جنگ ستارگان: قسمت دوم - حمله کلونها
ده سال پس از تهاجم به نابو، جمهوری کهکشانی با یک جنبش جداییطلب روبروست. ملکه سابق و سناتور فعلی، پدمه آمیدالا (Padmé Amidala)، برای رای دادن به طرح ایجاد ارتشی جهت کمک به جدایها برای محافظت از جمهوری، به کوروسانت سفر میکند. او پس از ورود، از یک سوءقصد جان سالم به در میبرد و اوبیوان کنوبی (Obi-Wan Kenobi) و شاگردش آناکین اسکایواکر (Anakin Skywalker) مامور محافظت از او میشوند. آنها زام وسل (Zam Wessell) تغییرشکلدهنده را تعقیب میکنند، اما او پیش از فاش کردن نام کارفرمایش، توسط یک تیر سمی کشته میشود. شورای جدای به اوبیوان ماموریت میدهد تا عامل سوءقصد را پیدا کند و آناکین را برای محافظت از پدمه به نابو میفرستد. اوبیوان متوجه میشود که تیر متعلق به سیاره کامینو است و راهی آنجا میشود. او در آنجا با ارتشی از کلونها روبرو میشود که سالهاست برای جمهوری در حال تولید هستند و متوجه میشود که جانگو فت (Jango Fett) الگوی اصلی این کلونهاست. در همین حال، آناکین و پدمه عاشق یکدیگر میشوند و آناکین کابوسهایی درباره مادرش میبیند. آنها به سیاره مادری او، تاتوئین، میروند و آناکین متوجه میشود که مادرش توسط مهاجمان تاسکن ربوده شده است. او مادرش را در حال مرگ پیدا میکند و تمام قبیله تاسکن، از جمله زنان و کودکان را قتلعام میکند. اوبیوان، جانگو فت را تا سیاره جنوسیس تعقیب کرده و در آنجا عاملان اصلی جنبش جداییطلب را شناسایی میکند. او یافتههایش را به آناکین مخابره میکند. رهبر جداییطلبان کیست؟ آیا پیام اوبیوان به آناکین میرسد؟ و آیا عشق مخفیانه آناکین و پدمه سرانجامی خواهد داشت؟
سال انتشار: 2002 کارگردان: George Lucas ژانر: Action، Adventure، Fantasy نویسندگان: George Lucas، Jonathan Hales امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اون تب دستهجمعی که موقع انتظار برای «تهدید شبح» (The Phantom Menace) همه رو گرفته بود، تا وقتی که اولین دنباله از خط تولید ILM بیرون اومد، دیگه فروکش کرده بود. تماشاچیهای معمولی که یک بار گزیده شده بودن، دستهجمعی به سمت «ارباب حلقهها» کوچ کردن و جورج لوکاس (George Lucas) رو با چند میلیون طرفدار پر و پا قرص تنها گذاشتن؛ همونهایی که با تمام استرسِ والدین در یک تئاتر مدرسهای، دعا میکردن قهرمانشون دوباره به اوج برگرده. قطعاً در بخشهایی از «حمله کلونها»، دیالوگهای بیروح لوکاس باعث میشه تماشاچیها کلافه بشن – مثلاً صحنههای دلبری آناکین از ملکه سابق، جذابیتِ یه نوجوونِ هول پشتِ پارکینگ مدرسه رو داره و اصلاً حس نداره – اما وقتی به بخشهای پایانی و پرهیجان میرسیم، اعتبار این حماسه به عنوان پدرخوانده جلوههای ویژه علمی-تخیلی مدرن تا حد زیادی احیا میشه. واقعاً وقتی یودا (Yoda) بالاخره شمشیر نوری کوچیکش رو میکشه و حسابی از خجالت سیثها