The Perfect Storm
در اکتبر ۱۹۹۱، تلاقی شرایط جوی باعث شکلگیری طوفانی مرگبار در اقیانوس اطلس شمالی شد. قایق ماهیگیری «آندریا گیل» (Andrea Gail) که به صید ارهماهی مشغول بود، در دام این طوفان افتاد. این درام واقعی پر از تعلیق و پیشآگاهیهای باشکوه است، در حالی که جزئیات دقیق قایقهای ماهیگیری، تجهیزات آنها و وضعیت آبوهوا با ماجراجویی در دریا در هم آمیخته است.
سال انتشار: 2000 کارگردان: Wolfgang Petersen ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Sebastian Junger، William D. Wittliff امتیاز: 6.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عاشق فیلم «طوفان کامل» هستم. «مه داره بلند میشه، طنابهای مهار رو باز میکنی، از کانال جنوبی میگذری... بوق میزنی و برای بچه نگهبان فانوس دریایی دست تکون میدی - بعد پرندهها پیدا میشن، خورشید بهت میتابه، با سرعت میری جلو، بچهها مشغول کارن و تو مسئولی - میدونی چیه؟ تو کاپیتان یک قایق صید ارهماهی هستی، مگه چیزی بهتر از این تو دنیا هست؟»
معمولاً نقدی مینویسم که منصفانه و صادقانه باشه، چیزی که برای خوانندهها جالب باشه. اما اینجا درباره طوفان کامل فقط میخوام بنویسم چرا عاشق این فیلم خاص هستم و چقدر فیلم بحثبرانگیزی شده. از شکایتها درباره فیلم خبر دارم، حتی شکایتهای خانواده کاپیتان واقعی بیلی تاین (با بازی جورج کلونی)، اما به عنوان یک نمایش سرگرمکننده با دوز بالایی از قدرت احساسی، طوفان کامل همیشه برای من جذابه. شخصیتپردازیها عالیه؛ آدمهایی که میخوان خودشون رو ثابت کنن، روابط عاشقانه شکسته یا در حال شکوفایی، وفاداریها و کینههای قدیمی. ربع اول فیلم زندگی ماهیگیرها رو به خوبی نشون میده. بعد صحنهای هست که جورج کلونی اون دیالوگی رو که اول نقد آوردم میگه؛ خیلی زیبا اجرا شده، اما احساسی که در چهره لیندا گرینلا (مری الیزابت ماسترانتونیو) موقع شنیدن حرفهای او دیده میشه، فوقالعادهست. بعد پسرها به دریا میزنن، به آبهای خطرناک میرن تا صید خوبی داشته باشن. تنش بالا میره، حوادث رخ میده، قهرمانها متولد میشن و رقابتها به رفاقت تبدیل میشه. اما اونها باید جلوتر برن و «گرند بنکس» در این وقت سال بیرحمه. یک جبهه هوای وحشتناک به سمتشون میاد و همونطور که لیندا پشت رادیو به بیلی میگه، اونها دارن وارد شکم هیولا میشن؛ و چه هیولایی! اینجا سازندهها گل کاشتن؛ کارگردان ولفگانگ پترسن و تیمش واقعاً آدم رو وسط موجها قرار میدن. دو پرده آخر فیلم هم که دیگه از نظر احساسی آدم رو داغون میکنه. موسیقی جیمز هورنر هم که دیگه حرف نداره. این نظر شخصی منه، اما طوفان کامل فیلم باشکوهیه که من سالی سه بار تماشاش میکنم. «خداحافظی در کار نیست کریستینا، فقط عشق هست.» ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اخیراً برای بار دوم بعد از سالها این فیلم رو دیدم. اعتراف میکنم که همیشه تمام تلاشم رو برای دقت به فیلم نکردم، نه فقط چون قبلاً دیده بودمش، بلکه چون داستان خیلی پیچیده نیست و نیاز به دقت خیلی زیادی نداره. دیالوگها واقعگرایانه و خوب هستن، اما شخصیتها کمی کلیشهای به نظر میرسن. کاپیتان باتجربهای که شانسش رو به افوله، غول مهربونی که زن و بچه داره، جوان عاشقپیشه، و اون آدم تازهواردی که دنبال دعواست. جلوههای ویژه موجهای عظیم و باد به خوبی تعلیق ایجاد میکنن. داستانهای فرعی هم وجود داره: هواشناسهایی که با تعجب شکلگیری طوفان رو تماشا میکنن و تیم نجات گارد ساحلی. فیلم در نوع خودش سرگرمکنندهست، اما فکر نمیکنم برای بار سوم تماشاش کنم. چند لحظه کلیشهای و ملودرام داشت، ولی مخصوصاً اگه بار اولتون باشه، ارزش دیدن داره.
2020-08-29