بدو لولا بدو
لولا تماسی از دوستپسرش مانی (Manni) دریافت میکند. او ۱۰۰ هزار مارک آلمان را که متعلق به یک خلافکار بسیار خطرناک است، در مترو گم کرده است. لولا فقط ۲۰ دقیقه فرصت دارد تا این مبلغ را جور کند و به مانی برساند، وگرنه مانی برای به دست آوردن پول به یک فروشگاه دستبرد میزند. بسته به اتفاقات کوچکی که در مسیر دویدن لولا رخ میدهد، سه پایان متفاوت برای این داستان رقم میخورد.
سال انتشار: 1998 کارگردان: Tom Tykwer ژانر: Action، Crime، Thriller نویسندگان: Tom Tykwer امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه مجرم احمق که واقعاً احمقه و انتظار داره دوستدخترش بیاد گندکاریهاشو جمع کنه و مشکلاتش رو حل کنه. ما شاهد ۳ سناریوی مختلف هستیم که لولا توشون داره میدوئه تا پول جور کنه. کلی اتفاق احمقانهی دیگه هم میافته و لولا همش جیغ میکشه تا اوضاع رو به نفع خودش تغییر بده. بله، واقعاً جیغ میکشه. مسخرهست.
2018-10-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«مانی» (با بازی موریتس بلایبتروی) با حالتی پریشون به دوستدخترش زنگ میزنه و میگه که ۱۰۰ هزار مارک رو توی مترو جا گذاشته و اگه تا ظهر پول رو برنگردونه، دخلش اومده و مجبوره از یه جایی دزدی کنه! چیزی که در ادامه میبینیم، سه سناریوی مختلفه که توشون «لولا» (با بازی فرانکا پوتنته) سعی میکنه راهی برای جور کردن این مبلغ هنگفت توی ۲۰ دقیقهای که وقت داره پیدا کنه. پدرش مدیر بانکه، پس شاید بتونه کمکش کنه (چه با رضایت چه بیرضایت)؟ شاید بتونه روی میز رولت شرطبندی کنه؟ یا شاید اصلاً به موقع نرسه و بذاره مانی دزدی کنه؟
هر اتفاقی که بیفته، لولا باید حسابی بدوئه و زمانبندی اینجا حرف اول رو میزنه. فیلم در بیشتر بخشها با سرعتی سرسامآور پیش میره و هر دو شخصیت همزمان دنبال راهی برای خروج از این مخمصه هستن؛ همین موضوع گاهی صحنههای کمدی و گاهی تراژیک خلق میکنه. یه سری وسایل داغون میشن، یه سری رازهای خانوادگی برملا میشه و در نهایت هر کدوم از این مسیرها ما رو به یه جواب میرسونه؛ شاید نه اون جواب ایدهآل، یا شایدم دقیقاً همون جواب ایدهآل.
فیلم مشاهدهی جالبیه از اینکه وقتی عجله داری، حتی چند ثانیه زمان چقدر میتونه کلافهکننده باشه. این موضوع رو میشه توی برخورد با نگهبان بانک پدرش، ترافیک، عابر پیاده و بقیهی موانعی که با چند ثانیه صبر راحت حل میشدن، دید. فیلم عجیبیه، کوتاه و متمرکزه و من واقعاً ازش لذت بردم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قطعاً نظرم جانبدارانهست چون من یکی از طرفدارای پر و پا قرص موسیقی تکنوم! کل فیلم رو داشتم با آهنگاش حال میکردم، خیلی خوش گذشت. وقتی از سینما اومدم بیرون، شد فیلم محبوب جدیدم. استادمون این فیلم رو بهمون نشون داد تا قدرت تدوین در هنر سینما رو به رخ بکشه؛ به نظرم بیشترش به خاطر اون کاتهای سریع و هماهنگ با موسیقی بود که افکت خیلی باحالی داشت. تکتک انتخابهای کارگردان باعث شده بود فیلم هیجانانگیز و سرگرمکننده باشه و یه جور تنش باحال تا آخرش حس میشد. احتمالاً موسیقی بار اصلی این حس رو به دوش میکشید. فکر کنم برای بقیه یه فیلم در حد «آها، جالب بود» باشه، اما اگه مثل من هستید و نمیتونید جلوی خودتون رو بگیرید که با یه بیت تکنوی ۱۲۸ بیپیام تکون نخورید، این فیلم رو حتماً باید ببینید.
2025-07-22