درمیاد، طرفدارهای وفادار رو میبینی که روی صندلیهاشون ایستادن و جوری فریاد میزنن که انگار از اول هم شک نداشتن نتیجه چی میشه. اما همونطور که جدای کوچک ممکنه بگه: «شک وجود داشت». جایی که اپیزود پنجم با اعتماد به نفس جوونی در کهکشان میتاخت و ترسی از رفتن به جاهای تاریک نداشت، این فرزند دومِ سهگانه جدید، زیر بار سنگینی قرار گرفته که به سختی ازش فرار میکنه. «امپراتوری ضربه میزند» از همون اول روی سیاره یخی هوث با قدرت شروع میشه، اما «حمله کلونها» شروع سردی داره، شاید چون بیشترین تلاشش اینه که گناهان اپیزود اول رو پاک کنه. برای همین جار جار (Jar Jar) سریع به حاشیه میره، یودای دیجیتالی ارتقایافته خودنمایی میکنه و اون کلونهای آمیدالا همون اول کشته میشن. در کوروسانت با «آنی» بزرگسال آشنا میشیم؛ خب، اون یه نوجوون نقنقوئه ولی باز هم خیلی بهتر از اون بچه مو چتریه که سال ۱۹۹۹ ازمون میخواستن طرفدارش باشیم. اوبیوانِ ایوان مکگرگور (Ewan McGregor) هم نسبت به قبل قدرتمندتر شده؛ جدایی که در «تهدید شبح» خیلی بیروح بود، حالا با ریش کامل و در قامت یک استاد، حضور پررنگتری داره و با دیالوگهای توضیحی طولانی دست و پنجه نرم میکنه. مثل «امپراتوری»، قهرمانها در پرده دوم از هم جدا میشن: در حالی که اوبیوان مشغول کشف توطئه کلونهاست، آناکین و پدمه در بخش عاشقانه به نسخههای بیرنگ و روی هان و لیا تبدیل میشن. در این پرده میانیِ شل و ول، لذتها (نبرد اوبیوان با جانگو فت) و نقاط ضعف (پیکنیک آناکین و پدمه) به یک اندازه هستن، اما مثل اپیزود اول، بیشتر حس میکنی درام به زور شکل گرفته؛ پلی ضروری برای رسیدن به اپیزود سوم که لوکاس رو مجبور کرده وارد قلمروهایی مثل عشق و سیاست بشه که اصلاً در اونها راحت نیست. در ۴۰ دقیقه پایانی اوضاع خیلی بهتر میشه: کنت دوکو (Count Dooku) با بازی کریستوفر لی (Christopher Lee) میاد تا وقار لازم رو به فیلم بده، C-3PO هم کارهای همیشگیاش رو میکنه و پدمه هم لباس رزم میپوشه. از همه بهتر، لوکاس بالاخره افسار رو رها میکنه. سهگانه کلاسیک پر از فیلمسازی هیجانانگیز بود و در بخش پایانی اپیزود دوم، لوکاس بالاخره به اون ریتم سریالهای ماجراجویی قدیمی برمیگرده: از فضای فانتزی کارخانه درویدها تا عظمت گلادیاتوری میدان نبرد، اکشن لحظهای متوقف نمیشه. همچنین در بخش آخر بالاخره میتونیم بخشی از نقشه بزرگ لوکاس رو درک کنیم، با کنایههایی برای طرفدارهای دقیق؛ این جار جارِ بیعقل بود که اجازه ساخت ارتش کلون رو داد و یودا بود که اولین بار کسانی رو که بعداً استورمتروپر میشن، به نبرد هدایت کرد. پایان اپیزود دوم به نوبه خودش به اندازه پایان مشهور اپیزود پنجم تاریکه. جای تعجب نیست که فیلمی که کمتر از همه منتظرش بودن در گیشه ضربه خورد و به خاطر تمرکز روی داستان عاشقانه، هنوز هم بین طرفدارها خیلی محبوب نیست، اما با وجود