باشگاه مشت زنی

باشگاه مشت زنی

یک راوی بی‌نام (Edward Norton) برای تسکین وضعیت روحی و رهایی از بی‌خوابی‌اش در گروه‌های حمایتی شرکت می‌کند. وقتی او با مارلا (Helena Bonham Carter)، یکی دیگر از شرکت‌کنندگان دروغین این گروه‌ها آشنا می‌شود، به نظر می‌رسد زندگی‌اش کمی قابل‌تحمل‌تر شده است. اما زمانی که با تایلر (Brad Pitt) همراه می‌شود، به یک باشگاه مشت‌زنی زیرزمینی و نقشه صابون‌سازی کشیده می‌شود. این دو مرد با هم از کنترل خارج شده و وارد رقابتی برای عشق و قدرت می‌شوند.

سال انتشار: 1999 کارگردان: David Fincher ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Chuck Palahniuk، Jim Uhls امتیاز: 8.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

فیلم خیلی خفنیه. نشون میده یه آدم روانی چطوری می‌تونه بقیه روانی‌ها رو متقاعد کنه که چیکار کنن. همه نیاز دارن به یه چیزی باور داشته باشن. من عیسی مسیح رو پیشنهاد می‌دم، اما اونا تایلر داردن رو می‌خوان.

2018-06-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

توی لیست ۵ فیلم برتر عمرمه. داستان عالی و فیلمی که می‌تونی بارها و بارها تماشاش کنی.

2018-07-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم جدید دیوید فینچر، «منک»، به زودی از نتفلیکس پخش می‌شه. به همین مناسبت دارم پنج تا از فیلم‌های فینچر رو نقد می‌کنم. «هفت» اولی بود و حالا نوبت یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های دهه ۹۰ یعنی «باشگاه مشت‌زنی» هست. این یه بازبینی دیگه از یه کلاسیک سینماست، فیلمی که من هیچ‌وقت نتونستم مثل بقیه عاشقش باشم. وقتی این فیلم سال ۹۹ اکران شد، منتقدها به شدت دو دسته شدن و فیلم توی گیشه شکست خورد. با گذشت زمان، از طریق نسخه‌های خانگی طرفدارای پر و پاقرصی پیدا کرد، اما هنوزم یه اثر جنجالی محسوب می‌شه. با اینکه این سومین یا چهارمین بار بود که این داستان رو می‌دیدم، نظرم واقعاً عوض نشد. من واقعاً از این فیلم لذت می‌برم، اما نمی‌تونم بگم عاشقشم. بدون لو دادن داستان، یه چرخش داستانی حیاتی اواخر فیلم هست که من فقط از نحوه اجراش لذت بردم، نه از تاثیرش روی روایت. فیلمنامه جیم اولز روی رفاقت شخصیت‌های اصلی تکیه می‌کنه و فینچر در طول دو پرده اول، کدهای نه چندان ظریفی از یه افشاگری بزرگ به جا می‌ذاره. این نقطه عطف پیرنگ به زیبایی اجرا شده و من هنوزم از نحوه بیان دیالوگ‌ها و بازی‌ها شگفت‌زده می‌شم. با این حال، تاثیرش روی یه بیننده دقیق و حواس‌جمع تقریباً صفره چون شواهد خیلی واضح بودن. نمی‌خوام مثل اون تماشاچی‌های کلیشه‌ای باشم که می‌گن «من پیچش داستان رو حدس زدم پس فیلم آشغاله»، چون واقعاً در طول پرده سوم کاملاً مجذوب فیلم بودم. با این حال، زمان فیلم کوتاهه نیست و فینچر وقت زیادی رو صرف ساختن ایده‌ای می‌کنه که حتی قبل از نیمه فیلم، فاکتور غافلگیریش رو از دست می‌ده. بازی ادوارد نورتون و برد پیت در سطح دیوانه‌واری عالیه و شیمی بینشون بی‌نظیره. فینچر از فیلمنامه برای نقد مصرف‌گرایی، رفتار جامعه و سلامت روان استفاده می‌کنه. در نهایت، باشگاه مشت‌زنی جنجالی‌ترین فیلم فینچر باقی می‌مونه. کارگردانی و اجرای درخشان، فیلمبرداری معتبر و طراحی صحنه خاص، همه و همه عالی هستن. با اینکه من جزو اون دسته نیستم که دیوانه‌وار عاشق این فیلمن، اما بازی‌های درخشان پیت و نورتون فیلم رو اونقدر بالا می‌بره که این مشکلات کوچیک مانع پیشنهاد دادن یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ نمی‌شه. نمره: -A

