راهنمای والدین: سیاره میمون‌ها

بررسی رده‌بندی محتوایی و هشدارهای حساسیت‌زا برای سیاره میمون‌ها.

بازگشت به صفحه سیاره میمون‌ها

صحنه‌های ترسناک و دلهره‌آور

ملایم.

رابطه جنسی و برهنگی

هیچ.

خشونت و خون‌ریزی

انسان‌ها و همچنین یک میمون به عنوان برده و دارایی علامت‌گذاری می‌شوند.

یک گروه با چند مترسک واقعاً بزرگ و ترسناک روبرو می‌شوند. صحنه‌های ابتدایی با موسیقی بسیار وهم‌آور و شوم همراه است و تصاویری (حکاکی‌هایی) از میمون‌هایی با دندان‌های بسیار بزرگ و تیز را نشان می‌دهد. یک میمون در شبیه‌ساز سفینه فضایی با به صدا درآمدن آژیرها وحشت‌زده می‌شود و جیغ می‌کشد. یک میمون ماده برای تنبیه فرزندش به او ضربه می‌زند. بچه‌میمون‌ها به قفسی پر از انسان سنگ پرتاب می‌کنند و به آن‌ها توهین می‌کنند. گروهی از انسان‌ها به زور وارد یک قفس چرخ‌دار می‌شوند. یک صحنه غافلگیرکننده وجود دارد: تصویری از یک صفحه سیاه و سپس دو چشم که باز می‌شوند.

مرگ یک میمون پیر و ظاهراً بیمار را می‌بینیم، مردی با پیشانی خونی نشان داده می‌شود، بینی یک میمون خون‌آلود است، یک جمجمه انسان دیده می‌شود، میمون‌ها و انسان‌ها در قبرهای شنی دفن می‌شوند (صورت یک میمون را می‌بینیم و سپس با شن پوشانده می‌شود)، مردی با صورت کبود نشان داده می‌شود و یک میمون پس از عبور از رودخانه آب از دهانش بیرون می‌ریزد. میمون‌ها بارها با خشونت برای یکدیگر و انسان‌ها دندان‌قروچه می‌کنند و یک میمون دچار حمله عصبی شده، از این طرف به آن طرف می‌پرد و چیزی شبیه به لوستر را پایین می‌اندازد.

یک میمون دهان مردی را می‌گیرد و آن را کاملاً باز می‌کند. انسان‌ها توسط عصاهای فلزی بلندی که در انتهایش گیره‌هایی دارد و دور گردنشان بسته می‌شود، گرفته می‌شوند. دو میمون بر سر تقلب در بازی ورق با هم دعوا می‌کنند. مردی برای ترساندن گروهی از میمون‌ها تیراندازی می‌کند، میمونی در یک اتاق بسته مکرراً شلیک می‌کند و گلوله‌ها به اطرافش کمانه می‌کنند و اتاق پر از جرقه و دود می‌شود، و میمونی مردی را با اسلحه تهدید می‌کند. مردی توسط تعداد زیادی میمون که اسلحه کشیده‌اند محاصره می‌شود. دختر جوانی در قفس حبس شده و مثل یک حیوان خانگی با او رفتار می‌شود. میمونی در یک سفینه فضایی به داخل یک طوفان الکترومغناطیسی در فضا پرتاب می‌شود؛ سفینه گم می‌شود و صحبت از مرگ میمون به میان می‌آید، همچنین صحبت از سقوط یک ایستگاه فضایی و کشته شدن خدمه آن است.