اینکه پیشرفت خاصی در دیالوگها یا بازیگری دیده نمیشه، به عنوان یک حماسه رمانتیک قدیمی با صحنههای اکشن مجزا و دسیسههای سیاسی، کارش رو به خوبی انجام میده. در واقع لوکاس اینجا اونقدر مدیون سبک دیوید سلزنیک (David O. Selznick) هست که شاید بهتر بود کلاً ساختار سهگانه رو رها میکرد و اپیزود اول و دوم رو در یک فیلم ۳ ساعته کلاسیک مثل «بر باد رفته» جمع میکرد. نظر نهایی: اپیزودهای میانی که بتونن از نقش واسطه بودنشون یک امتیاز بسازن، خیلی کمیاب هستن. جایی که «امپراتوری ضربه میزند» با پایانهای نفسگیرش همه رو خیره کرد، «حمله کلونها» بیشتر شبیه بقیه همنوعانشه؛ لازم هست اما حیاتی نه. با این حال، در این سفر دشوار در دوران نوجوانی آناکین، کیفیت دیجیتال خیرهکننده فیلم باعث میشه هنوز چیزهای زیادی برای شگفتزده شدن وجود داشته باشه، مخصوصاً اون پیرمرد کوچولوی سبز که در هفتتیرکشی (با شمشیر نوری) به طرز عجیبی فرزه. ۳ از ۵ - کالین کندی، مجله امپایر
2013-07-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من از اون طرفدارهای دوآتیشه جنگ ستارگان نیستم. همه فیلمها رو دیدم، حتی بیشتر از یک بار، و نظرات خودم رو دارم، اما وقتی میبینم مردم چطور توی اینترنت درباره جنگ ستارگان حرف میزنن، واقعاً نمیتونم خودم رو مثل «طرفدارهای واقعی» بدونم. با این حال، فکر میکنم اکثر فیلمهای جنگ ستارگان خوب بودن. استثنای بزرگش برای من، سهگانه پیشدرآمده. بله، میتونید اون انیمیشن «جنگ کلونها» رو هم که اون دوران ساختن به این لیست اضافه کنید. این چهار تا فیلم، باز هم میگم برای من، همهشون بد هستن. اما حتی بین اونها هم یک رتبهبندی توی ذهنم دارم و در اون لیست، «حمله کلونها» دقیقاً در قعر قرار میگیره. بله، این فیلمه که عنوان بدترین اکران سینمایی تاریخ جنگ ستارگان رو یدک میکشه. نمره نهایی: ۱.۵ از ۵ - خستهکننده و ناامیدکننده. تا جای ممکن ازش دوری کنید.
2019-12-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بهتر از «اپیزود اول: تهدید شبح» است، هرچند «حمله کلونها» باز هم تا حدی ناامیدکننده است - حتی اگر به تنهایی فیلم بدی نباشد. جای خالی لیام نیسون (Liam Neeson) حس میشود و بازیگرانی مثل ایوان مکگرگور، ناتالی پورتمن، هایدن کریستنسن و کریستوفر لی موفق نمیشوند شور و هیجانی به پا کنند. مکگرگور بهترین بازی را در این جمع چهار نفره دارد؛ کریستنسن احتمالاً ضعیفترین است، هرچند داستان شخصیت او (یا حداقل مسیر کلیاش) احتمالاً جالبترین بخش است. دیالوگهای بسیار ابتدایی و معمولی هم کمکی به بازیگران نکرده است. موسیقی متن هم به نظرم کمی فراموششدنی بود، هرچند شنیدن قطعات اصلیاش هنوز لذتبخش است. داستان قابل تماشا است، اما من انتظار روایت قویتری از این دو دنباله برای سهگانه اصلی داشتم. جلوههای ویژه هم نسبت به فیلم قبلی کمی بهتر شده است.
