Magnolia
۲۴ ساعت در لسآنجلس؛ باران شدیدی میبارد. دو داستان موازی و در هم تنیده، زندگی مردانی را روایت میکنند که در آستانه مرگ هستند: هر دو با فرزندان بزرگسال خود قطع رابطه کردهاند و هر دو میخواهند دوباره با آنها ارتباط برقرار کنند، اما هیچکدام از فرزندان تمایلی به دیدن پدرشان ندارند. پسر Earl Partridge (ارل پارتریج) یک مرد زنستیز و کاریزماتیک است؛ دختر Jimmy Gator (جیمی گیتور) هم یک معتاد به کوکائین و بیپناه است. یک پرستار مهربان و دلسوز برای ارل واسطه میشود تا به پسرش برسد؛ یک پلیس وظیفهشناس و متدین هم با دختر ملاقات میکند، به او علاقهمند میشود و او را به سمت آرامش هدایت میکند. در همین حال، احساس گناه همسر جوان ارل را از پا درآورده است، در حالی که دو نابغه، یکی بزرگسال و شکستخورده و دیگری کودک و تحت فشار، با شرایط خود روبرو میشوند. وضعیت آب و هوا نیز بسیار عجیب و غریب است.
سال انتشار: 1999 کارگردان: Paul Thomas Anderson ژانر: Drama نویسندگان: Paul Thomas Anderson امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی وقت بود که این فیلم رو ندیده بودم، اما با اینکه ۳ ساعت بود، اصلاً طولانی بودنش رو حس نکردم و در تمام مدت مجذوبش بودم (البته چند باری فیلم رو نگه داشتم تا نوشیدنی یا تنقلات بردارم). بازیها همگی عالی بودن، مخصوصاً Tom Cruise (تام کروز)، Melora Walters (ملورا والترز)، John C. Reilly (جان سی ریلی) و Jeremy Blackman (جرمی بلکمن) جوان در نقش استنلی. فیلم گاهی بیش از حد سنگین میشه و با اینکه صحنه «بارش قورباغه» رو درک میکنم، اما یکم من رو از فضای فیلم بیرون کشید (هرچند که نزدیک به پایان بود). **امتیاز: ۴ از ۵**. در حاشیه هم بگم که اون دو تا بچه دیگه (جولیا و ریچارد) واقعاً ناشی بودن و همش به استنلی تکیه میکردن. این چیزی بود که اولین بار هم که فیلم رو دیدم رو مخم بود، خخخ.
2022-07-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یادمه این فیلم رو توی سینما با یکی از دوستام دیدم، سال اول دانشگاه بودیم. همهمون برگشته بودیم به شهر خودمون و چون توی یه جای پرت زندگی میکردیم، از روی عادت و چون کار دیگهای نداشتیم رفتیم سینما. راستش رو بگم، اون موقع وقتی از سینما اومدم بیرون، حسابی تحت تأثیر قرار گرفته بودم. تا حالا فیلمی مثل اون ندیده بودم. یعنی نزدیکترین چیزی که بهش دیده بودم American Beauty (زیبای آمریکایی) بود که اونم فقط چند ماه قبلش دیده بودیم... و اون داستان مشخصتری داشت. اون زمان اعتراف میکنم که فکر میکردم فیلم خیلی خوبیه... اما الان که دوباره سراغش رفتم، صادقانه بگم، به نظرم فقط ادای روشنفکریه. «متظاهرانه» واقعاً بهترین کلمه برای توصیفشه. وقتی اولین بار میبینیش، چون یه فیلم عجیبیه که قبلاً مشابهش رو ندیدی، یه جور خاص روت تأثیر میذاره. اما وقتی دوباره میبینیش و یکم بیشتر در موردش میدونی، میفهمی که پیرنگ، شخصیتها و کل فرضیه فیلم به نازکی و شفافی یه پیرهن حریره. ظاهر کار خوب بود، اما فقط در همین حد. ویترین قشنگ ولی توخالی. یه جور نمایش «ببین و بشنو» که چیزی برای گفتن نداره و فقط امیدوار بود که صحنه قورباغهها ذهن مخاطب رو اونقدر درگیر کنه که متوجه نشه پشت این ظاهر پر زرق و برق، هیچ محتوای عمیقی وجود نداره.
2023-01-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
Julianne Moore (جولیان مور) در اوج خودش بود و بقیه هم همینطور. **عجب صحنه قورباغهای بود!**
2023-04-19