Galaxy Quest
سریال تلویزیونی علمی-تخیلی «ماجراجویی کهکشانی» (Galaxy Quest) که در سفینه بینکهکشانی اناسئیاِی پروتکتور (NSEA Protector) جریان داشت، با بازی جیسون نسمیت در نقش فرمانده جذاب پیتر کوئینسی تاگارت، گوئن دیمارکو در نقش مسئول ارتباطات جذاب ستوان تاونی مدیسون (نقشی که فقط شامل تکرار گفتههای کامپیوتر بود، که باعث ناراحتی گوئن میشد)، سر الکساندر دینِ آموزشدیده در مکتب شکسپیر در نقش دکتر لازاروسِ بیگانه، فرد کوان در نقش مهندس فنی گروهبان چن و تامی وبر در نقش خلبان کودک لاردو ساخته شده بود. هجده سال پس از پخش آخرین قسمت سریال، این مجموعه هنوز در قلب طرفداران پرشور خود زنده است. با این حال، برای ستارههایش که از آن زمان نتوانستهاند کار بازیگری دندانگیری پیدا کنند، این سریال یادآور بدبیاری است. زندگی فعلی آنها حول محور پول درآوردن از آن نقشها میچرخد، که معمولاً شامل شرکت در همایشهای طرفداران یا کارهای بدتر مثل افتتاحیه فروشگاههای لوازم الکترونیکی است. فقط جیسون به نظر میرسد از سرنوشتش راضی است، تا اینکه متوجه میشود همبازیهایش به خاطر رفتار متکبرانهاش به عنوان «فرمانده» از او متنفرند و بخش زیادی از مردم هم او را مایه خنده میدانند. زندگی آنها زمانی تغییر میکند که جیسون با کسانی روبرو میشود که فکر میکند طرفداران همایش هستند و از او کمک میخواهند. آنها در واقع نژادی بیگانه به نام ترمیانها (Thermians) هستند که به رهبری ماتزار، زندگی خود را بر اساس این سریال مدلسازی کردهاند، چون فکر میکنند سریال واقعی است. وقتی جیسون و سپس بقیه همبازیهایش وارد ماجرا میشوند، آنها یاد میگیرند که باید نقشهایشان را در واقعیت بازی کنند. بدون فیلمنامهنویسانی که آنها را به پایانی خوش و قهرمانانه برسانند، آنها باید اعتماد کنند که نقشبازی کردنشان جواب میدهد، مخصوصاً در مقابله با دشمن ترمیانها، ژنرال ساریس.
سال انتشار: 1999 کارگردان: Dean Parisot ژانر: Adventure، Comedy، Sci-Fi نویسندگان: David Howard، Robert Gordon امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر فکر میکنید این فیلم شبیه به شوخی با «پیشتازان فضا» (Star Trek) است، درست حدس زدهاید. تیم آلن (بازیگر Home Improvement) سهم کمدی درخشان خود را به این تیم پرستاره که شامل سیگورنی ویور، تونی شالهوب، آلن ریکمن و سم راکول است، اضافه میکند. آنها ستارههای پیرِ سریال تلویزیونی زمانی پرطرفدار «ماجراجویی کهکشانی» هستند. هیچکدام از آنها بعد از پایان سریال کار زیادی پیدا نکردهاند و با بازآفرینی شخصیتهایشان در همایشهای مختلف علمی-تخیلی یا بدتر از آن، افتتاحیه فروشگاهها، زندگی بخور و نمیری دارند. تیم آلن عاشق ظاهر شدن در نقش «فرمانده جیسون نسمیت» برای طرفداران پر و پا قرص سریال است، اما بقیه اعضای گروه اصلاً از این حضورها خوشحال نیستند و از توجهی که به «فرمانده» میشود شاکیاند. بازیگران در افتتاحیه یک فروشگاه، با یک مدل باکیفیت از سفینه فضایی سریال و همچنین چند «سیاهیلشکر» روبرو میشوند که به شدت در نقش خود فرو رفتهاند؛ آنها در واقع اعضای یک نژاد بیگانه هستند که از خدمه مشهور کمک میخواهند. قبل از اینکه بفهمند چه اتفاقی افتاده، خودشان را در فضا و در یک ماجراجویی واقعی میبینند. این یک فیلم واقعاً خندهدار است که من را تا آخر خنداند. وقتی تمام شد واقعاً متأسف شدم، آنقدر دوستش داشتم.
