزدد. راجو این پول را از کجا آورده؟ چرا دارد با کارونا ازدواج میکند؟
سال انتشار: 1998 کارگردان: Manoj Agrawal ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Aadesh K. Arjun، Satish Jain امتیاز: 5.2