تقریبا مشهور

تقریبا مشهور

اوایل دهه ۱۹۷۰. ویلیام میلر (William Miller) ۱۵ ساله، آرزو دارد روزنامه‌نگار موسیقی راک شود. او موفق می‌شود برای مجله رولینگ استون (Rolling Stone) بنویسد. اولین مأموریت او: همراهی با گروه «استیل‌واتر» (Stillwater) در تور کنسرت‌هایشان و نوشتن درباره این تجربه. میلر فرصت پیدا می‌کند تا آنچه را که در پشت صحنه یک گروه مشهور می‌گذرد، از جمله لحظات فروپاشی آن‌ها، از نزدیک ببیند. علاوه بر این، این سفر برای او دوره‌ای از تجربه‌های جدید و خودشناسی خواهد بود.

سال انتشار: 2000 کارگردان: Cameron Crowe ژانر: Adventure، Comedy، Drama نویسندگان: Cameron Crowe امتیاز: 7.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

امیدها، رویاها و کابوس‌ها. «تقریباً مشهور» ستایش‌نامه کامرون کرو (Cameron Crowe) برای موسیقی راک، گروه‌ها و آهنگ‌ها، روزنامه‌نگاری و تبلیغات، و سکس و مواد مخدر است. کرو با الهام از تجربیات شخصی و داستان‌های قدیمی، قصه نوجوانی را روایت می‌کند که در دهه ۱۹۷۰ آرزوی روزنامه‌نگار موسیقی شدن را دارد. ویلیام میلر (با بازی پاتریک فوگیت) که خودش را در پشت صحنه با گروه راک «استیل‌واتر» می‌بیند، سفری جاده‌ای را با آن‌ها آغاز می‌کند که پر از خودخواهی‌ها، طرفداران پر و پا قرص (گروپی‌ها)، خطرات و لذت‌هاست؛ چیزهایی که زندگی او را برای همیشه تغییر می‌دهند. بیایید بریم یه چیز واقعی پیدا کنیم!

چشم‌گیرترین نکته درباره فیلم این است که بیش از حد کمدی یا جنجالی نیست؛ این اثری است سرشار از عشق، عشقی واقعی به موضوعاتی که به آن‌ها می‌پردازد و همراه شدن با آن اغلب تجربه‌ای تاثیرگذار است. از نظر روایی، کرو عجله نمی‌کند و با حوصله شخصیت‌ها و فضای داستان را می‌سازد. این شیوه عالی جواب می‌دهد، چون ما کاملاً غرق در دنیای آدم‌های اصلی حلقه موسیقی می‌شویم و در عین حال نگرانی‌های کسانی که خارج از این حلقه هستند را هم حس می‌کنیم. همین موضوع باعث می‌شود در یک‌سوم پایانی فیلم، وقتی همه مسائل به اوج می‌رسند، پاداش صبرمان را بگیریم. کرو و تیم طراحی‌اش در بازسازی فضای آن دوران هم جادو کرده‌اند و حال و هوای اوایل دهه ۷۰ را با دقت در لباس، خوراک و وسایل نقلیه به تصویر کشیده‌اند. هیچ‌چیز مصنوعی به نظر نمی‌رسد، که در این دوره از تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم کالاها در فیلم‌ها، واقعاً تحسین‌برانگیز است. ۵۰ دلار و یه جعبه آبجو!

یکی دیگر از نقاط قوت کرو، بازی‌های درخشانی است که از بازیگرانش می‌گیرد. اینجا خبری از ستاره‌های بزرگ مثل تام یا رنه نیست، اما بیلی کروداپ، جیسون لی، کیت هادسن و فوگیت با بازی‌های صادقانه و باورپذیر به کارگردان پاسخ داده‌اند؛ اینجا خبری از شخصیت‌های کاریکاتوری یا بازی‌های اغراق‌آمیز نیست، اصلاً. در کنار آن‌ها، بازی‌های فرعی فرانسیس مک‌دورمند (در نقش مادر نگران ویلیام)، آنا پاکوین، فیلیپ سیمور هافمن (در نقش لستر بنگز افسانه‌ای) و فایروزا بالک هم فوق‌العاده است.