2018-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک فیلم واقعاً خوب برای تماشا، که باز هم آن را میبینم و تماشایش را مخصوصاً به طرفداران «پیشتازان فضا» توصیه میکنم. فیلم ارزش تولید بالایی دارد، اما فکر میکنم بخش زیادی از بودجه صرف استخدام بازیگران و ساخت لوکیشنها، به خصوص سفینه شده است. احتمالاً دلیل اصلی اینکه (حداقل من اینطور حس میکنم) مردم از زمان سریال اصلی میخواستند با «پیشتازان فضا» شوخی کنند، اما فقط «ماجراجویی کهکشانی» و سریال «اورویل» (The Orville) واقعاً تلاش موفقی داشتند، همین باشد. معمولاً واکنشها به این سمت است که مسیر جدی خودشان را بروند، مثل بابل ۵، و حتی «اورویل» هم جایی در این بین قرار میگیرد.
فکر میکنم بخش مورد علاقه من در این فیلم این است که در واقع خیلی شبیه به فیلم «اختراع دروغ» (The Invention of Lying) است؛ جایی که نه تنها یک نژاد بیگانه یک سفینه فضایی میسازد و آن را به زمینیها میدهد، بلکه ما هم فقط به این حقه ادامه میدهیم تا بتوانیم یک سفینه فضایی داشته باشیم. در حالی که به نظرم جنبه جالبتر همان چیزهایی است که در «پیشتازان فضا» میبینیم: تعامل بین بیگانگان و زمینیها و جنبههای بازتابی انسانیت، اما مخاطب در طول فیلم مدام به یاد میآورد که این یک کمدی است. تکتک بازیگران خندهدار هستند، حتی جاستین لانگ جوان هم اینجا حضور دارد، و در حالی که اکشن و درام کافی برای پیشبرد داستان با محتوای مناسب وجود دارد، اما این کمدی است که در یادتان میماند. دعوای آلن ریکمن و تیم آلن، ترجمه سیگورنی ویور از انسان به سفینه و به طور کلی موقعیتهای دستوپاگیر. فیلم خوبی است و فکر میکنم چه طرفدار «پیشتازان فضا» باشید چه نباشید، چیزی برای خندیدن در آن پیدا میکنید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من معمولاً با فیلمهای کمدی مشکل دارم - اما ترکیبی از بازیگران عالی، نویسندگی کمدی خوب و خوشریتم و جلوههای ویژه دوستداشتنی از استن وینستون، باعث میشود این فیلم با کلی کنایههای طنزآمیز به ژانر علمی-تخیلی (و به خصوص «پیشتازان فضا») که به شکلی همدلانه و جذاب انجام شده، به خوبی پیش برود. «خدمه» گروهی از بازیگران ازردهخارج هستند که در همایشهای کمیککان شرکت میکنند؛ با تیم آلن در نقش کاپیتان متکبر، آلن ریکمن در نقش یک بازیگر تئاتر فوقالعاده مغرور که نقش دکتر نیمهخرچنگ سفینه را بازی میکند و از زندگی ناامید است، سیگورنی ویور در نقش «تاونی مدیسون» که نقشش عمدتاً بیفایده است و تونی شالهوب در نقش مهندس سفینه.
در یکی از این مراسمها، آنها با «ترمیانها» روبرو میشوند که برای مبارزه با «ساریس» شرور و جهانخوار به کمک نیاز دارند. ترمیانها با دیدن پخشهای تلویزیونی «ماجراجویی کهکشانی» و تلقی آنها به عنوان اسناد تاریخی واقعی، یک سفینه فضایی واقعی ساختهاند و امیدوارند خدمه بتوانند همانقدر که در فیلمنامههایشان به شخصیتهایشان وفادار بودند، در واقعیت هم باشند و همه را نجات دهند... همه بازیگران در فرم خوبی هستند، حتی سم راکول بیچاره در نقشی شبیه به «پیراهن قرمزهای» پیشتازان فضا (که هر لحظه انتظار کشته شدن دارد). شاید قهقهه نزنید، اما اگر طرفدار این ژانر باشید، محال است با دیدن صحنههای مبارزه که به شکل کمدی طراحی شدهاند، لبخند نزنید؛ البته که پیراهن کاپیتان پاره میشود - و همه ذرهای قهرمانی در شخصیت خود پیدا میکنند. عاشقش شدم!