۱۰ چیز تو که من ازشون بدم میاد
این فیلم که اقتباسی از نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» اثر ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) است، با ورود کمرون (Cameron)، دانشآموز جدید دبیرستان پادوآ، شروع میشود. او در بدو ورود با مایکل آشنا میشود که قرار است بهترین دوستش شود. کمرون در گشتوگذار در مدرسه، بیانکا استراتفورد را میبیند و در یک نگاه عاشقش میشود؛ اما بیانکا یک مشکل بزرگ دارد: او اجازه ندارد با کسی قرار بگذارد. پدرشان قانونی گذاشته که بیانکا تنها زمانی میتواند با کسی بیرون برود که خواهر بزرگترش، کاتارینا (کات)، هم این کار را انجام دهد. اما کات یک دختر ضداجتماعی و سرکش است که از همرنگ جماعت شدن متنفر است. حالا کمرون برای رسیدن به بیانکا، باید کسی را پیدا کند که حاضر باشد با کات قرار بگذارد. آنها سراغ جویی، پسر خوشتیپ و مغرور مدرسه میروند تا او هزینه این نقشه را بدهد. انتخاب آنها پاتریک ورونا (Patrick Verona) است؛ پسری بدنام و مرموز که شایعات عجیبی پشت سرش است. آیا پاتریک میتواند دل کات را به دست آورد؟
سال انتشار: 1999 کارگردان: Gil Junger ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Karen McCullah، Kirsten Smith، William Shakespeare امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» شکسپیر در فضای یک دبیرستان مدرن و با چاشنی طنز. آدم رو یاد کمدی-رمانتیکهای دهه ۸۰ میاندازه. لم بدید و ازش لذت ببرید.
2023-05-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خیلی بامزهایه. من کمدی-رمانتیکهای عجیب و غریب اواخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ رو دوست دارم. همیشه دیدن اتفاقات خجالتآوری که موقع تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن یه دختر برات میافته، خندهداره.
2023-08-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کمرون (با بازی جوزف گوردون لویت) بدجوری تو نخ بیانکا (لاریسا اولینیک) رفته، اما بیانکا دلش پیش جویی (اندرو کیگان)، پسر پولدار و دخترباز مدرسه است. فارغ از اینکه کی کی رو دوست داره، بابای بیانکا اجازه نمیده اون با کسی بیرون بره، مگه اینکه خواهر کلهشق و سردش یعنی کات (جولیا استایلز) هم باهاش بره. کات هم که اصلاً اهل این حرفا نیست، پس اوضاع قفل شده! اما هورمونها باعث خلاقیت میشن و کمرون و رفیقش مایکل یه نقشه میکشن تا کات رو با پاتریک (هیث لجر) جور کنن. پاتریک هم زیاد اهل مدرسه و قوانینش نیست، پس شاید به هم بخورن. اونا برای نقشهشون نیاز به پول دارن، پس جویی احمق رو راضی میکنن که خرج کار رو بده تا خودش بتونه با بیانکا قرار بذاره.
عجب کلاف سردرگمی! و البته فقط بحث زمان و کمی نوشیدنی مطرحه تا داستان به همون مسیر قابل پیشبینی و پر فراز و نشیب عشق واقعی بیفته. همه چیز طبق استانداردهای این سبک پیش میره و به یه پایان مشخص و یکم بیش از حد احساسی ختم میشه، اما در طول مسیر موسیقی متن عالیه و شوخیهای زیادی هم وجود داره. بعضی شوخیها یکم سطح پایین هستن، ولی در کل فیلم خوب کار میکنه. آلیسون جنی هم در نقش مشاور مدرسه که اصلاً به فکر دانشآموزا نیست و فقط داره رمان صحنهدار خودش رو مینویسه، خیلی باحاله. استایلز و لجر هم شیمی خوبی با هم دارن و لجر با اینکه نقش محدودی داره، جذابیت و شیطنت خاصی بهش داده. چیز جدیدی توی این فیلم نیست، ولی حال و هوای فیلم «The Breakfast Club» رو داره و من ازش لذت بردم. آخرش هم واقعاً خوشحال شدم که توی کشوری زندگی میکنم که بچهها رو مجبور به تحمل اون شکنجه مسخره پایان ترم یعنی «جشن پرام» نمیکنن!