حس ششم
«مالکوم کرو» (Bruce Willis) روانشناس کودک است که در همان شبی که جایزهای دریافت میکند، با یکی از بیماران سابق خود که بسیار ناراضی است روبرو میشود. پس از این برخورد، کرو مسئولیت درمان پسر بچهای را بر عهده میگیرد که مشکلاتی مشابه همان بیمار سابق (Donnie Wahlberg) دارد. این پسر «آدمهای مرده را میبیند». کرو وقت زیادی را با پسر میگذراند که باعث ناراحتی همسرش (Olivia Williams) میشود. مادر کول (Toni Collette) از مشکلات رو به افزایش پسرش به ستوه آمده و نمیداند چه کار کند. کرو تنها امید این پسر است.
سال انتشار: 1999 کارگردان: M. Night Shyamalan ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: M. Night Shyamalan امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پدیده «حس ششم». مالکوم کرو (Malcolm Crowe)، روانپزشک کودک، پرونده پسر بچهای به شدت آشفته به نام کول سیر (Cole Sear) رو قبول میکنه. کول اولش در برابر کمک مقاومت میکنه، اما وقتی مالکوم بهش نزدیکتر میشه، ریشه ترسهای کول رو میفهمه: اون ادعا میکنه که روح میبینه. «حس ششم» در سال ۱۹۹۹ یک بمب واقعی بود؛ یک داستان روحی که با ظرافت ساخته شده بود و پایانی داشت که ورد زبان همه شده بود. گیشه رو منفجر کرد و منتقدها براش غش و ضعف رفتن. این روزها ممکنه صدها نفر رو ببینید که میگن فیلم کلیشهای و خستهکنندهست، یا اینکه همون ربع اول فیلم دست کارگردان رو خوندن؛ جالبه که من اصلاً یادم نمیاد سال ۹۹ کسی اینطوری فکر کرده باشه! گیشه به این دلیل پر شد که خیلیها بیش از یک بار رفتن فیلم رو دیدن. اونها (از جمله خود من) برگشتن تا ببینن ام. نایت شیامالان (M. Night Shyamalan) چطور تونست ما رو فریب بده و زیر پامون رو خالی کنه. من هر دو باری که فیلم رو در سینما دیدم کاملاً یادمه؛ اون لحظه کلیدی فیلم باعث شد صدای نفسنفس زدن تماشاچیها از روی صندلیهاشون بلند بشه. این همون تاثیریه که اعتبار یک فیلم رو همه جا پخش میکنه و به همین دلیله که من هیچوقت نمرهای کمتر از ۱۰ بهش نمیدم. تماشای دوباره فیلم قطعاً از جذابیتش کم میکنه چون دیگه ترفندهای کارگردان رو میدونیم، اما فیلم هنوز هم برای من یکی از بهترینها در نوع خودشه. نویسندگی شیامالان به طرز غافلگیرکنندهای پیچیدهست؛ فیلمی که در ظاهر یک اثر ترسناکه، در واقع پر از بارهای عاطفیه و دنیای کودکان رو از طریق فقدان و نیاز به درک شدن، به مسائل ماوراءالطبیعه گره میزنه. بازیها فوقالعادهان؛ بروس ویلیس (Bruce Willis) در نقش مالکوم کرو عالی و کنترلشده بازی میکنه. هالی جوئل آزمنت (Haley Joel Osment) هم شگفتانگیزه؛ اینکه بازی یک کودک در چنین فیلمی به سمت لوسبازی و احساساتگرایی افراطی نره، خودش یک دستاورد بزرگه. تونی کولت (Toni Collette) هم در نقش مادر کول، عشق و سردرگمی رو به بهترین شکل نشون میده. کارگردانی شیامالان بسیار خویشتندارانه است و به جای شوکهای لحظهای، از فضاسازی و صدا برای ایجاد دلهره استفاده میکنه. موسیقی جیمز نیوتن هاوارد هم به زیبایی بین لحظات ناآرام و لحظات پرسشگرانه جابجا میشه. اگه فیلم رو ندیدید، به حرفهای منفی گوش ندید، چون «حس ششم» لیاقت تکتک سنتهایی که درآورده رو داشت. فیلمی که هنوز هم یکی از بهترین داستانهای روحی تاریخ سینماست. ۱۰/۱۰
2019-10-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**بروس ویلیس در درام ماوراءالطبیعه و معمایی شیامالان میدرخشد**_
