پسر جهنمی
در اواخر جنگ جهانی دوم، افسران نازی، کارل روپرشت کرونن (Karl Ruprecht Kroenen) و ایلسا هاپشتاین (Ilsa Haupstein)، آزمایشی را برای احضار نیروهای جهنم از طریق راسپوتین (Rasputin)، عارف تاریک روسی، در یک جزیره اسکاتلندی آغاز میکنند؛ اما این عملیات توسط یک گروه کماندوی متفقین به رهبری پروفسور ترور «بروم» بروتنهولم (Trevor "Broom" Bruttenholm) متوقف میشود. او از کشتن موجود نیمهانسان-نیمهاهریمنی که به طور تصادفی خلق شده جلوگیری کرده و این «پسر جهنمی» (Hellboy) را بزرگ میکند. بروم به ریاست یک آژانس مخفی ایالات متحده به نام اداره تحقیق و دفاع پارانورمال میرسد که به مطالعه و استفاده از پدیدههای ماوراءالطبیعه میپردازد. با پیر شدن «پدر» بروم، او مامور باهوش و حساس، جان مایرز (John Myers) را به عنوان همراه جدید هلبوی انتخاب میکند. هلبوی که شخصیتی سرکش دارد، مدام توسط غیرنظامیان در گشتوگذارهای غیرمجازش دیده میشود. جانی، هلبوی و کلی (Clay) در ماموریتهایی علیه تهدیدات ماوراءالطبیعه با موجودی دوزیست به نام ایب ساپین (Abe Sapien) همکاری میکنند. وظیفه آنها بسیار دشوار است، زیرا هیولایی به نام سامائل (Sammael) با هر بار مرگ تکثیر میشود، در حالی که راسپوتین و نازیها برای انتقام بازگشتهاند.
سال انتشار: 2004 کارگردان: Guillermo del Toro ژانر: Action، Adventure، Fantasy نویسندگان: Guillermo del Toro، Peter Briggs، Mike Mignola امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من عاشق کمیکهای «هلبوی» (Hellboy) مایک میگنولا (Mike Mignola) هستم و این فیلم انحراف خیلی زیادی از منبع اصلی داره. اما عجیبه که این موضوع اصلاً اذیتم نمیکنه. در واقع توی بعضی موارد، مثل شخصیت کارل روپرشت کرونن (Karl Ruprecht Kroenen)، نسخه فیلم واقعاً بهتر از کمیک شده. تماشای دوباره هلبوی توی خونه ما یه اتفاق همیشگیه. امتیاز نهایی: ۴ ستاره - خیلی جذاب. یکی از محبوبهای شخصی من.
2018-10-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هلبوی فیلمی نیست که به درد همه بخوره، هر چقدر هم که توی فیلمنامهاش شوخی داشته باشه. با این حال، مهارت همیشگی گییرمو دل تورو (Guillermo del Toro) توی خلق جلوههای بصری فوقالعاده، اکشنهای باحال و تمرکز روی رشد شخصیتها، باعث شده هلبوی یه اثر منحصربهفرد و به شدت سرگرمکننده باشه. در ضمن، ران پرلمن (Ron Perlman) یه بازیگر نقش اول معرکهست. کاریزمای اون باعث شده یکی از دستکمگرفتهشدهترین بازیگرهای زمان ما باشه.
2019-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در ظاهر، این فیلم باید افتضاح میشد. یه مشت نازی توی یه جزیره دورافتاده اسکاتلندی دارن از روح راسپوتین (Rasputin) افسانهای (با بازی کارل رودن - Karel Roden) استفاده میکنن تا شیطان رو احضار کنن. خوشبختانه، نقشهشون توسط کماندوهای شجاع به رهبری دانشمندی به نام «بروم» (Broom) (با بازی جان هرت - John Hurt) نقش بر آب میشه. اون نه تنها این نقشه پلید رو خنثی میکنه، بلکه موفق میشه موجودی که از اعماق جهنم بیرون اومده بود رو نجات بده و با خودش به آزمایشگاه ببره؛ جایی که این «پسر جهنمی» (Hellboy) با شاخهای بریدهاش، به خوبی در کنار بقیه موجودات کلکسیون او در «اداره تحقیق و دفاع پارانورمال» جا میگیره.
ماجرا اینجاست که «بروم» دیگه پیر شده و نگرانه که بدون رهبری اون، موجودات محبوبش زیر دست نظامیها بیفتن. برای همین «مایرز» (Myers) جوان و پرشور (روپرت ایوانز - Rupert Evans) رو استخدام میکنه تا کار رو به دست بگیره؛ چون ساکنان موزه او باید با نازیهای دوباره قدرتگرفته و راسپوتین انتقامجو روبرو بشن. اونا به موجود جدید و چندوجهی به نام «سامائل» (Sammael) مجهز هستن که مثل هیدرا، هر بار که میمیره تکثیر میشه - با این تفاوت که فقط سرش نیست که دوباره رشد میکنه. با نزدیک شدن زمان نبرد، وظیفه «هلبوی» (ران پرلمن - Ron Perlman)، همکار دوزیست و ذهنخوانش «ایب» (Doug Jones) و معشوقهاش «لیز» (Selma Blair) هست که دنیا رو از شر بدیها خلاص کنن.
جلوههای بصری اینجا خیلی خوب جواب داده، اما گییرمو دل تورو (Guillermo del Toro) به جای اینکه فقط به اونا تکیه کنه، دیالوگهای پر از شخصیت و کلی صحنه اکشن هم اضافه کرده تا فیلم در طول دو ساعت حسابی پرهیجان باقی بمونه. به نظر میرسه پرلمن داره از نقشش لذت میبره و این حس به بیننده هم منتقل میشه. فیلم فانتزی و جادو رو با مفاهیم قدیمی مثل تعصب ترکیب کرده؛ بازی خوب جان هرت و مایرز هم یه حس انسانی به فیلم داده و در نهایت بازی غلوآمیز و تئاتری رودن که تمام تلاشش رو کرده تا شبیه کریستوفر لی باشه، کار رو تکمیل کرده. البته ترکیب شیطان و صلیب شکسته توی دنیای شرارت همیشه جواب میده و با اینکه پایان داستان خیلی قابل پیشبینیه، اما فیلم فراز و نشیبهای زیادی داره و با بالا گرفتن هیجان، هیچکس در امان نیست.