استوارت کوچولو
در شهر نیویورک، با خانهی کوچکی روبرو میشوید که محل زندگی خانوادهای به نام «لیتل» (Little) است. احتمالاً فکر میکنید که آنها مهربانترین خانوادهای هستند که تا به حال دیدهاید. یک روز، فردریک و النور، والدین خانواده لیتل، به یتیمخانهای میروند تا برادری برای پسرشان، جورج، پیدا کنند. در آنجا با استوارت آشنا میشوند؛ موش کوچک اما جذابی که ظاهراً مانند انسانها متمدن است. آنها او را به فرزندی میپذیرند و همه، حتی جورج، عاشقش میشوند. اما یک مشکل در زندگی استوارت وجود دارد: اسنوبل (Snowbell)، گربه خانواده لیتل، که چشم دیدن او را ندارد. اما وقتی مشکلات بلافاصله شروع میشوند، استوارت باید قبل از اینکه دوستان اسنوبل او را پیدا کنند، راهی برای بازگشت به خانهاش پیدا کند.
سال انتشار: 1999 کارگردان: Rob Minkoff ژانر: Adventure، Comedy، Family نویسندگان: E.B. White، M. Night Shyamalan، Greg Brooker امتیاز: 6.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه فیلم خوب برای بچهها که به خاطر لطافتش، ممکنه بزرگترها حس کنن زیادی تو اتاق موندن.** تماشای این فیلم مثل گوش دادن به یه قصه پریان یا حکایتیه که در دنیای امروز اتفاق میافته. این بهترین راهیه که برای توصیفش پیدا کردم. ما با خانوادهای طرف هستیم که بعد از بازدید از یه یتیمخانه، تصمیم میگیرن یه موش سفید کوچولوی یتیم رو به فرزندی قبول کنن و در این راه با دشمنیِ گربه خونه روبرو میشن که از اینکه حالا یه موش صاحبشه، ناراحته. من این فیلم رو وقتی بچه بودم تو سینما دیدم و واقعاً دوسش داشتم. حالا بعد از بیست سال، تصمیم گرفتم دوباره به عنوان یه آدم بزرگ ببینمش و حس متفاوتی داشتم. فیلم خیلی سادهست؛ کارگردانی راب مینکوف (Rob Minkoff) تونسته بود لطافت و تاثیرگذاری ساده اثر رو درک کنه، اما نتونسته بود غلظت احساساتش رو کنترل کنه. یعنی در طول فیلم چندین بار حس میکنیم که شیرینی و لطافت کار بیش از حده و این باعث میشه مخاطب بزرگسال حس کنه زیادی تو اتاقه. من الان این حس رو داشتم و این بزرگترین مشکل فیلم برای من بود؛ مشکلی که اکثر بچهها بدون سختی ازش میگذرن. اگه استوارت کوچولو یه شخصیت واقعاً دوستداشتنیه، ممکنه در مورد خانوادهاش همه همنظر نباشن. شخصیتها اونطور که باید و شاید پرداخته نشدن، حتی با در نظر گرفتن اینکه این یه فیلم برای کودکان و نوجوانانه. جینا دیویس (Geena Davis) و هیو لوری (Hugh Laurie) در نقش والدین خیلی خوب عمل میکنن و جاناتان لیپنیکی (Jonathan Lipnicki) هم از اونا عقب نمیمونه و به شخصیتش یه اصالت دلنشین میده. با این حال، این سوال باقی میمونه که اگه بازیگرا متن بهتری در دست داشتن، چه کارهایی میتونستن بکنن. کار صداپیشهها خیلی خوبه؛ مایکل جی. فاکس (Michael J. Fox) و نیتن لین (Nathan Lane) در این بخش لایق توجه کامل هستن. در سطح فنی، فکر میکنم واقعاً باید به تمام انیمیشنهای CGI مربوط به حیوونا و رفتارشون نمره مثبت داد. جلوهها هم خیلی خوب کار شدن و معلومه که سرمایهگذاری مالی خوبی روی فیلم شده. البته باور کردن یه خونه کوچیک و شبیه اسباببازی وسط سنترال پارک (که یکی از گرونترین زمینهاییه که میشه تصور کرد) سخته، اما این فقط یه جزئیاته. طراحی صحنه و لباسهای خانوادگی که کمی حال و هوای دهه ۵۰ رو دارن هم نکته مثبتی بود و موسیقی متن هم کارش رو هوشمندانه انجام میده.
2023-08-13