مرد روی ماه
فیلمی زندگینامهای درباره کمدین فقید، اندی کافمن. کافمن در کنار نقشش در سریال تاکسی (Taxi - ۱۹۷۸)، به خاطر ادعای قهرمانی کشتی بینجنسیتی جهان مشهور بود. پس از شکست دادن مکرر زنان، جری لولر (که نقش خودش را در فیلم بازی میکند)، کشتیگیر حرفهای، از دیدن این وضعیت خسته شد و تصمیم گرفت کافمن را به مبارزه بطلبد. در بیشتر مسابقات این دو، لولر با حرکت «پایلدرایور» (کوبیدن سر حریف به تشک) پیروز میشد. یکی از مشهورترین لحظات این درگیری در اوایل دهه ۸۰ بود که کافمن روی لولر قهوه پاشید، با او درگیر شد و سپس از شبکه NBC شکایت کرد.
سال انتشار: 1999 کارگردان: Milos Forman ژانر: Biography، Comedy، Drama نویسندگان: Scott Alexander، Larry Karaszewski امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم جالبی بود که انگار دقیقاً برای جیم کری ساخته شده. در هر صورت، احتمالاً برای کسایی که توی آمریکا زندگی کردن و اون زمانی که اندی کافمن مشهور شد رو یادشونه، جذابتر باشه.
2013-09-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک فیلم عالی و بینقص برای اندی کافمن. در طول فیلم اصلاً نمیتونید تشخیص بدید که این جیم کری هست. انگار دارید دوباره خودِ واقعی اندی کافمن رو تماشا میکنید.
2023-07-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من اندی کافمن رو توی سریال «تاکسی» مبهم به یاد دارم، اما بقیه این تصویرسازی عجیبوغریب از زندگیاش من رو یاد ترکیبی از «گون شو» و «مورک و میندی» انداخت. سلیقه اون در مورد اینکه چی سرگرمکننده است، حداقل بگیم که خیلی خاص بود. استندآپهای اون من رو یاد پیتر سلرز میانداخت، وقتی که با لهجههای غلیظ اروپایی سعی میکرد خنده بگیره.
هیچکس به این اجراهای روی صحنه علاقه نداشت تا اینکه جورج شاپیرو (دنی دویتو)، مدیر برنامهها، او رو کشف کرد و متوجه استعداد منحصربهفردش شد. بعد از اون پای کافمن به تلویزیون باز شد و در سیتکامی درباره رانندههای تاکسی نیویورک بازی کرد؛ همون سریالی که دنی دویتو رو هم مشهور کرد. اما بعدش اون وارد مسیر عجیبی شد و شروع کرد به کشتی گرفتن با زنها! همین کار باعث شد با جری لولر، کشتیگیر حرفهای آشنا بشه که از این مسخرهبازیها خسته شده بود و تصمیم گرفت مردانه باهاش مبارزه کنه. نیازی به گفتن نیست که کافمن حریف حرکت «پایلدرایور» لولر نمیشد و مجبور بود راههای دیگهای برای موندن توی بورس پیدا کنه.
رفتارهای اون روزبهروز عجیبتر شد و طولی نکشید که دیگه هیچ شبکهای حاضر نبود باهاش کار کنه... جیم کری توی بازی در نقش شخصیتهای عجیب و غلوآمیز استاد هست و اینجا هم فرقی نداره. اون کاملاً در نقش غرق شده و به خوبی تونسته اون حس رو اعصاب بودنِ مردی رو منتقل کنه که عملاً استعدادی نداشت، اما بلد بود چطوری تئوری «لباس جدید پادشاه» رو برای تماشاچیهایی اجرا کنه که اولش فکر میکردن بهتره با جمعیت بخندن تا اینکه بخوان از خودشون بپرسن واقعاً به چی دارن میخندن.
میلوش فورمن یک بیوپیک هوشمندانه از مردی ساخته که پر از نقص و وسواس بود و توسط بازاری تغذیه میشد که تشنه چیزهای متفاوت بود. چیزی که من اینجا حس نکردم، همدلی با کافمن بود. این صنعت با بهترینها هم بیرحمه و شاید این نشونه بازی خوب جیم کری باشه، اما من واقعاً حس کردم این آدم حتی مهارت لازم برای سرگرم کردن آدمها توی یه اردوی تفریحی رو هم نداره. شاید این فیلم برای آمریکاییهایی که با برنامههای دهه ۷۰ خودشون خاطره دارن جذابتر باشه، اما برای منی که از بیرون نگاه میکنم، کل فیلم یه جور خودشیفتگی محض به نظر میاد. متاسفم.