موسیقی هم که طبیعتاً غوغا می‌کند؛ از متال و پراگرسیو گرفته تا فولک و پاپ، این صداها در موسیقی متن فیلم می‌درخشند و آن دهه را به اوج می‌برند. صحنه‌های مربوط به گروه استیل‌واتر بسیار تاثیرگذارند و استفاده از آهنگ Tiny Dancer التون جان مستقیماً به قلب‌تان می‌نشیند و همان‌جا می‌ماند. کامرون کرو فیلمی به‌یادماندنی ساخته که در گذر زمان ارزشش را حفظ خواهد کرد. دو نسخه از فیلم موجود است که هر دو نسخه سینمایی و نسخه کارگردان عالی هستند (نسخه Bootleg Cut انتخاب شخصی من است). این فیلمی درباره موسیقی است که در کنار بهترین‌های این سبک قرار می‌گیرد. خدا راک اند رول و کامرون کرو را بیامرزد، چون او به راحتی می‌توانست در نمایش دنیای راک اغراق کند، اما در عوض ترجیح داد آن را واقعی نگه دارد. ۹/۱۰

2015-07-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

با انتشار نسخه جدید 4K، تصمیم گرفتم برای اولین بار نسخه کارگردان (Untitled) رو ببینم، در حالی که نسخه سینمایی رو قبلاً چند بار در طول سال‌ها دیده بودم (البته آخرین بار چندین سال پیش بود). به هر حال، هنوز هم فیلم فوق‌العاده‌ای هست، حتی برای کسی مثل من که خیلی غرق در موسیقی راک اند رول نیست. فیلم یه تیم بازیگری عالی داره که همگی بازی‌های قرص و محکمی ارائه دادن (هادسن و کروداپ واقعاً درخشان بودن) و موسیقی‌های اورجینال در کنار آهنگ‌های کلاسیک هم عالی بودن. **۴.۵/۵**

2021-07-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

_**ماجراجویی‌های سفر با یه گروه موسیقی در حال رشد در اوایل دهه ۷۰**_

یه نوجوان ۱۵ ساله که آرزوی روزنامه‌نگاری راک رو داره (پاتریک فوگیت)، از طرف مجله رولینگ استون مأموریت پیدا می‌کنه تا در سال ۱۹۷۳ با گروه نوظهور «استیل‌واتر» به تور دور آمریکا بره. او با یکی از طرفداران جذاب گروه (کیت هادسن) رابطه برقرار می‌کنه و همزمان با روابط درونی گروه و پشت صحنه موسیقی آشنا می‌شه، مثل رقابت بین گیتاریست و خواننده اصلی (بیلی کروداپ و جیسون لی).

فیلم «تقریباً مشهور» (۲۰۰۰) رو کامرون کرو نوشته و کارگردانی کرده، کسی که با فیلم‌هایی مثل «جری مگوایر» (۱۹۹۶) و «هر چی خواستی بگو» (۱۹۸۹) شناخته می‌شه. این یه فیلم پشت‌صحنه‌ای با محوریت راک هست، تو مایه فیلم‌هایی مثل «رز» (۱۹۷۹)، «اوه خدای من! تو شیطانی» (۱۹۸۴)، «ستاره راک» (۲۰۰۱) و «عصر طلایی راک اند رول» (۲۰۰۹). داستان نیمه‌بیوگرافی هست و از تجربیات خود کرو الهام گرفته شده که در ۱۵ سالگی برای رولینگ استون می‌نوشته و در ۱۶ سالگی با گروه «آلمن برادرز» در تور بوده. سکانس خنده‌دار هواپیما از یه اتفاق واقعی برای گروه «دِ هو» (The Who) گرفته شده و شخصیت راسل، گیتاریست گروه، بر اساس گلن فری از گروه «ایگلز» ساخته شده.

