چشمان کاملاً بسته
بعد از اینکه همسرش، آلیس (Alice)، فانتزیهای جنسیاش را برای او تعریف میکند، ویلیام هارفورد (William Harford) شبی را برای ماجراجوییهای جنسی آغاز میکند. پس از چندین برخورد ناموفق، او با دوست قدیمیاش، نیک نایتینگل (Nick Nightingale) – که حالا یک نوازنده است – ملاقات میکند. نیک به او از مهمانیهای جنسی عجیب و غریبی میگوید که در آنها باید با چشمبند پیانو بنوازد. تمام مردان حاضر در مهمانی لباس مبدل و ماسک دارند، در حالی که زنان همگی جوان و زیبا هستند. هارفورد موفق میشود لباس مناسبی پیدا کند و به مهمانی میرود. اما به محض ورود، توسط کسی که او را با وجود ماسک میشناسد، هشدار داده میشود که در خطر بزرگی است. او موفق میشود خود را نجات دهد، اما تهدیدها کاملاً واقعی و شوم از آب درمیآیند.
سال انتشار: 1999 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Stanley Kubrick، Frederic Raphael، Arthur Schnitzler امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**مهم نیست که این بهترین یا بدترین فیلم استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) است. این فیلمی است که شما را به فکر وامیدارد.**
استنلی کوبریک یکی از آن فیلمسازانی است که فیلمهای زیادی نساخت. در طول چهل سال فعالیت حرفهایاش، او تنها سیزده فیلم بلند ساخت. خیلی کم... با این حال، اگر دقیق نگاه کنیم، تقریباً همه آنها آشنا هستند و بلافاصله وارد پانتئون سینما شدند. آنها فیلمهای بینقصی نیستند، و کوبریک هم هر چقدر هم که روشمند بود، بینقص نبود، و برخی از فیلمهای او ناخوشایند هستند (قبلاً در مورد برخی از آنها نوشتهام). اما هر یک از آنها، به دلایل خاص خود، اثری بسیار متفاوت است.
در این فیلم، او یک مطالعه موردی حول محور میل، جنسیت و نحوه برخورد ما، به صورت فردی یا به عنوان یک زوج، با آن را ارائه میدهد. فیلمنامه داستان یک دکتر و همسرش را دنبال میکند. یک زوج ظاهراً خوشبخت که پس از مهمانیای که هر دو با افراد دیگر معاشقه کردند (بدون هیچ عواقبی)، با هم دعوا میکنند و زن، شاید برای از بین بردن اعتماد به نفس مرد، اعتراف میکند که مدتی پیش میخواسته با مرد دیگری باشد. این افشاگری دکتر را لال میکند. آن شب، او انگار نمیداند چه میخواهد: او زنان دیگر را میخواهد، اما پیشرویهای آنها را رد میکند. اما وقتی یک دوست پیانیست از یک مهمانی عجیب و غریب، پر از زیبایی، که در آن باید با چشمبند بنوازد، به او میگوید، او میخواهد از نزدیک آن را ببیند. بله، مهمانی یک ارگی عظیم و شیک بود، با رگههایی از آیین مذهبی ناپاک برای تأکید بر حس گناه و شهوت. البته، مرد بیاحتیاط در نهایت کشف و افشا میشود... و از آنجا به بعد، فیلم متراکمتر میشود، با شخصیتی که به طور فزایندهای از آنچه ممکن است برایش اتفاق بیفتد میترسد.
فیلم ما را به شدت به فکر فرو میبرد درباره جنسیت، تکهمسری، اهمیتی که به وفاداری زناشویی میدهیم. نمیدانم در سال ۱۹۹۹ چگونه بود، اما امروز دیدن زوجهایی در روابط باز، یا سوناها و کلابهای سوینگ نسبتاً محتاط که به طور منظم مهمانیهای لیبرال برگزار میکنند، رایج است. هنوز هم دنیایی جداگانه وجود دارد – مهمانیهای خصوصی، که توسط شبکههای اجتماعی و فقط برای مهمانان سازماندهی میشوند – و درست است که ثروتمندان و مشهوران در حفظ حریم خصوصی خود، به خصوص وقتی کارهای شیطنتآمیز انجام میدهند، بسیار سختگیرتر هستند. اما آنچه فیلم به ما پیشنهاد میکند، نه رد تکهمسری، بلکه این است که به نحوه کنار گذاشتن تمام شرکای جنسی دیگر وقتی واقعاً عاشق میشویم، فکر کنیم. مفهوم فداکاری شخصی در تمام فیلم جریان دارد (زنی که یک فانتزی اروتیک را به خاطر عشق رها میکند، دیگری که پیشنهاد میکند بمیرد تا یک بیگناه را نجات دهد، مردی که رابطه جنسی را رد میکند چون متأهل است) و نشان میدهد که بهترین پیوندهایی که در زندگی ایجاد میکنیم شامل انتخابها و فداکاریها در ازای چیزی بزرگتر است. در واقع، برای خوشبختی در یک ازدواج، باید چشمان خود را به روی وسوسهها کاملاً ببندید.
با داستانی بسیار خوب و خوشنوشت، فیلم شخصیتها را به خوبی توسعه میدهد و به ما اجازه میدهد آنها را بشناسیم. برای این کار، فیلم از سرعت کندتر خود که ممکن است برخی از تماشاگران را کلافه کند، ابایی ندارد. انتخاب تام کروز (Tom Cruise) و نیکول کیدمن (Nicole Kidman) برای نقشهای اصلی تعیینکننده بود. در آن زمان، آنها زوج زیبای هالیوود بودند، و شکی نیست که کوبریک میدانست چگونه از شیمی شخصی و صمیمی عظیم آنها بهرهبرداری کند و آن را به شخصیتها و فیلم منتقل کند. در واقع، این ممکن است بهترین فیلم کوبریک نباشد (که نسبی است!) اما، برای من، این بهترین فیلم کروز تا به امروز است.
از نظر فنی، فیلم نکات مثبت زیادی دارد. کوبریک توجهی تقریباً وسواسگونه به جزئیات داشت و وقت زیادی را صرف فیلمبرداری کرد. و ما میتوانیم ببینیم که چگونه هر صحنه با جزئیات فیلمبرداری شده است، با حرکت دقیق دوربین، برشهای جراحیشده، صحنههای بسیار طولانی و بسیار خوب تدوینشده، با بهرهگیری از فیلمبرداری و دکورهای عالی (که البته، عمارت مهمانی برجسته است). حتی مهمتر از آن، نحوه کار کارگردان با محیط و تنش است که رو به رشد و تقریباً ملموس است. در این فیلم برهنگی زیادی وجود دارد، از جمله برهنگی کامل از جلو (خود کیدمن صحنههایی را بازی کرد که تقریباً برهنه است) و برخی صحنههای جنسی که اگرچه صریح نیستند، اما بسیار بصری هستند. با این حال، فیلم، به طرز شگفتانگیزی، خیلی اروتیک نیست. فکر میکنم کارگردان نمیخواست سکس ما را منحرف کند یا آن تنشی را که به دنبالش بود، از بین ببرد. در مورد صدا و موسیقی متن، فکر میکنم کار خود را به خوبی انجام میدهد، اما آن را به خصوص قابل توجه نیافتم.