اردوگاه میمون‌ها توسط انسان‌ها به آتش کشیده می‌شود؛ میمونی در حال سوختن و جیغ کشیدن دیده می‌شود. ارتشی از میمون‌ها بر اثر انفجار موتور راکت به عقب پرتاب می‌شوند؛ آن‌ها را می‌بینیم که در هوا معلق شده و سپس گیج و منگ روی زمین می‌افتند در حالی که از بدنشان دود بلند می‌شود. میمون‌های سرباز در چندین صحنه با غرش و فریاد زیاد انسان‌ها را تعقیب می‌کنند؛ برخی گرفته می‌شوند، کودکی در کیسه انداخته می‌شود، مردی توسط یک میمون اسب‌سوار سرنگون می‌شود، به مردی مشت زده می‌شود و در هوا پرتاب می‌شود، زنی روی زمین کوبیده می‌شود، مردی در تور گرفتار می‌شود، مردی توسط چند میمون کتک می‌خورد، پسری توسط میمونی که از درخت آویزان است بلند می‌شود، به صورت مردی لگد زده می‌شود، گلوی زنی گرفته می‌شود. گروهی از میمون‌ها توسط انسان‌ها با چماق کتک می‌خورند. پسری با اسبش سقوط می‌کند و گیر می‌افتد و نزدیک است توسط میمون‌های در حال حمله مورد هجوم قرار گیرد. مردی به صخره‌ها کوبیده می‌شود و روی زمین می‌افتد، به سر مردی ضربه زده می‌شود و بیهوش می‌شود، پسری با شاخه درخت به میمونی ضربه می‌زند و به او لگد می‌زند، و پسری توسط دو میمون گرفته و نگه داشته می‌شود. یک انسان گلوی میمونی را می‌گیرد و او را با یک آهن داغ مخصوص علامت‌گذاری تهدید می‌کند.

میمونی از پشت روی دو میمون دیگر می‌پرد و هر دو را با یک سلاح تیغه‌دار تا حد مرگ می‌زند، میمونی توسط میمون دیگری از پشت با سلاح تیغه‌دار کشته می‌شود و صداهای ضبط شده‌ای از حمله میمون‌ها به انسان‌ها و کشتن آن‌ها می‌شنویم. میمونی درباره بیرون کشیدن دل و روده یک انسان و آویزان کردن لاشه‌اش صحبت می‌کند و گفتگویی درباره شکنجه و قطع عضو انسان‌ها وجود دارد. مردی با سفینه فضایی پرتاب می‌شود و از تونل‌هایی با نور بسیار روشن عبور می‌کند؛ وقتی وارد تونل می‌شود صدای برخورد شدیدی می‌آید و وسیله‌اش می‌لرزد، جرقه می‌زند، دود بلند می‌شود و در نهایت در آب‌های یک سیاره سقوط می‌کند (این اتفاق دو بار می‌افتد). یک مرد و زن دو میمون مرده را می‌بینند که زیر آب شناورند.

صحنه نبردی بین انسان‌ها و میمون‌ها با بریدن، کوبیدن، چاقو زدن، چماق زدن و مشت زدن وجود دارد؛ میمونی با کلاهخود نوک‌تیزش به مردی خنجر می‌زند (صدای خرد شدن استخوان شنیده می‌شود). دو میمون را می‌بینیم که در هوا می‌پرند و به هم برخورد می‌کنند؛ وقتی روی زمین می‌افتند نوبتی همدیگر را می‌زنند تا اینکه یکی کشته می‌شود. میمونی به مردی مشت می‌زند و او را در هوا پرتاب می‌کند، روی او می‌پرد و سعی می‌کند با دست‌های خالی جمجمه‌اش را خرد کند. میمونی به مردی حمله می‌کند و او به داخل یک چاه سقوط کرده و به سختی زمین می‌خورد، میمونی به میمون دیگری حمله می‌کند و او را می‌بینیم که زخمی روی زمین می‌خزد. یک انسان مرده را در قفس می‌بینیم؛ او خاکستری‌رنگ و کمی تغییر شکل یافته است. چندین انسان و یک میمون در حال علامت‌گذاری با آهن داغ نشان داده می‌شوند و از درد فریاد می‌کشند.

زبان و الفاظ رکیک

یک میمون به شخصیت مارک والبرگ می‌گوید: «دست‌های کثیفت رو از من بکش بیرون، ای انسان کثیف لعنتی!» این جمله در واقع کنایه‌ای به دیالوگ نمادین فیلم سال ۱۹۶۸ است.