2020-11-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اصلاً ازش لذت نبردم، تقریباً هیچی، اما هنوزم یه جورایی درک می‌کنم چطور همه چیزش کنار هم چیده شده. برای من فیلم عجیبیه. در کل، «باشگاه مشت‌زنی» منو ناامید کرد. قبل از دیدنش خیلی کم درباره‌اش می‌دونستم. خیلی عمیق‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم. متاسفانه هیچ سرگرمی‌ای توش پیدا نکردم - راستش رو بگم، نشستن و دیدنش برام عذاب بود. تنها صحنه‌ای که یادمه ازش لذت بردم، همون صحنه آخره. فقط هر چیزی که قبلش اومد برام هیچ جذابیتی نداشت. برد پیت در نقش تایلر خوبه، اما به نظر من بازی‌های ادوارد نورتون و هلنا بونهام کارتر معمولی بود. مشخصه که من توی اقلیت مطلق هستم، اما متاسفانه باهاش ارتباط نگرفتم. نمره ۶ براش کمه، پس ۷ می‌دم.

2021-01-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

تا یک‌سوم آخر فیلم نسبت بهش خنثی بودم، تا اینکه همه چیز روان‌شناختی و هیجانی شد و حس و حال فیلم «روانی آمریکایی» رو بهم داد. مخصوصاً صحنه «نام او رابرت پاولسون بود» جایی بود که فیلم از ۳ ستاره به ۴.۵ ستاره تبدیل شد. پیشنهادش می‌کنم و قصد دارم مدتی بعد دوباره ببینمش چون حس می‌کنم ارزش تماشای مجددش از خیلی فیلم‌های این سبکی بیشتره.

2021-05-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

_**پیدا کردن روشنگری از طریق له و لورده کردن همدیگه**_
یه مرد ۳۰ ساله توی لس‌آنجلس درگیر کارهای خسته‌کننده دفتریه و از بی‌خوابی رنج می‌بره (ادوارد نورتون). اون بالاخره از یه زن غیرمتعارف که توی گروه‌های حمایتی می‌بینه (هلنا بونهام کارتر) و مخصوصاً یه آدم بی‌قید و بند که حاشیه شهر زندگی می‌کنه (برد پیت) الهام می‌گیره. اونا یه باشگاه زیرزمینی راه می‌اندازن که مردها دور هم جمع می‌شن و با کتک زدن همدیگه، عقده‌هاشون رو خالی می‌کنن. «باشگاه مشت‌زنی» (۱۹۹۹) اعتبار زیادی به عنوان یه فیلم کالت خوش‌ساخت داره. نیمه اول به اندازه کافی سرگرم‌کننده، عجیب و بامزه‌ست؛ و من مضامین جالبی رو که بررسی می‌کنه دوست دارم: فرار از مادیات، برده تبلیغات بودن، شورش علیه همرنگی با جماعت، پیدا کردن وحشی درون و غیره. همه این‌ها قابل تحسینه. متاسفانه نیمه دوم گیرا نیست. حوصله‌ام سر رفته بود و منتظر بودم تموم بشه. پیچش داستانی که همه براش غش و ضعف می‌رن هم واقعاً اونقدرها غافلگیرکننده نیست. علاوه بر این، تماشای کتک خوردن آدم‌ها فقط یکی دو بار اولش جذابه؛ بعدش تکراری می‌شه. اصلاً مشت‌زنی چطوری باعث روشنگری می‌شه؟ واقعاً نداشتن دندون و چشم کبود به زندگی کسی کمک می‌کنه؟ فیلم اصلاً روی اثرات منفی طولانی‌مدت دعواهای همیشگی تاکید نمی‌کنه. فیلم‌های کالتی مثل «پالپ فیکشن» لایق تعریف هستن، اما این یکی به خاطر نیمه دوم خسته‌کننده‌اش ناامیدکننده بود. اما از نظر استعاری بدون شک نابغه‌ست. نمره: -B

