مولان
این بازخوانی از افسانه قدیمی چینی، داستان دختر جوانی است که متوجه میشود پدر ضعیف و ناتوانش برای مقابله با هجوم هانها به ارتش فراخوانده شده است. او که میداند پدرش با این وضعیت هرگز در سختیهای جنگ دوام نمیآورد، تصمیم میگیرد با تغییر چهره، به جای او به ارتش ملحق شود. بدون اطلاع او، اجدادش از این موضوع باخبر میشوند و برای جلوگیری از آن، به یک اژدهای کوچک و طرد شده به نام «موشو» (Mushu) دستور میدهند تا همراه او برود و او را مجبور به ترک نقشهاش کند. موشو میپذیرد، اما وقتی با مولان ملاقات میکند، متوجه میشود که او منصرفشدنی نیست و تصمیم میگیرد در روزهای خطرناکی که پیش رو دارد، به او کمک کند.
سال انتشار: 1998 کارگردان: Tony Bancroft, Barry Cook ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Robert D. San Souci، Rita Hsiao، Chris Sanders امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«مولان» یکی از کارهای خوب دیزنیه. کلی نکته مثبت توی این فیلم هست؛ البته چند بخش نه چندان سرگرمکننده هم داره ولی در کل فیلمیه که خیلیها دوستش خواهند داشت. داستانش خیلی جذابه، حتی اگه به اون اندازهای که میتونست، تاریک یا عمیق نباشه. «مینگ-نا ون» (Ming-Na Wen) در نقش اصلی اجرای کاملاً قابل قبولی داره. اما «ادی مورفی» (Eddie Murphy) قطعاً موندگارترین صدای این انیمیشنه. من شخصیتش رو خیلی دوست ندارم، چون یه کم بیش از حد کارتونیه و به فضا نمیخوره، اما مورفی واقعاً خندهداره و بازیش اینجا مثل پیشدرآمدی برای نقش «شرک» میمونه. بقیه بازیگرها خیلی شاخص نیستن، اما همون چیزی که لازمه رو ارائه میدن. از نظر انیمیشنسازی قشنگه و چند تا از آهنگهاش هم تو یاد میمونن. همونطور که درباره موشو گفتم، طراحی شخصیتها رو خیلی نمیپسندم. به جز موشو، از قیافه «شان یو» (Shan Yu) هم خوشم نمیاد؛ به نظر من اون فقط همیشه عصبانی به نظر میرسه تا اینکه ترسناک یا تهدیدآمیز باشه. در کل این فیلم رو قطعاً ارزش دیدن میدونم و ریتم خوبش باعث میشه ازش لذت ببرید.
2020-07-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. سال ۲۰۲۰ یه بازسازی لایواکشن دیگه از دیزنی رو برامون آورد. بعد از نسخههای جدید کتاب جنگل، علاءالدین، شیرشاه و خیلیهای دیگه، حالا نوبت به مولان رسیده. برای همین تصمیم گرفتم برگردم به عقب و یکی از آخرین آثار دوران رنسانس دیزنی رو دوباره تماشا کنم. بچه که بودم، با اینکه اصلاً تحت تأثیر فرهنگ چینی نبودم، همیشه از داستان، شخصیتها و البته موسیقی موندگار این فیلم لذت میبردم. اما به هر دلیلی، هیچوقت جزو اون کلاسیکهای دیزنی نشد که هر سال برم سراغش. شاید این کلاً پنجمین باری باشه که فیلم رو میبینم، که برای کسی مثل من که متولد دهه ۹۰ میلادی هستم، خیلی کم به نظر میرسه. احتمالاً این اولین باره که از دوران نوجوانی به بعد مولان رو میبینم، پس کنجکاو بودم ببینم نظرم عوض شده یا نه. خب، دیگه منتظرتون نمیذارم، عاشقشم! بدون شک الان خیلی بیشتر از بچگیهام قدرش رو میدونم. در واقع، اگه قرار بود فقط یک فیلم رو برای بازسازی لایواکشن انتخاب کنم، انتخاب نهایی من مولان بود، اونم فقط به خاطر حس حماسی و سینماییش. نمیخوام از داستان جذاب و شخصیتهای فوقالعادهش کم کنم، اما وقتی بحث لایواکشن وسط باشه، مولان همه چیز برای تبدیل شدن به یه نمایش بصری خیرهکننده رو داره. این فیلم ثابت میکنه که انیمیشن دو بعدی چقدر میتونه قدرتمند و از نظر احساسی تاثیرگذار باشه. مثل همه فیلمهای دوران رنسانس دیزنی، انیمیشن عالی به نظر میرسه. دهها نمای خیرهکننده داره که آدم رو یاد ابعاد حماسی «ارباب حلقهها» میندازه. سکانسهای اکشن واقعاً جذاب و نوآورانه هستن و شخصیت اصلی رو در موقعیتهایی قرار میدن که باید با هوش و ذکاوت عمل کنه. موسیقی «جری گلداسمیت» (Jerry Goldsmith) نقش حیاتی در روایت داره. نه تنها شخصیتها رو به شکل معناداری پرورش میده، بلکه با آهنگهای شاد و سرگرمکننده به پیشبرد داستان کمک میکنه. باز هم میگم، صحنههای اکشن با این موسیقی اوج میگیرن. از نظر فنی، مولان یکی از بهترین انیمیشنهای تاریخ دیزنیه. اما طبق معمول، دو ستون اصلی هر فیلمی که در