یک روانشناس کودک (بروس ویلیس) سعی میکنه به پسری (هالی جوئل آزمنت) کمک کنه که مشکل (یا موهبت) خاصی داره و بقیه بچهها بهش میگن «عجیبالخلقه». اولیویا ویلیامز نقش همسر درمانگر و تونی کولت نقش مادر پسر رو بازی میکنن. «حس ششم» (۱۹۹۹) به نویسندگی و کارگردانی ام. نایت شیامالان، فیلمی بود که باعث شهرت جهانی اون شد. یک درام آرامسوز با المانهای ماوراءالطبیعه. وقتی من و همسرم اولین بار دیدیمش، هیچی از داستان نمیدونستیم جز اینکه همه داشتن ازش تعریف میکردن؛ و پایان فیلم واقعاً آدم رو به گفتن «واو» وا میداره. با تماشای دوبارهاش، برام سوال بود که آیا فیلم با دونستن اون راز بزرگ باز هم جواب میده؟ و بله، جواب میده. با اینکه درام فیلم کمی کنده، اما در مقایسه با بلاکباسترهای امروزی که هر پنج دقیقه یک انفجار احمقانه دارن، تماشاش لذتبخشه. لوکیشنهای فیلادلفیا هم به زیبایی بصری فیلم کمک کرده. در نهایت، تماشای فیلم برای اینکه بفهمید شیامالان چطور تونسته اون پیچش داستانی رو مخفی نگه داره، خیلی جالبه. زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۷ دقیقه است. نمره: B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این پیچش داستانی نهایی و فوقالعادهست که لبخند رو به لبتون میاره، چون بالاخره همه تکههای پازل کنار هم قرار میگیرن. ۹/۱۰
2022-02-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سه بازی واقعاً قدرتمند در این اثر معمایی وجود داره که هیچکدوم بهتر از اولین حضور درخشان هالی جوئل آزمنت یازده ساله در نقش «کول» نیست. اون میتونه آدمهای مرده رو ببینه، باهاشون حرف بزنه و ازشون یاد بگیره. مشکلش اینه که طبیعتاً هیچکس حرفش رو باور نمیکنه و مادرش «لین» (تونی کولت) دیگه به آخر خط رسیده. در این میان مالکوم کرو (بروس ویلیس) وارد میشه که تجربهای در این زمینه داره. شیامالان اجازه میده بازیگرها بار اصلی فیلم رو به دوش بکشن. تونی کولت در نقش مادر مستأصل خیلی متقاعدکنندهست و آزمنت هم اعتمادبهنفسی فراتر از سنش داره. در نهایت، ویلیس به ما یادآوری میکنه که چرا اصلاً ستاره شده؛ بازی اون ظریف و مطمئنه. دیالوگها خیلی خوب نوشته شدن و حاشیهپردازی ندارن. تماشای این فیلم روی پرده بزرگ، اگه بتونید، لذت دیگهای داره.
2022-07-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اون پایانبندی... کلمه «زبونبسته» هیچوقت اینقدر برازنده نبوده. «حس ششم» از اول تا آخر فیلم خیلی خوبیه، اما در لحظه نتیجهگیریه که واقعاً شگفتانگیز میشه. تنها کلمهای که موقع تیتراژ به ذهنم رسید «واو» بود. چه راه فوقالعادهای برای جمع کردن داستان؛ بهترین پیچشهای داستانی اونهایی هستن که همه سرنخها رو بهت میدن اما تابلو نمیکنن چه اتفاقی افتاده - و اینجا دقیقاً همینطوره. تا قبل از اون لحظه، من فقط داشتم از فیلم لذت میبردم، اما منتظر بودم موتور فیلم روشن بشه. ریتم فیلم در بیشتر زمانش کنده، که راستش به درک بهتر اتفاق نهایی کمک میکنه. هالی جوئل آزمنت بازی درجه یکی ارائه داده. بروس ویلیس هم عالیه. تونی کولت هم که به سختی قابل شناساییه، معرکهست؛ رابطه مادر و پسری لین و کول رو خیلی دوست داشتم. بالاخره دیدمش! سالها بود اسم این فیلم رو میشنیدم و خوشبختانه با وجود این همه مدت، هیچ اسپویلی ازش نشنیده بودم. فیلمی فوقالعاده!
2024-08-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واو! فیلم یعنی این. تنها چیزی که کم داشت تا ۱۰ از ۱۰ بشه، جلوههای ویژه خفن امروزی بود، اما همین نشون میده که یک داستان خوب و بازیگرهای عالی میتونن از جلوههای ویژه به تنهایی خیلی بهتر عمل کنن. پایانش بدجوری غافلگیرم کرد و آمار گیشه هم نشون میده این فیلم حتی در زمان خودش چقدر خیرهکننده بوده! دمشون گرم.
2025-12-14