تارزان

تارزان

فیلم درباره زندگی تارزان (Tarzan) است؛ یتیم خردسالی که از بچگی توسط میمونی به نام کالا (Kala) بزرگ شده است. او باور داشت که آن‌ها خانواده واقعی‌اش هستند، اما در جریان یک سفر اکتشافی، تارزان دختری به نام جین پورتر (Jane Porter) را نجات می‌دهد. او در ادامه متوجه می‌شود که خودش هم یک انسان است. حالا تارزان باید تصمیم بگیرد که به کدام خانواده تعلق دارد...

سال انتشار: 1999 کارگردان: Chris Buck, Kevin Lima ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Edgar Rice Burroughs، Tab Murphy، Bob Tzudiker امتیاز: 7.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

تارزان با سرعت از میون جنگل‌های رنگارنگ تاب می‌خوره و دوران رنسانس دیزنی رو با یه شور و حال وحشیانه به پایان می‌رسونه. دو دنیا، یک خانواده.

یه پسر بچه بی‌گناهِ تقریباً چهار ساله، برای اولین بار به سینما برده شد. با ادب یه سطل پاپ‌کورن خواست و وارد سالن تاریک شد تا دنبال یه صندلی مناسب بگرده که بهترین دید رو به پرده داشته باشه. تریلرها شروع شدن و هیجان درونی بچه رو برای شروع فیلم اصلی بیشتر کردن. بعد، اون اتفاق افتاد. لوگوی دیزنی ظاهر شد. وقتش بود.

خانواده‌ای که از غرق شدن کشتی نجات پیدا کردن و توی یه جنگل ناشناخته ساکن شدن، در حالی که صدای تاثیرگذار فیل کالینز (Phil Collins) داستان رو روایت می‌کرد. یه پلنگ که به یه بچه گوریل حمله می‌کنه و بعد بی‌رحمانه اون زوج انگلیسی رو می‌کشه و فقط پسر نوزادشون رو باقی می‌ذاره که گریه می‌کنه. صدای گریه‌های غم‌انگیزش توی جنگل می‌پیچه تا اینکه یه گوریل ماده پیداش می‌کنه. اون یه بچه انسان رو به فرزندی قبول می‌کنه: تارزان.

اون بچه چهار ساله که از بی‌رحمی طبیعت چیزی نمی‌دونست، محو اون انیمیشن رنگارنگ شده بود. فوران احساسات. اون جادوی خالص دیزنی. اون لحظه، شروع یه عشق تازه به سینما بود؛ عشقی که دیگه هیچ‌وقت رهاش نکرد. بله، اون بچه چهار ساله، خودِ من بودم.

اگه بخوام از نگاه شخصی بگم، تارزان فقط یه کلاسیک دیگه از آرشیو دیزنی نیست. حتی فراتر از یه اقتباس از اثر حماسی باروز (Burroughs) هست. این فیلم یه جرقه بود. یه ماجراجویی عظیم که تمام لایه‌های احساسی ممکن رو داشت. رابطه عاشقانه بین جینِ (Jane) کاوشگر و تارزانِ بالغ. فیلم به زیبایی موضوع طرد شدن رو از طریق دو گونه‌ی به هم مرتبط نشون می‌ده و تضاد «دو دنیا، یک خانواده» رو در درون تارزان به تصویر می‌کشه؛ اینکه ما چطور بزرگ شدیم و واقعاً قراره چه کسی بشیم.

شخصیت‌های مکمل مثل ترک (Terk) و تانتور (Tantor) با ریتم‌های جذابشون، بار کمدی فیلم رو به دوش می‌کشن. از اون طرف، خباثت‌های کلیتون (Clayton) و تکنیک‌های شکار خائنانه‌اش که گوریل‌ها رو فقط به چشم کالا می‌بینه، جنبه تاریک داستان رو می‌سازه. گشت و گذار در جنگل‌های سرزنده آفریقا، همه و همه دست به دست هم می‌دن تا یه داستان بلوغ فوق‌العاده رو بسازن. قطعا این یکی از فیلم‌های دیزنی هست که بهش کم‌لطفی شده.

کارگردانی هنری این فیلم قوی‌ترین کار دوره رنسانس دیزنیه که انیمیشن سنتی دستی رو با پس‌زمینه‌های سه‌بعدی پیشرو ترکیب کرده. استفاده از مونتاژهای تصویری برای پیشبرد داستان و پس‌زمینه‌های آبرنگی برای تقویت حس محیط طبیعی، عالی از آب دراومده. طراحی روشن کاراکترها در تضاد با پس‌زمینه‌های تیره، کنتراست خوبی ایجاد کرده. کارگردانی لیما (Lima) و باک (Buck) حرف نداره.

