The Talented Mr. Ripley

The Talented Mr. Ripley

دهه ۱۹۵۰. تام ریپلی (Tom Ripley)، خدمتکار دستشویی در منهتن، یک کت دانشگاه پرینستون را قرض می‌گیرد تا در یک مهمانی باغ پیانو بنوازد. وقتی پدر ثروتمند یکی از فارغ‌التحصیلان اخیر پرینستون با تام هم‌کلام می‌شود، تام تظاهر می‌کند که پسر او را می‌شناسد. طولی نمی‌کشد که به او ۱۰۰۰ دلار پیشنهاد می‌شود تا به ایتالیا برود و دیکی گرین‌لیف (Dickie Greenleaf) را متقاعد کند که به خانه برگردد. در ایتالیا، تام خودش را به دیکی و نامزد بافرهنگش، مارج (Marge)، نزدیک می‌کند؛ او در حالی که در تجملات غرق شده، تظاهر به عشق به موسیقی جاز می‌کند و در عین حال تمایلات پنهانی به دیکی دارد. استعدادهای تام علاوه بر دروغگویی، شامل تقلید صدا و جعل اسناد نیز می‌شود؛ بنابراین وقتی دیکیِ خوش‌تیپ و با اعتمادبه‌نفس از تام خسته شده و او را فردی کسل‌کننده خطاب می‌کند، تام برای به دست آوردن امتیازات و جایگاه گرین‌لیف، دست به اقدامات افراطی می‌زند.

سال انتشار: 1999 کارگردان: Anthony Minghella ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Patricia Highsmith، Anthony Minghella امتیاز: 7.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

پسرِ «گرین‌لیفِ» ثروتمند (با بازی جیمز ربورن) داره تو اروپا واسه خودش خوش‌گذرونی می‌کنه و پدرش هم به شخصیت اصلی داستان یعنی تام ریپلی (مت دیمون) مأموریت می‌ده که با بلیت درجه‌یک بره دنبال «دیکی» (جود لاو) و برش گردونه خونه. تام موفق می‌شه تو یکی از ساحل‌های ایتالیا خودش رو به دیکی و نامزدش «مارج» (گوئینت پالترو) نزدیک کنه و با ادعای اینکه هر دو تو پرینستون درس خوندن، خودش رو برای ناهار دعوت می‌کنه. «تام» حسابی تحقیق کرده؛ می‌دونه دیکی عاشق جازه، پس با تظاهر به اینکه تازه به این سبک علاقه‌مند شده، خودش رو حسابی تو دل اونا جا می‌کنه. اما با اومدن رفیقشون «فردی» (فیلیپ سیمور هافمن)، اوضاع برای تام سخت می‌شه چون فردی می‌فهمه که این آدم یه انگلِ تازه وارده و می‌خواد از شرش خلاص بشه. بعدش هم که دیکی انگار فاز «می‌خوام تنها باشمِ» گرتا گاربو رو می‌گیره و غیبش می‌زنه و تام هم می‌شه شونه‌ای برای گریه‌های مارج، قبل از اینکه از هم جدا بشن. ما که می‌دونیم چه اتفاقی افتاده، پس زیاد تعجب نمی‌کنیم وقتی می‌بینیم تام شروع می‌کنه به زندگی کردنِ اون زندگی‌ای که همیشه آرزوش رو داشته؛ با «مردیت» (کیت بلانشت) که تو کشتی باهاش آشنا شده بود وقت می‌گذرونه و یه زندگی پر از کلاهبرداری و خوش‌گذرونی رو پیش می‌بره. اما طبق معمول، یه دروغ هیچ‌وقت کافی نیست و سر و کله پیدا کردنِ دوباره‌ی «فردی» و برخورد اتفاقی با «مارج» تو اپرا، مشکلاتی رو برای تام درست می‌کنه که با اومدنِ خودِ پیرمرد «گرین‌لیف» برای سردرآوردن از اوضاع، بدتر هم می‌شه... این از اون درام‌های معماییِ شخصیت‌محوره که از همون اول پرقدرت شروع می‌شه و با یه تیم بازیگری قوی، ریتمش رو تا آخر حفظ می‌کنه. پایان‌بندی فیلم به نظرم یکم بیش از حد بر اساس شانس و اقبال بود ولی باز هم خوب جواب داد. مت دیمون عالی بازی کرده و جود لاو هم نشون داد که چرا همون اول کار انقدر درخشید. پالترو اولش زیاد به چشم نمیاد ولی هرچی داستان پیچیده‌تر می‌شه، بازیش هم بهتر می‌شه. آخر فیلم هم یه حس تعلیق و استرسِ باحالی داره که آدم رو تا لحظه آخر نگه می‌داره. فیلمبرداری خیلی شیک و باکلاسه و فضای زندگی این آدم‌های لوس و بدذات رو خوب نشون می‌ده. طنز ظریف و موسیقی جاز فوق‌العاده هم به جذابیت این تریلر سطح بالا اضافه کرده.

2024-01-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

یه شبکه‌ی پیچیده از دروغ که از کنترل خارج می‌شه. جود لاو واقعاً جذابه، مت دیمون حسابگر و حیله‌گره. هافمن هم که باید حذف می‌شد.

2025-12-25