اسلحه مرگبار ۴
در آخرین قسمت از این فرنچایز اکشن و پرهیجان، کارآگاهان بیباک، مارتین ریگز و راجر مرتا، در مقابل یک تبهکار آسیایی به نام وا سینگ کو قرار میگیرند که تا گردن در قاچاق انسان و جعل ارز غرق شده است. ریگز و مرتا با کمک لئو گتزِ کارآگاه و پلیس تازهکار و حاضرجواب، لی باترز، قصد دارند کو و باندش را متلاشی کنند.
سال انتشار: 1998 کارگردان: Richard Donner ژانر: Action، Crime، Thriller نویسندگان: Shane Black، Jonathan Lemkin، Alfred Gough امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با مفاصلی که تقریباً به اندازه فیلمنامه صدا میدن، این قسمت از فرنچایز ریگز (مل گیبسون) و مرتا (دنی گلاور) رو میبینه که همونطوری که قصد دارن ادامه بدن، شروع میکنن: پر از آتیشبازی! این بار، باندهای تریاد چینی هستن که توی قاچاق انسان و جعل ارز دست دارن و ممکنه باعث یه جنگ تمامعیار توی محله چینیها بین «وا سینگ کو» (جت لی) خوشتیپ و ترسناک و یه تبهکار محلی به نام «عمو بنی» (کیم چان) بشن.
برای اینکه اوضاع آشفتهتر بشه، لورنا (رنه روسو) کارآگاه بخش داخلی، قراره بچهدار بشه (از ریگز)؛ شریکش هم به لطف دخترش و یه پلیس دیگه به اسم باترز (کریس راک) به زودی پدربزرگ میشه. و بعد لئوی عجیب و غریب (جو پشی) رو داریم که نصیحتها و روشهای دیوانهوارش رو باید شنید و دید تا باور کرد. مرتا دلش برای خانواده «هونگ» که تازه وارد شدن میسوزه و اونقدر تریادها رو کلافه میکنه که اونا به خونهاش حمله میکنن و آتیشش میزنن. اون و ریگز به سختی خانواده رو نجات میدن و حالا دیگه جنگ علنی شده.
کریس راک و جو پشی از اول تا آخر فقط رو اعصابم بودن، اما شیمی بین گیبسون و گلاور که دیگه مثل کف دست همدیگه رو میشناسن، این رو جبران میکنه. فیلم یکی از سرگرمکنندهترین تعقیب و گریزهای ماشینی تاریخ سینما رو داره. امیدوارم شهر بیمه خوبی داشته بوده باشه! ریتم فیلم تنده و نویسندگی، با اینکه پر از فحشهای غیرضروریه، چند تا تکیهکلام باحال داره، مخصوصاً برای گیبسون. فیلم به سمت یه پایان پرجنبوجوش میره که گلولهها و مشتها از هر طرف پرتاب میشن. این فرمولی بود که تا الان خوب جواب داده؛ قرار دادن دو بازیگر کاریزماتیک توی شرایط سخت با خطر کم اما شوخی زیاد. شاید دیگه وقتش رسیده که همهشون بازنشسته بشن و برن پالم اسپرینگز قورباغه پرورش بدن و بذارن ما این دو نفر رو با دوران اوجشون به یاد بیاریم.