قلب و حافظه مردم میمونه، داستان و شخصیتها هستن. با این همه نویسندهای که اسمشون توی فیلمنامه هست، واقعاً تعجب میکنم که مولان چقدر خوب نوشته شده و ساختار منسجم و تاثیرگذاری داره. با وجود خطوط داستانی که از نظر فرهنگی غنی هستن، سخت میشه جذب شخصیت مولان نشد. دختری که با دزدیدن جای پدر پیرش به جنگ میره تا اون رو از مرگ حتمی نجات بده و در عین حال سعی میکنه به خانوادهاش افتخار کنه. زنی که میخواد چیزی فراتر از فقط یک همسر برای یک مرد باشه. مبارزه با «شان یو» ترسناک و ارتشش، و همچنین مبارزه با کلیشههای تحقیرآمیز و قوانین سنتی جامعه. «مینگ-نا ون» صدای قدرتمندی به مولان داده که ارزش به یاد موندن رو داره. بعد از گذشت بیش از بیست سال، سفر او هنوز هم یه داستان الهامبخش نه فقط برای زنها و دخترهای دنیا، بلکه برای هر کسیه که این فیلم رو میبینه. کاپیتان «لی شانگ» (Li Shang) هم مسیر خودش رو داره تا ثابت کنه لایق عنوان کاپیتانیه. با وجود همه سختیها، نیروهاش رو آموزش میده و به پدرش احترام میذاره. «لینگ»، «یائو» و «چین-پو» هم خیلی خندهدارن و هم برای نجات چین ضروری هستن. شان یو هم به عنوان یه شخصیت ترسناک عالی عمل میکنه، هرچند انگیزههاش طبق فرمول کلیشهای شخصیتهای منفیه. حالا آماده باشید چون تنها مشکلم با فیلم ممکنه یه نظر جنجالی باشه. مطمئنم بچه که بودم عاشق موشو و شوخیهاش بودم. اون هم مثل بقیه شخصیتها داستان جذابی داره. اما الان که فیلم رو میبینم، فقط صدای ادی مورفی رو میشنوم که انگار داره استندآپ کمدی اجرا میکنه. وقتی به موشو گوش میدم، نمیگم «اوه، این موشوئه»، میگم «این ادی مورفیه». این فیلم برای لحن طنز همیشگی دیزنی، زیادی جدی و تاریکه، برای همین تعادل لحن باید خیلی دقیق باشه تا جواب بده. موشو ممکنه با شوخیهای گاه و بیگاهش فضای سنگین رو تلطیف کنه، اما در کل دلیل اصلی اینه که فیلم گاهی یادش میره کی باید جدی باشه و کی شوخی کنه. در مجموع، مولان یکی از باارزشترین کلاسیکهای انیمیشنی دیزنی از نظر فرهنگیه. حتی بعد از دو دهه، داستانش به هر کسی که این اثر باشکوه رو میبینه الهام میبخشه. روایت پراحساسش پر از سکانسهای اکشن حماسیه که با موسیقی موندگارش اوج میگیره. مسیر شخصیت اصلی هنوز هم برای خیلیها ملموسه: سفری برای اثبات ارزشهای خود، خانواده و شکستن کلیشهها. با صداپیشههای فوقالعاده، تقریباً هر شخصیتی یه داستان جذاب با انگیزههای روشن داره. از نظر بصری، حس سینمایی خاصی داره که هیچ انیمیشن دیزنی دیگهای نداره. از نظر لحن، تعادل میتونست بهتر باشه. فضای تراژیک و تاریک جنگ در تمام مدت حس میشه و با اینکه کمی شوخی و خنده لازمه، اما بعضی شوخیها بی مورد به نظر میرسن و موشو در بعضی لحظات بیش از حد لوده بازی درمیاره. با در نظر گرفتن مخاطب هدف، نمیشه خیلی شکایت کرد. این فقط یه ایراد کوچیک در یک فیلم فوقالعادهست؛ فیلمی که به همه پیشنهاد میکنم ببینن تا مثل خیلیهای دیگه در سراسر جهان، ازش الهام بگیرن. امتیاز: -A
2020-09-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیزنی این بار برای این ماجراجویی فانتزی به شرق رفته، داستانی بر اساس یک اسطوره باستانی از فرهنگ عامه چین امپراتوری. ارتش هانها به پادشاهی باستان حمله کردهاند و امپراتور باید تمام نیروهایش را برای دفاع از کشور بسیج کند. قاصدان او به همه جا سفر میکنند تا مردان را به ارتش فرا بخوانند. آنها به خانه «مولان» میرسند و او به جای فرستادن پدر پیرش، تصمیم میگیرد خودش را به جای یک پسر جا بزند و به جنگ برود. در این انیمیشن که نسبت به بقیه تاریکتر است، اکشن زیادی وجود دارد؛ شخصیت منفی یعنی «شان یو» چشمهای شیطانی و نافذی دارد و استفاده از رنگهای تیره و موسیقیهای کوبهای سنگین از «جری گلداسمیت»، حس تهدید و ترس خوبی در نیمه دوم فیلم ایجاد میکند. خود مولان هم با اینکه نیمی از فیلم را در حال تظاهر است، نشان میدهد که قهرمانی جسور و حریفی قدرتمند برای همرزمان مرد خود است. حالا چرا فقط ۳ از ۵؟ خب، ادی مورفی روی اعصابم بود. «موشو» همانقدر که پر سر و صدا بود، رو مخ هم بود؛ حضورش بیش از حد اغراقآمیز بود و تا حد زیادی فیلم را برای من خراب کرد.
2023-08-28