غول آهنی

غول آهنی

این داستان پسر نه‌ساله‌ای به نام هوگارت هیوز (Hogarth Hughes) است که با یک ربات غول‌پیکر فضایی و مهربان که از اعماق فضا آمده، دوست می‌شود. در همین حال، یک مامور دولتی پارانوئید به نام کنت منسلی (Kent Mansley) وارد شهر می‌شود و مصمم است به هر قیمتی که شده این غول را نابود کند. حالا وظیفه هوگارت است که با پنهان کردن ربات در انبار ضایعات دین مک‌کوپین (Dean McCoppin)، از او محافظت کند.

سال انتشار: 1999 کارگردان: Brad Bird ژانر: Animation، Action، Adventure نویسندگان: Tim McCanlies، Brad Bird، Ted Hughes امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«تو همونی هستی که انتخاب می‌کنی باشی.» داستان توی دهه ۵۰ میلادی می‌گذره و هوگارت هیوزِ جوان با یه مهمون از فضا روبرو می‌شه... یه آدم آهنی غول‌پیکر. یه اقتباس انیمیشنی دلنشین از رمان محبوب «مرد آهنی» نوشته تد هیوز (محصول ۱۹۶۸). غول آهنی که در دوران اوج جنگ سرد و ترس از موجودات فضایی روایت می‌شه، به خوبی این تم‌ها رو در بر می‌گیره و با درس‌هایی از دوستی، نفرت، مرگ و یادآوری‌های به‌جا درباره صلح‌طلبی، اون‌ها رو پرورش می‌ده. این اثر به کارگردانی برد برد (Brad Bird) و نویسندگی تیم مک‌کنلیز و اندی برنت فارستر، از اون انیمیشن‌های کمیابیه که هم بچه‌ها رو سرگرم می‌کنه و هم بزرگترها رو. با اینکه خودِ غول با اون سلاح‌های خیره‌کننده‌اش جذابیت اصلی فیلمه، ولی تضاد درونی این ستون آهنیه که به فیلم روح می‌ده. غول آهنی به کمک دوستش هوگارت، تصمیم می‌گیره که نمی‌خواد یه سلاح بزرگ باشه، اما مقامات دولتی طبق معمول نمی‌تونن قضیه رو به حال خودش رها کنن. اون دیدگاه خشک و سرسختانه‌ای که توی فیلم‌های علمی‌تخیلی دهه ۵۰ موج می‌زد (اینکه چون چیزی رو نمی‌فهمیم، پس باید نابودش کنیم)، چیزیه که تد هیوز و سازندگان فیلم به بهترین شکل به تصویر کشیدن. این انیمیشن با رویکرد هوشمندانه و پخته‌اش، قطعاً یکی از بهترین‌های عصر مدرنه. ۹ از ۱۰. صداپیشگانی مثل جنیفر آنیستون، وین دیزل و هری کانیک جونیور هم عالی کار کردن.

2020-04-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

وقتی یه کشتی گرفتار طوفان می‌شه، کاپیتانش یه نجات‌دهنده غیرمنتظره پیدا می‌کنه، اما هیچ‌کس توی شهر «راکول» حرفش رو باور نمی‌کنه! خب حق هم دارن، چون ادعا می‌کنه یه ربات ۳۰ متری با چشم‌های زرد درخشان نجاتش داده. «هوگارت» پسر جوون و پرانرژی‌ایه که دلش می‌خواد یه حیوون خونگی داشته باشه. مادرش «آنی» اصلاً با این موضوع موافق نیست، مخصوصاً بعد از اینکه یکی از گزینه‌های هوگارت نزدیک بود رستورانی که توش کار می‌کنه رو به کل نابود کنه. هوگارت که توی خونه تنها و دل‌شکسته نشسته، صداهای عجیبی می‌شنوه و با تفنگ اسباب‌بازی و چراغ‌قوه‌اش می‌زنه به دل جنگل تا منبع صدا رو پیدا کنه. وقتی می‌فهمه قصه اون ماهیگیر واقعیت داشته، رابطه‌ای بین اون و غول شکل می‌گیره و داستان رنگ و بوی آشنایی به خودش می‌گیره. فیلم رگه‌هایی از «روزی که دنیا از حرکت ایستاد» رو داره و واکنش‌های کلیشه‌ای به چیزهای عجیب و بزرگ رو نشون می‌ده؛ دولت و ارتش خیلی زود با تانک و موشک و در نهایت «بمب اتم» وارد معرکه می‌شن، بدون اینکه ذره‌ای به دیپلماسی فکر کنن. چیزی که باعث می‌شه این فیلم متمایز بشه، شخصیت‌پردازی‌هاشه. سبک انیمیشن ساده اما تاثیرگذاره، غول واقعاً حس وقار و کاریزما رو منتقل می‌کنه و رابطه‌اش با پسر بچه خیلی دلنشینه. این فیلم ثابت می‌کنه وقتی یه داستان قرص و محکم داشته باشی و خوب تعریفش کنی، دیگه ابزارها و جلوه‌های بصری به اندازه «روح» اثر اهمیت ندارن.

2024-07-02