تعریف و تمجید منتقدها رو شنیده بودم، اما تا نیمه اول فیلم مطمئن نبودم که ازش خوشم بیاد یا نه، ولی نیمه دوم کاملاً نظرم رو جلب کرد. سکانس هواپیما که گفتم، یکی از نقاط قوت فیلمه. برای دیدن یه نگاه جدی‌تر و تاریک‌تر به موضوعات مشابه، فیلم کمتر شناخته شده «عصر طلایی راک اند رول» رو ببینید که من اون رو به این فیلم ترجیح می‌دم. تیم بازیگری قابل توجه فیلم شامل فرانسیس مک‌دورمند در نقش مادر سنتی پسر، زویی دشانل در نقش خواهرش و فیلیپ سیمور هافمن در نقش یه روزنامه‌نگار باسابقه راک هست. فایروزا بالک، آنا پاکوین و بیژو فیلیپس هم در نقش طرفداران گروه حضور دارن. با اینکه نقش آنا کوتاهه، اما در کنار کیت هادسن، بین بازیگرای زن خیلی به چشم میاد. زمان فیلم ۲ ساعت و ۲ دقیقه است و در کالیفرنیا، آریزونا و منهتن فیلمبرداری شده. نمره: B

2022-03-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

اینجا خیلیا رو می‌بینید که میگن این یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌شونه. قطعاً برای منم همینطوره. اما بیست سال بعد، از خودم می‌پرسم که آیا خود فیلم رو دوست دارم یا موسیقی‌ش رو؟ منظورم اینه که فیلم به لستر بنگز اشاره می‌کنه و هافمن نقشش رو بازی می‌کنه. و خب این فیلمِ کرو هست. اما داستان درباره زمانیه که مجله رولینگ استون مهم بود، نه سایه توخالیِ چیزی که الان هست. و با اون داستان درباره شکوه گذشته رولینگ استون، قصه راک اند رول رو قبل از اینکه تسلیم سبک‌های نیو ویو و دیسکو بشه روایت می‌کنه؛ قبل از اینکه در نهایت با پاپ‌های توخالیِ «اتوتیون» و «درام ماشین» شسته بشه و بره، همون موسیقی‌هایی که واقعاً نیازه در آینده‌ای نزدیک توی استادیوم سولجر فیلد همه‌شون رو آتیش زد.

اما به لیست آهنگ‌ها نگاه کنید: سایمون و گارفانکل، دِ هو، ایگی پاپ، بلک سبث، راد استوارت، آلمن برادرز، دِ سیدز، فلیتوود مک، لد زپلین (محبوب همه)، دیپ پرپل، لنرد اسکینرد، کت استیونز و آهنگ محبوب من از التون جان. و این‌ها فقط بخش‌های برجسته‌اش هستن. این یه لیست پخش نیست، این یه کلکسیون صفحه موسیقیه. تقریباً هر کسی یه آلبوم از یکی از این گروه‌ها داره. و البته، گروه «استیل‌واتر» جایگزینی برای آلمن برادرز هست و در بعضی جاها این شباهت اونقدر واضحه که آدم رو اذیت می‌کنه.

پس، آیا این یکی از فیلم‌های محبوب منه؟ بعد از بیست سال، واقعاً عاشق این فیلمم یا عاشق موسیقی متنشم؟ عاشق دورانی هستم که به تصویر می‌کشه، زمانی که راک هنوز اهمیت داشت و رولینگ استون هنوز معنایی می‌داد؟ راستش نمی‌دونم... چون در نهایت، واقعاً این فیلم رو دوست دارم. منظورم اینه که فرانسیس مک‌دورمند توش بازی می‌کنه... اما صادقانه بگم، فکر کنم موسیقی رو یه ذره بیشتر دوست دارم. خوشبختانه من از نسل X هستم، با پرل جم و نیروانا و گرین دی بزرگ شدم. با گرانج و پانک بزرگ شدم و هر روز که رادیو رو روشن می‌کنم خدا رو شکر می‌کنم که گروه‌های ارزشمندی برای دنبال کردن داشتم و فروشگاه‌های صفحه موسیقی هنوز بخشی از زندگی‌م بودن. متنفرم از اینکه هم‌سن همسرم باشم. متنفرم از اینکه نسل هزاره (Millennial) باشم. متنفرم از اینکه نسل Z باشم... اما بخش بزرگی از وجودم دوست داشت که از نسل «بومر» باشه، دوست داشت هم‌سن پدرم باشه، حتی با تمام مشکلات اون زمان، فقط به خاطر اینکه بتونه تمام اون موسیقی‌ها رو وقتی هنوز نو و تازه بودن تجربه کنه، وقتی که موزیسین‌ها هنوز در اوج بودن و بهترین اجراهاشون رو داشتن. پس آره، فیلم رو دوست دارم اما موسیقی رو خیلی خیلی بیشتر دوست دارم.

