دختر، برید
در سال ۱۹۶۷، سوزانا کیسن (Susanna Kaysen) دچار سردرد شد و یک شیشه قرص آسپرین را با یک شیشه ودکا بالا کشید. این کار باعث شد او به آسایشگاه روانی کلیمور (Claymoore) منتقل شود. در آنجا دکتر ملوین پاتس تشخیص میدهد که او دچار اختلال شخصیت مرزی است. سوزانا هنگام ورود به کلیمور با پرستار والری اوونز آشنا شده و بخش زنان به او نشان داده میشود. او در آنجا با بیماران مختلفی آشنا میشود: جورجینا تاسکین، یک دروغگوی بیمارگونه که شیفته جادوگر شهر آز است؛ پالی کلارک، یک اسکیزوفرنی با رفتارهای کودکانه؛ جانت وبر، یک بیمار آنورکسیک (بیاشتهایی عصبی) طعنهزن؛ دیزی راندون، دختری که اجازه نمیدهد کسی وارد اتاقش شود و فقط مرغهای پدرش را میخورد؛ و لیسا رو، یک جامعهستیز (سایکوپات) که سایر بیماران را کنترل میکند و زندگی را برای پرستاران کلیمور سخت کرده است. در طول فیلم، لیسا کنترل خود را بر سوزانا به دست میآورد و از دست میدهد و ما میبینیم که او واقعاً چقدر میتواند بدجنس باشد. پایان فیلم، آزادی سوزانا از کلیمور را پس از ۱۸ ماه اقامت نشان میدهد. سوزانا چگونه کنترل زندگیاش را پس میگیرد؟ این فیلم به موضوعاتی چون سلامت روان، سوءرفتار، خودزنی و خودکشی میپردازد.
سال انتشار: 1999 کارگردان: James Mangold ژانر: Biography، Drama نویسندگان: James Mangold، Lisa Loomer، Anna Hamilton Phelan امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اواخر دهه ۹۰ وقتی اعلام شد که کتاب خاطرات سوزانا کیسن قراره فیلم بشه، خیلی از بازیگرها برای گرفتن نقشهای اصلی زن با هم رقابت میکردند. در نهایت وینونا رایدر (Winona Ryder) برای نقش سوزانا انتخاب شد؛ دختری که دوز بالایی آسپرین مصرف میکنه و در بیمارستان روانی بستری میشه. اون در این آسایشگاه دهه شصتی، با بیماران دیگهای دوست میشه، از جمله لیسای جامعهستیز (آنجلینا جولی)، پالی اسکیزوفرن (الیزابت ماس) و پرستارهایی مثل والری (ووپی گلدبرگ).
سخته باور کنیم که موقع اکران این فیلم، آنجلینا جولی تازه اول راه بازیگریش بود. اون موقع هنوز خبری از «توم ریدر» یا «بچه جایگزین» و «آقا و خانم اسمیت» نبود. جولی فقط چند تا نقش کوتاه و یک فیلم قابل توجه (Gia) داشت. پس باید بابت انتخابش برای چنین نقش پیچیدهای مثل لیسا، به سازندهها اعتبار داد. و واقعاً این لیساست که فیلم رو به جلو میبره و برای جولی یک اسکار کاملاً مستحق بهترین بازیگر نقش مکمل زن رو به ارمغان آورد - که تا امروز تنها جایزه اسکارش هم هست.
سوزانا با اینکه قهرمان داستانه و شاید از نظر ذهنی سالمتر باشه، بیشتر فیلم رو با جریان همراه میشه؛ یک لحظه ممنون حمایتهای هماتاقیشه و لحظه بعد غرق در گرداب ویرانگر لیسا میشه. اون عملاً چیزی به داستان اضافه نمیکنه جز اینکه ما از دریچه چشم اون دنیا رو ببینیم. پرده آخر فیلم همون پایان انفجاریه که انتظارش رو داشتیم، اما در کل فیلم نمیتونه این حقیقت رو پنهان کنه که در طول زمان طولانیش، اتفاق خیلی خاصی نمیافته. هر کدوم از دخترها بدون تقصیر خودشون اونجا هستن و شخصیتشون با بیماریشون گره خورده، برای همین سخته که مسیر رستگاریشون رو دنبال کنیم. فیلم کاملاً ارزش دیدن داره، مخصوصاً برای بازی جولی، اما اصلاً در حد یک شاهکار «حتماً باید دید» نیست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گاهی وقتها اونها رو دیوونه یا بیمار روانی میبینیم، اما اگه عاشقشون باشی، میفهمی که اونها همون درمانی هستن که نمیذارن خودت دیوونه بشی. فیلم واقعاً احساساتم رو لمس کرد وقتی فهمیدم ما همون بیماریای بودیم که به بدنشون نفوذ کردیم و این فرشتهها رو به جنون کشوندیم.
2023-07-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وینونا رایدر در این نگاه بیپرده و تلخ به دختری که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنه، در اوج خودش ظاهر شده. «سوزانا» بعد از یک اقدام به خودکشی توسط والدین نگرانش به بیمارستان منتقل میشه. با تشخیص احتمالی اختلال شخصیت، او در مرکز «کلیمور» تحت نظر دکتر ویک (ونسا ردگریو) و پرستار والری (ووپی گلدبرگ) بستری میشه.
همونطور که انتظار میره، این مکان پر از شخصیتهای مختلفه و ما با ترکیبی از دروغگوی بیمارگونه تا آنورکسیک، و جامعهستیز تا اسکیزوفرن آشنا میشیم. بعضیها باهاش مهربونترن و بعضیها کلاً نادیدهاش میگیرن. اما این «لیسا» (آنجلینا جولی) هست که سوزانا انگار بهتر از همه باهاش ارتباط برقرار میکنه. لیسا شخصیتی کنترلگر داره که مدام بین مهربونی و بدجنسی تغییر فاز میده و کادر درمان رو کلافه کرده. در بیرون، دوستپسرش توبیاس (جرد لتو) سعی میکنه اون رو به دنیای واقعی برگردونه، اما سوزانا انگار به زندگی در آسایشگاه معتاد شده. به تدریج اما میفهمه که لیسا تأثیر سمی روی زندگیش داره؛ حقیقتی که با یک تراژدی تلخ براش روشن میشه.
تیم بازیگری بیماران - کلیا دووال، بریتانی مورفی و الیزابت ماس - در کنار حضور کوتاه گلدبرگ و ردگریو، فضای واقعاً تأثیرگذاری رو خلق کردن. اما این جولی هست که با بازی درخشانش در نقش موجودی که دوست داشتنش غیرممکنه اما همدردی نکردن باهاش هم سخته، بهترین عملکرد رو داره. فیلمنامه قوی، لحظات گاهی طنز و ریتم عالی داره. تماشای فیلم راحت نیست، اما قطعاً تجربه قدرتمندیه.