داستان شوالیه
این فیلم با الهام از «حکایتهای کانتربری» و همچنین اوایل زندگی ویلیام مارشال (که بعدها اولین ارل پمبروک شد) ساخته شده است. داستان دربارهی ویلیام، ملازم جوانی است که استعداد خاصی در مسابقات نیزهبازی روی اسب (Jousting) دارد. پس از مرگ ناگهانی اربابش، او به همراه دوستانش، رولاند و وات، راهی سفر میشود. در طول مسیر، آنها با نویسندهی ناشناسی به نام چاسر (Chaucer) برخورد میکنند. ویلیام که فاقد شجرهنامهی اشرافی است، چاسر را متقاعد میکند تا مدارک جعلی برایش بسازد که او را به عنوان یک شوالیه معرفی کند. این جوان با هویت جدیدش، راهی مسابقات نیزهبازی کشور میشود تا ثابت کند شوالیهی شایستهای است و در این مسیر عشق را نیز تجربه میکند.
سال انتشار: 2001 کارگردان: Brian Helgeland ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Brian Helgeland امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم عالی که حتماً دوباره میبینمش و به بقیه هم پیشنهادش میدم. چه تیم بازیگری فوقالعادهای: واقعاً نمیدونم میشد انتخابهای بهتری داشت یا نه. فقط فکر کردن به آلن تودیک، هیث لجر و شانین سوسامون لبخند به لبم میاره. همه نقشهاشون رو عالی بازی کردن؛ اونا شخصیتهای کلیشهای رو گرفتن و با بازیشون به سطح بالاتری بردن: آدمبدها واقعاً رو اعصاب و نفرتانگیزن و نمیشه عاشق شخصیتهای اصلی و مکمل نشد. بخشی از چیزی که این فیلم رو متمایز میکنه اینه که یه سری موسیقیهای مدرن (نسبت به زمان ساخت فیلم) رو به زور وارد فضای قرون وسطایی انگلیس و اروپا کردن که اصلاً به اون دوران نمیخوره. چند تا صحنه هست که اگه چشماتون رو کمی ببندید، ممکنه فیلم رو با «۱۰ چیز تو که ازشون متنفرم» یا بقیه کمدیرومانتیکهای نوجوونی اون دوره اشتباه بگیرید. خوشبختانه اونا راهی پیدا کردن تا محتوای نیزهبازی رو با داستانهای شخصیتی متعادل کنن که دومی خیلی سرگرمکنندهتره؛ اما خب مگه اینکه کوین اسمیت باشی، وگرنه نمیتونی نیزهبازی رو از فیلمی که کلاً درباره مسابقات نیزهبازیه حذف کنی. این یه فیلم شاد و مفرحه که پیامهای مثبتی هم درباره حقوق زنان و طبقات اجتماعی داره، حتماً ببینیدش.
2020-07-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پدرم، که خدا بیامرزدش، واقعاً این فیلم رو دوست داشت. اون موقع که فیلم اومد، من یه دانشجوی افادهای بودم که هر چیز سرگرمکنندهای رو پس میزد و نمیفهمیدم پدرم آخه از چیِ این فیلم خوشش میاد. حالا دارم تو دنیایی زندگی میکنم که یکی عکس سر رئیسجمهور رو روی بدن راکی بالبوآ فتوشاپ میکنه و مردم از کوره در میرن و داد میزنن که «آخه چطور میشه اینو جدی نگرفت!» و من این گوشه نشستم و زیر لب میگم بابا فقط یه شوخی بود، و خودِ قدیمیم رو که از این فیلم متنفر بود توی اون آدمها میبینم و با خودم میگم «من واقعاً چهار سال تمام یه آدم یبس و بیذوق بودم، خداروشکر که اون دوران گذشت». اولین بار که فیلم رو دیدم، اونجایی که آهنگر علامت نایکی رو روی زره زد به نظرم افتضاح بود چون خیلی زندگی رو جدی میگرفتم... تبلیغات مستقیم کالا!... بیگاری از کارگر!... سرمایهداری! و از این حرفها. اما حالا که اون فاز زندگیم تموم شده، میبینم فقط یه شوخی بود و راستش خیلی هم بامزه بود. همین رو میشه درباره چاسر هم گفت... نابغهی ادبیات، چطور جرأت کردن بهش توهین کنن و... اما حالا که بزرگتر شدم میبینم اون قطعاً بهترین بخش فیلم بود، مگه نه؟ موسیقی کلاسیک راک توی فیلمی درباره قرون وسطی و... عامهپسند... غیرواقعی... فلان و فلان، اما حالا که اون دوران نادانی تموم شده، میبینم این ترکیب تو چند سطح مختلف جواب میده و از همه جالبتر اینکه واقعاً خندهداره. فکر کنم نکتهش اینه که حالا یاد گرفتم از چیزها لذت ببرم و همه چیز رو جدی و لفظی نگیرم و بفهمم شوخی فقط یه شوخیه. این فیلم یه اثر کمدی فوقالعاده شاد و خندهداره و دیدنش یعنی عاشقش شدن.
2023-01-12