2021-02-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقدهای بیشتر در وبسایت msbreviews. دارم قبل از سریال اوبیوان کنوبی (OBI-WAN KENOBI) دوباره میبینمش. نمیدونم از «تهدید شبح» بیشتر بدم میاد یا از «حمله کلونها» کمتر، اما مشکلات بیپایان اپیزود دوم رو این بار به اندازه قبل حس نکردم - اینکه جار جار کنار گذاشته شده خیلی کمک میکنه، خداروشکر. با این حال، مشکلات اونقدر زیادن که توی یک پاراگراف جا نمیشن. دیالوگها در این یکی حتی بدتر هم هستن، که بیشترش به خاطر خط داستانی عاشقانه و لوس بین آناکین و پدمه است. یکی از بدترین نویسندگیهایی که پرده سینما به خودش دیده. من معمولاً از بازیها دفاع میکنم، اما کریستنسن اینجا واقعاً افتضاحه. مبارزات شمشیر نوری بیشتری وجود داره، اما هیچکدوم حتی نزدیک به سکانس دارث مال در اپیزود اول نمیشن. باز هم تکیه بیش از حد به عناصر و شخصیتهای کامپیوتری به صحنههای اکشن ضربه زده، با وجود اینکه جلوههای بصری کلاً بهتر شده. موسیقی متن باعث میشه اکثر صحنهها بهتر از چیزی که هستن به نظر بیان. فیلمنامه پر از تناقضهای منطقیه، اما چیزی که بیشتر ناامیدم میکنه، برخورد ضعیف با جدایهای دانا و قدرتمنده. از بیخبریشون گرفته تا قوانین مندرآوردی و بیمعنی درباره ایدئولوژیشون، واقعاً نمیدونم لوکاس چی توی سرش بوده. در نهایت، باز هم تدوین؛ «حمله کلونها» طولانیتر از چیزیه که باید باشه. سکانسهای جذاب و مهم خیلی زود قطع میشن، در حالی که صحنههای خستهکننده و پر از توضیح بیش از حد طول میکشن. یه فیلم خوب این وسطها هست، فقط من نمیتونم پیداش کنم. اما... نکات مثبتش این بار انگار بهتر به چشم میان. اکثر اکشنها قرص و محکم هستن. صحنه نجات مادر توسط آناکین احتمالاً یکی از بهترین صحنههای سهگانه پیشدرآمده. و باز هم میگم، جار جارِ کمتر. واقعاً فکر میکنم این فیلم با «تهدید شبح» سرِ جایگاه آخر در رتبهبندی من جابهجا میشه. نمره: D+
2022-05-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
رابطه عاشقانه واقعاً بلده چطور هیجان رو از یک فیلم ماجراجویی بگیره! اینجا با همکاری موسیقی متنِ سوزناک جان ویلیامز (John Williams)، باید داستان عشق تهوعآور بین هایدن کریستنسن (Anakin) و ناتالی پورتمن (Padmé) رو تحمل کنیم. نمیتونستن فقط یه اتاق بگیرن و قال قضیه رو بکنن؟ پالپاتین (Palpatine) ترتیبش رو داده که اوبیوان (Ewan McGregor) مامور هدایت شاگرد جوانش بشه تا پتانسیلهای «نیرو» رو شکوفا کنه، اما بدون اینکه به مقام استاد جدای برسه، برای همین آناکین طبیعتاً یکم شاکیه. خوشبختانه برای ما، اوبیوان کشف میکنه که یک ارتش مخفی از کلونها وجود داره (بدلهای جانگو فت که لباسشون شبیه استورمتروپرهاست و توی تیراندازی هم همونقدر بی مصرفن!) و با کمک یودا و بقیه، محفل جدای رو علیه کنت دوکوی خبیث (Christopher Lee) متحد میکنه. فارغ از اون صحنههای رمانتیک لوس، این یک فیلم فانتزی اکشن خوبه و نیم ساعت آخر تا حدی نجاتش میده. اگه طرفدار این سری هستید ارزش دیدن داره، اما نسبت به پسرعموهای قدیمیترش (سهگانه اصلی) خیلی ضعیفتره.
2023-09-03