و اما فیل کالینز (Phil Collins) که مثل همیشه یه موسیقی‌دان افسانه‌ایه و به داستان روح و احساس بخشیده. آهنگ‌های «Two Worlds»، «You’ll be in my Heart» و «Strangers Like Me» بی‌نظیرن. موسیقی متن منسینا (Mancina) هم باعث شده کاراکترها مدام آواز نخونن و فیلم به یه موزیکال غیرضروری دیگه تبدیل نشه.

همون‌طور که گفتم، از نظر شخصی من حاضر نیستم تارزان رو فقط یه انیمیشن معمولی از دیزنی بدونم. بالاخره اولین تجربه سینمایی من بوده. اما اگه بخوام منطقی نگاه کنم، داستان لغزش‌هایی داره. روایت خیلی سریع پیش می‌ره و یه پلات حماسی رو در کمتر از نود دقیقه جمع می‌کنه. نتیجه‌اش هم تدوین عجولانه در بعضی بخش‌هاست. دو دقیقه ابتدایی فیلم طوفانی از داستان‌سرایی احساسیه که متأسفانه پایه‌های کمی داره. مونتاژهای بزرگ شدن تارزان هم وزن داستانی زیادی ندارن و بیشتر فقط لذت بصری هستن. صداپیشگی گلدوین (Goldwyn)، کلوز (Close) و اودانل (O’Donnell) اون‌قدر که باید قوی نبود، هرچند درایور (Driver) و بلسد (Blessed) عالی بودن. و با اینکه عاشق آهنگ «Two Worlds» هستم، تکرار زیادش باعث شد تنوع ترانه‌ها کم بشه.

کل داستان سریع‌تر از شلیک گلوله روایت می‌شه، اما من دست از عشق همیشگی‌ام به این اثر برنمی‌دارم. تارزان فیلمی بود که من رو به عشقِ سینمایی که امروز هستم تبدیل کرد. اگه اون لذت وصف‌ناپذیر رو سال ۹۹ توی سینما تجربه نکرده بودم، خب، احتمالاً این نقدهای آماتور هم هیچ‌وقت نوشته نمی‌شدن. برای همین، تا ابد مدیون تارزان و دیزنی هستم.

2020-01-16


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

«تارزان» از اون فیلم‌هایی بود که همیشه فکر می‌کردم دیدمش، ولی ظاهراً ندیده بودم و این اولین بارم بود. واقعاً معرکه‌ست! موسیقی فیل کالینز (Phil Collins) فوق‌العاده‌ست و واقعاً به فیلم وزن می‌ده. آهنگ «Son of Man» که از قبل می‌شناختمش، خیلی خوب روی تصاویر نشسته. تدوین در بعضی جاها خیلی دقیقه و انیمیشن هم چشم‌نوازه. تونی گلدوین (تارزان) و مینی درایور (جین) خیلی به نقش‌هاشون می‌ان، همین‌طور گلن کلوز (کالا) و برایان بلسد (کلیتون). من از همه بیشتر با رزی اودانل در نقش «ترک» حال کردم؛ با اینکه نقش خیلی بزرگی نیست، ولی اودانل اون رو موندگار کرده.

توی فیلم چیزهایی می‌بینید که قبلاً توی فیلم‌های جنگلی دیگه مثل «کتاب جنگل» (۱۹۶۷) یا «جورج جنگل» (۱۹۹۷) دیده بودید. صحنه‌های اول فیلم خیلی به موسیقی کالینز تکیه دارن، اما از اواسط کار، فیلم مسیر خودش رو پیدا می‌کنه. کنجکاوم ببینم دو تا دنباله‌ی بعدی فیلم چطوری هستن.

2020-07-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 2

**محصولی از دیزنی که خیلی بیشتر از چیزی که ارائه داد، وعده داده بود.**

مثل هر بچه‌ای که توی چند دهه اخیر به دنیا اومده، منم با فیلم‌های دیزنی بزرگ شدم. اما به دلیلی که یادم نیست، هیچ‌وقت جذب این فیلم نشدم و تا امروز ندیده بودمش. حالا که دیدمش، واقعاً تحت تأثیر قرار نگرفتم. بزرگترین مشکلی که حس کردم، ضعف و بی‌روح بودن فیلمنامه بود که یه اقتباس خیلی آزاد از داستان اصلی ادگار رایس باروز (Edgar Rice Burrough) محسوب می‌شه.