2023-01-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

روز سختی بود، اما بعد از دیدن فیلم، حالم خیلی بهتر شد. تماشای فضای اطراف و اتمسفر فیلم واقعاً لذت‌بخشه. حس می‌کردم داخل این دنیای پر از ماجراجویی هستم.

2023-08-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«ویلیام» (پاتریک فوگیت) که بدجوری می‌خواد روزنامه‌نگار موسیقی بشه، توسط یه منتقد محلی به اسم «بنگز» (فیلیپ سیمور هافمن) فرصتی برای نوشتن پیدا می‌کنه و همین باعث می‌شه دم درِ سالن اجرا تلاش کنه تا راهی به داخل پیدا کنه. از شانس خوبش، با «پنی لین» (کیت هادسن) و گروهِ گرم‌کننده کنسرت یعنی «استیل‌واتر» دوست می‌شه و خیلی زود وارد دنیایی می‌شه که در طول دو ساعت آینده برای ما به نمایش درمیاد. اون یه پسر جوون و زودباوره که تحت حمایت «راسل» (بیلی کروداپ)، گیتاریست گروه قرار می‌گیره؛ کسی که مدام بهش قول یه مصاحبه اختصاصی برای مجله «رولینگ استون» رو می‌ده، اما این یعنی ویلیام باید با گروه به کل آمریکا سفر کنه، در حالی که مادرش «الین» (فرانسیس مک‌دورمند) توی خونه کمی نگرانه. آخه پسره فقط ۱۵ سالشه!

ما از دریچه چشم‌های اون می‌بینیم که صنعت موسیقیِ در حال سفر چطور کار می‌کنه. اتوبوس‌ها، هواپیماها، هتل‌ها، مواد، الکل، فاحشه‌ها - همه‌چیز واقعیه و در عین حال انگار نیست. اونا با یه چمدان زندگی می‌کنن و همیشه قول شهرت و ثروت درست در قدم بعدی بهشون داده می‌شه. شاید یه مدیر برنامه جدید همه‌چیز رو عوض کنه، شایدم اصلاً اونا نمی‌خوان چیزی عوض بشه؟ فوگیت در نقش راوی داستان خیلی خوب عمل می‌کنه و هرچی تجربه‌اش بیشتر می‌شه، کمتر ساده‌لوح و جوگیرِ ستاره‌ها می‌شه. اون کم‌کم شروع می‌کنه چیزها رو همون‌طوری که واقعاً هستن ببینه - و ما هم همین‌طور. یه مستندگونه از دنیای راک که گاهی خنده‌داره چون اونا این‌طوری زندگی می‌کردن، عشق می‌ورزیدن و اجرا می‌کردن. با اینکه پایانش رو خیلی دوست نداشتم، اما هنوز هم یه نگاه قدرتمند و تکان‌دهنده به رفتارهای پشت صحنه آدم‌هاییه که بعضی‌هاشون به شدت خودخواه و درون‌گرا شدن و یادشون رفته اصلاً چرا از اول وارد این کار شدن. تماشای فیلم روی پرده بزرگ بهترین حالته، نه فقط به خاطر تصویر، بلکه چون موسیقی متن فوق‌العاده دهه ۷۰ واقعاً ارزش شنیدن داره.

2024-04-21