2021-07-02


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

دیوانگی محض. سعی نکنید از جنون سر در بیارید، فقط با این موج وحشی همراه بشید.

2021-07-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

بهترین فیلمی که دیدم، در ضمن سرم هم درد می‌کنه.

2022-12-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

این قطعاً یکی از بزرگترین فیلم‌های تمام دورانه؛ از نظر سبک، روایت، زیبایی‌شناسی و خلاقیت. از زوایای دوربین خیلی غیرمتعارف و افکت‌های خاص استفاده می‌کنه تا اون فرهنگ نهیلیستی و جایگزینی رو که اواخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ حاکم بود، کاملاً نشون بده. دیدگاه‌های خیلی عمیقی درباره سرمایه‌داری شرکتی داره و برای بیان باورهاش هیچ ابایی نداره. پیامش درباره شرکت‌گرایی خیلی متقاعدکننده‌ست چون مستقیماً غرایز طبیعی و خامی مردها رو هدف قرار می‌ده. در کل فیلم خیلی «خام» و بی‌پردیه. تنها آرزوم این بود که کاش طولانی‌تر بود. این فیلم باید ۳ ساعت می‌بود. اما با این حال، استادانه یه تجربه رو رقم می‌زنه و به زیبایی به هر صحنه پل می‌زنه. هیچ سوالی رو بی‌جواب نمی‌ذاره. این فیلم کاملاً حساب‌شده و سنگدله؛ درست مثل قهرمان اصلیش، تایلر داردن. حتماً این فیلم رو ببینید!

2023-09-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

ادوارد نورتون داستانی رو تعریف می‌کنه که اساساً درباره خودشه. اون کارمندیه که نمی‌تونه بخوابه. بعد از اینکه دکترش از دادن مسکن خودداری می‌کنه، شروع می‌کنه به چرخیدن توی گروه‌های حمایتی شبانه. اونجاست که با دو نفر مهم آشنا می‌شه. اولی «باب» (Meat Loaf) هست و دومی «مارلا» (هلنا بونهام کارتر). اونا یه جورایی با هم صمیمی می‌شن. اما توی یه پرواز، رفیق ما زندگیش به کل عوض می‌شه. اون کنار یه صابون‌ساز به اسم «تایلر داردن» (برد پیت) می‌شینه که نگاه کاملاً جدیدی به زندگی بهش میده. اونا با هم «باشگاه مشت‌زنی» رو راه می‌اندازن. داستان کم‌کم وارد فاز تاریک‌تری می‌شه و مشخص می‌شه که یه برنامه خیلی خبیثانه‌تر پشت این ماجراست. «داردن» شروع می‌کنه به کنار گذاشتن دوستش و حالا اون که احساس تنهایی می‌کنه، وضعیت ذهنیش بدتر می‌شه. واقعاً چه خبره؟ کی به کیه؟ این فیلم رویای هر کسیه که به نمادگرایی علاقه داره. تقریباً هر جنبه از رفتار شخصیت‌ها رو می‌شه برایdemonstrate کردن انتخاب‌ها، آزادی، شورش و خودآگاهی استفاده کرد. حدس زدن پایانش خیلی سخت نیست، اما سفری پر از خشونته. این قطعاً بهترین بازی نورتون تا به امروزه و با حضور کاریزماتیک پیت، این یه سینمای تامل‌برانگیزه که اگه بتونید توی سینما ببینیدش خیلی بهتره.

2024-03-20