جیغ ۳
فیلم جدیدی در حال تولید است و یک قاتل آزادانه در حال پرسه زدن است. قتلها باعث میشود یک خبرنگار، یک پلیس سابق و زنی جوان به صحنه فیلمبرداری فیلمی کشیده شوند که بر اساس زندگی خودشان ساخته شده است. آنها به زودی متوجه میشوند که با یک سهگانه (Trilogy) طرف هستند و در یک سهگانه... هر اتفاقی ممکن است رخ دهد.
سال انتشار: 2000 کارگردان: Wes Craven ژانر: Horror، Mystery نویسندگان: Kevin Williamson، Ehren Kruger امتیاز: 5.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عجب طنز تلخی... سیدنی پرسکات (Sidney Prescott) بعد از زنده موندن از موج دوم قتلهای گوستفیس، به کوهستان پناه برده تا در آرامش زندگی کنه و به عنوان مشاور تلفنی فعالیت میکنه. اما متأسفانه قراره دوباره به این کابوس کشیده بشه، چون تولید فیلم «استب ۳» با قتلهای جدیدی به هم ریخته و قاتل داره عکسهای مادر فوتشده سیدنی رو در صحنههای جرم جا میذاره.
باید اعتراف کنم که قدیما اصلاً به این فیلم روی خوش نشون نمیدادم؛ اونقدر عاشق دو قسمت اول بودم که فکر میکردم این قسمت سوم و نهایی اصلاً پایانبندی مناسبی برای چیزی که اون زمان یک سهگانه بود، نیست. اما با گذشت زمان، واقعاً به این فیلم علاقهمند شدم. پارکر پوزی (Parker Posey) دیگه روی اعصابم نیست؛ اون حس ناخوشایند تماشای کشته شدن یکی از شخصیتهای محبوبم در سکانس افتتاحیه رو حالا به عنوان یک حرکت استادانه میبینم، و اون پایان پرپیچوخم که قبلاً آزاردهنده بود، حالا به نظرم یک پایان عالی برای یک «سهگانه» است.
جیغ ۳ کاملاً با لحنی شوخ و کنایهآمیز ساخته شده؛ خودش میدونه که قسمت چندمه و به کلیشههای خودش واقفه. بنابراین با وجود اینکه در مسیرهای آشنایی قدم برمیداره (آخه واقعاً رفقا، از تجربههای قبلیتون هیچی یاد نگرفتید؟)، شخصیتهای قدیمی هنوز هم توجه کامل ما رو جلب میکنن. انتقال داستان به هالیوود با ساختار «فیلم در فیلم»، حس تازهای داره و بعد جدیدی به ماجرا اضافه میکنه. بازیگرهای جدیدی مثل پاتریک دمپسی (Patrick Dempsey)، امیلی مورتیمر (Emily Mortimer)، لنس هنریکسن (Lance Henriksen) و همون پارکر پوزی که گفتم، همگی به جذابیت این پلات مرموز اضافه کردن.
میزان مرگومیر هنوز بالاست و سبک «کی قاتله؟» وس کریون (Wes Craven) به خوبی اجرا شده. شخصاً فکر میکنم این فیلم بین این سه تا، از همه خندهدارتره؛ مثلاً حضور جی و سایلنت باب (Jay & Silent Bob)، سکانس کری فیشر (Carrie Fisher) که اگه بشنوید هرگز فراموشش نمیکنید، و حضور ویدئویی خدای گیکها یعنی رندی میکس (Randy Meeks) فقید. جیغ ۳ سهگانه رو به خوبی میبنده؛ پر از انرژی و شیطنته. فقط کاش میشد یه نسخه از اون فیلم ناتموم «استب ۳» رو از اینترنت پیدا کنم - و کاش قرار نبود سالها بعد یه قسمت چهارمی هم ساخته بشه... ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حتی حضور کوتاه خود «پرنسس لیا» (Princess Leia) و تیکههای زندهاش به متدهای بازیگری جورج لوکاس هم نمیتونه این دنباله کاملاً تقلیدی رو نجات بده. وسط فیلمبرداری «استب ۳»، آدمها دقیقاً همونطوری که توی فیلمنامه این شاهکارِ در حال تکمیل نوشته شده، مثل مگس میمیرن. اسلشر جدید همونطوری که شروع کرده ادامه میده؛ اول «کاتن» (Cotton) بیچاره (با بازی لیو شرایبر) و دوستدخترش رو از پا درمیاره و بعد سراغ گارد قدیمی یعنی «سیدنی» (نیو کمبل) و کورتنی کاکس («گیل») و بدلهای سینماییشون میره. در همین حال، «دوئی» (دیوید آرکت) تسلیمناپذیر هم با اینکه قابل تحسینه اما بیفایده سعی میکنه مراقب اوضاع باشه، در حالی که جنازهها روی هم انبار میشن.