طراحی شخصیت‌ها اصلاً خوب نیست؛ کلی کاراکتر رو مخ توی فیلم هست (پدر جین، گوریل‌ها و مخصوصاً زوج ترک و تانتور که واقعاً رو اعصابن). حتی خود تارزان هم بد طراحی شده و جذابیتی نداره. آدم حس می‌کنه تیم نویسندگی نمی‌دونستن باید چیکار کنن و فقط یه چیزی سر هم کردن. بدتر از همه، کلی مشکل منطقی توی فیلم هست. مثلاً هیچ درکی از گذر زمان نداریم و این‌طور به نظر میاد که تارزان اولین کلمات انسانی رو در عرض چند ثانیه یاد می‌گیره! یه چیز دیگه که اصلاً منطقی نیست اینه که چطور تارزان تفاوت فیزیکی خودش با گوریل‌ها یا شباهتش با جین رو زودتر نفهمیده بود؟ یعنی تا اون موقع عکس خودش رو توی آب ندیده بود؟

نمی‌خوام بگم فیلم بدیه... اما حقیقت اینه که دیزنی کارهای خیلی بهتر و جذاب‌تری به ما داده. در مورد صداپیشه‌ها هم فکر می‌کنم بد نبودن و هر کسی هر چی ازش خواستن رو انجام داده. البته من از بعضی انتخاب‌ها خوشم نیومد؛ مثلاً تونی گلدوین شخصیت اصلی رو خیلی معمولی صداپیشگی کرده و صداش هیچ کاریزما یا ویژگی خاصی نداره (البته خود شخصیت هم کلاً بی‌جذبه‌ست). برای من گلن کلوز از همه بهتر بود، هرچند دیالوگ‌های کمی داشت. رزی اودانل هم با اون صدای ناخوشایندش بیشتر از همه رو مخم رفت.

نقطه قوت فیلم، جلوه‌های بصری و انیمیشنشه که به لطف CGI باکیفیت، خیلی خوب اجرا شده. مطمئن نیستم، اما شاید این یکی از اولین فیلم‌های استودیو بود که به طور منظم از انیمیشن کامپیوتری استفاده کرد. ظاهر فیلم واقعاً ظریف و زیباست و با کارهای اواسط دهه نود فرق داره. و طبق معمولِ فیلم‌های دیزنی، توجه خاصی به موسیقی شده و فیل کالینز رو برای نوشتن و خوندن آهنگ‌ها استخدام کردن. متأسفانه با اینکه فیلم اسکار بهترین ترانه رو برای «You'll be in my Heart» برد، من از هیچ‌کدومشون خوشم نیومد و کلاً صدای فیلم به نظرم بد بود.

2022-08-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«تارزان» از چنگال یه پلنگ نجات پیدا می‌کنه و توی گله گوریل‌ها بزرگ می‌شه. همون‌طور که بزرگ‌تر می‌شه، با حیوانات اطرافش پیوند عمیقی برقرار می‌کنه و در نهایت، با وجود مخالفت‌های «کرچاک» (Kerchak) که رئیس گله‌ست، عضوی از خانواده می‌شه. بعد سر و کله یه گروه کاوشگر انگلیسی پیدا می‌شه که می‌خوان گوریل‌ها رو ببینن و اینجاست که قهرمان ما برای اولین بار «جین» رو می‌بینه و داستان عاشقانه شروع می‌شه. راهنمای اونا یعنی «کلیتون» به همه‌شون خیانت می‌کنه؛ اون می‌خواد میمون‌ها رو دونه‌ای ۳۰۰ پوند توی اروپا بفروشه و اینجاست که یه نبرد رنگارنگ و خطرناک بین «تمدن‌ها» شکل می‌گیره.

انیمیشن‌ها یه مقدار ساده و زاویه‌دار هستن، اما شخصیت‌پردازی‌ها خیلی قوی‌ترن. این فقط یه داستان عاشقانه با پایان خوش نیست؛ ما با اونا توی مسیر خودشناسی همراه می‌شیم، چون هر کدوم دارن اون یکی رو با دنیای کاملاً متفاوت خودشون آشنا می‌کنن... صداپیشگی عالیِ برایان بلسد، مینی درایور و نایجل هاثورن به این ماجراجویی اکشن جذابیت و سرعت بخشیده و چند تا آهنگ خوب از فیل کالینز هم مکمل کار شده.

2023-08-28