8MM

8MM

یک حلقه فیلم پلاستیکی کوچک و به ظاهر بی‌ضرر، تام ولز (Tom Welles)، متخصص نظارت، را به مسیری تاریک و ترسناک می‌کشاند. ولز با کمک مکس (Max)، که فردی خیابانی و باهوش است، بی‌وقفه یک مسیر عجیب از شواهد را دنبال می‌کند تا سرنوشت یک غریبه کامل را مشخص کند. هرچه کارش تبدیل به وسواس می‌شود، بیشتر از همسر، خانواده و زندگی ساده‌اش به عنوان یک کارآگاه خصوصی شهر کوچک فاصله می‌گیرد.

سال انتشار: 1999 کارگردان: Joel Schumacher ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Andrew Kevin Walker امتیاز: 6.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«۸ میلی‌متری» که در سال ۱۹۹۹ اکران شد و جوئل شوماخر (Joel Schumacher) آن را کارگردانی کرد، وقایعی را روایت می‌کند که در آن یک کارآگاه خصوصی (نیکلاس کیج/Nicolas Cage) توسط یک زن مسن ثروتمند که شوهرش به تازگی فوت کرده، استخدام می‌شود. یک فیلم اسناف در گاوصندوق شوهر پیدا شده و زن می‌خواهد ببیند آیا دختری که در فیلم است (جنی پاول/Jenny Powell) واقعاً مرده یا نه. اِیمی مورتون (Amy Morton) در نقش مادر دختر و خواکین فینیکس (Joaquin Phoenix) در نقش یک موزیسین راکِ جویای نام در لس‌آنجلس که در تجارت پورن کار می‌کند، ظاهر می‌شوند. کاترین کینر (Catherine Keener) همسر کارآگاه است.
این فیلم طرح اصلی «هاردکور» (Hardcore - ۱۹۷۹) را با سبک تریلرهای جنایی اواخر دهه ۹۰، مثل «دختران را ببوس» (Kiss the Girls - ۱۹۹۷) ترکیب می‌کند. نیمه اول شامل ردیابی سازندگان فیلم اسناف توسط کارآگاه است. اگرچه این کار خسته‌کننده است (کاری که من هرگز نمی‌خواهم انجام دهم)، اما این بخش از فیلم خشن و جذاب است. نیمه دوم فیلم وارد محتوایی می‌شود که حفظ جدیت در آن دشوار است، مانند زیرزمین‌های کثیف و وسواس‌آمیز لس‌آنجلس و نیویورک. شخصیت‌های شرور اصلی به نوعی کارتونی به نظر می‌رسند تا واقع‌گرایانه و خشن، اما این یک خط باریک است. با این حال، من پیام فیلم را دوست دارم. من و همسرم مرد ثروتمندی را می‌شناختیم که چند سال پیش فوت کرد. او اغلب به کسانی که با آن‌ها تجارت می‌کرد، پول نمی‌داد، چه برسد به کارمندانش که زندگی‌شان از حقوق ماهانه می‌گذشت. کسی از او پرسید چطور می‌تواند صاحب دو کادیلاک باشد و مرتباً به تعطیلات دور دنیا برود در حالی که با مردم اینطور رفتار می‌کند، و او با غرور پاسخ داد: «چون می‌تووووونم.» اراذل و اوباش «۸ میلی‌متری» هم نگرش مشابهی دارند.
فیلم ۲ ساعت و ۳ دقیقه است و در میامی، پنسیلوانیا، نیویورک و کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری شده است. نویسنده: اندرو کوین واکر (Andrew Kevin Walker). بازیگران دیگر: آنتونی هیلد (Anthony Heald) در نقش وکیل زن ثروتمند، و جیمز گاندولفینی (James Gandolfini)، پیتر استورماره (Peter Stormare) و کریس بائر (Chris Bauer) در نقش منحرفین. نمره: B

2018-04-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

«۸ میلی‌متری» احتمالاً فقط به خاطر موفقیت «هفت» (Se7en) چراغ سبز گرفت. مثل «هفت»، «۸ میلی‌متری» وجود افرادی را بررسی می‌کند که ذاتاً شرور هستند، در حالی که شخصیت اصلی می‌خواهد بداند چرا آن‌ها اینطورند. «۸ میلی‌متری» پاسخ‌های زیادی نمی‌دهد، اما از نظر مضمونی هم پیچیده نیست. یک طرح استاندارد «چه کسی مرتکب شد» را دنبال می‌کند. در حالی که نیکلاس کیج (Nicolas Cage) بازی خوبی ارائه می‌دهد، مواقعی هست که با دیوانه‌بازی‌های خاص خودش ما را از داستان بیرون می‌کشد. جوئل شوماخر موفق می‌شود لحنی خشن ایجاد کند، اما سبک او نسبتاً بی‌روح است. صرف نظر از نقص‌هایش، «۸ میلی‌متری» هنوز یک فیلم مناسب است. این فیلم داستان را به بهره‌کشی و روایت را به خشونت ترجیح می‌دهد. به همین دلایل، آن را توصیه می‌کنم.

2019-03-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

یکی دیگه از فیلم‌های دیوونه‌وار نیکلاس کیج. مثل بقیه فیلماش، این یکی هم خوب بود.

2023-03-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

جوئل شوماخر (Joel Schumacher) دوباره کار خودش رو کرد. نگاه کنید که این فیلم چطور ساخته شد، چه چیزهایی واردش شد، کارگردان‌های مد نظر، ستاره‌های مد نظر، بودجه مد نظر. قرار بود به عنوان یک فیلم «تاریک و خشن» با بودجه کم شروع بشه که «دوربین روی دست» باشه و راسل کرو (Russell Crowe) توش بازی کنه و دیوید فینچر (David Fincher) کارگردانیش کنه... که احتمالاً جواب می‌داد. به تاریخ اکرانش نگاه کنید، ۱۹۹۹، زمانی که تماشاگران از فیلم‌های کم‌بودجه‌ای که خوب ساخته شده بودند استقبال می‌کردند. در دهه ۹۰، مردم فیلم‌های کم‌بودجه و تاریک و خشن رو می‌پذیرفتند. این فیلم می‌توانست موفقیت غیرمنتظره‌ای مثل «هفت» (Se7en) باشه. در عوض، شوماخر اومد که فیلم رو روشن‌تر کرد، و کیج (Cage) اومد که بودجه بیشتری آورد و این باعث شد دخالت استودیو بیشتر بشه و اونا بخوان فیلم رو حتی روشن‌تر کنن... با کارگردانی که موافق بود. و چیزی که می‌توانست یک فیلم عالی باشه، تبدیل به آشغال دور ریختنی شد... که جوئل دهه‌ها بعد «هنوز بهش افتخار می‌کرد»، اما نویسنده (اندرو کوین واکر) دست‌هاش رو بالا برد، رفت و این گند رو نپذیرفت. و این رو اندرو کوین واکر نوشته بود، او داستان‌سرای خوبیه، به خصوص اگه همه چیز رو در سمت تاریک نگه داری. این فیلم می‌توانست یک تریلر مالیخولیایی، تاریک و با لحنی شوم باشه که دهه‌ها در ذهن آدم بمونه. فیلمی که مثل «هفت» ناگهان اوج بگیره... ... در عوض، آشغال بود و فیلمی چنان فراموش‌شدنی که باید بهم یادآوری می‌شد که دیدمش، و بعد از ۱۵ دقیقه، یادم اومد چرا از ذهنم پاکش کرده بودم.

2023-09-05