این فیلم واقعاً یک بازسازی ضعیف از نسخه اصلیه، با همون پلات، همون فریبها، جیغ و دادهای هیستریک و صحنههای یهویی که با صدا میخوان آدم رو بپرونن. با اینکه ساختار داستان کمی متفاوته، اما پایانبندیاش اونقدر بیربط و مسخرهست که من رو یاد چیزهایی انداخت که شاید آگاتا کریستی قبل از اینکه بندازتش توی آتیش، پیشنویس کرده بود. این چشمه دیگه برای وس کریون خشک شده، وقتشه تمومش کنه!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلمنامه بیرمق و قتلهای بیخلاقیت جیغ ۳ باعث شده با فیلمی طرف باشیم که تماشاش واقعاً خستهکنندهست.** روایت «متا» درباره سهگانهها در طول فیلم هم نمیتونه افتضاح بودن داستان رو جبران کنه. این فیلم یهو کلی داستان و پیشینه برای فیلمهای قبلی میسازه که انگار از غیب اومدن و فقط برای شوکه کردن مخاطب، تداوم داستانی رو به هم میریزن. این موارد خیلی کم به فیلم کمک کردن و کاملاً اجباری به نظر میرسیدن. کل ماجرای اینکه مادر سیدنی قبلاً بازیگر هالیوود بوده خیلی لوس بود، مخصوصاً با اون بخش اضافه که یه تهیهکننده بهش تعرض کرده بوده. شاید سلیقه شخصی باشه، اما من واقعاً از فیلمهایی که اینجور پلاتها رو اضافه میکنن بدم میاد، چون به نظرم خیلی ریاکارانهست که درباره اتفاقاتی که واقعاً توی همون صنعت خودشون میافته اینطوری مانور بدن.
مثلث عشقی بین گیل، دوئی و بازیگری که نقش گیل رو بازی میکرد خیلی احمقانه بود و اصلاً حقش نبود، چون ما عملاً گیل و دوئی رو توی هیچکدوم از فیلمها واقعاً کنار هم ندیده بودیم. توی فیلمهای ترسناک، میشه یه فیلم خوب با داستان بد داشت، به شرطی که قتلها عالی باشن. متأسفانه جیغ ۳ روند قتلهای خستهکننده و بیآلایش رو ادامه میده. توی کل این فرنچایز فقط یک قتل واقعاً منحصربهفرد وجود داشته و بقیه فقط چاقو زدنهای بدون خونریزی هستن. میفهمم که کانسپت فیلم درباره چاقو زدنه (چون اسم فیلمِ توی فیلم «استب» یا همون ضربه چاقوئه)، اما لطفاً یکم خون و خونریزی بهش اضافه کنید. هیچی نداره، نه فواره خونی، نه صحنه چندشآوری، و همین باعث شده کل فیلم حوصلهسربر بشه. بازیها هم دقیقاً همونطوری بود که جیغ ۲ رو توصیف میکنم؛ نیو کمبل و کورتنی کاکس عالی بودن و دیوید آرکت در بهترین حالت معمولی بود. همه شخصیتهای جدید بیجذابیت بودن، بازیگرهای توی فیلم رو اعصاب بودن و تهیهکنندههای فیلم هم خیلی کلیشهای به نظر میرسیدن. کارگردانی این اثر هم اصلاً خلاقیتی نداشت. مطمئن نیستم وس کریون توسط استودیو مجبور به ساخت این فیلم شده یا نه، اما هیچچیزش خاص و خلاقانه نبود. انگار فقط برای گرفتن دستمزد کار رو سمبل کرده بود. در کل، ویژگیهای مثبت زیادی توی این فیلم نبود و وقتی تیتراژ آخر پخش شد، اصلاً احساس رضایت نداشتم. امیدوارم جیغ ۴ چیزهای بیشتری برای ارائه داشته باشه. **امتیاز:** ۴۵٪ **نتیجه:** ضعیف