جوخه برادران
این داستان گروه «ایزی» (Easy Company)، هنگ ۵۰۶ از لشکر ۱۰۱ هوابرد ارتش آمریکا است؛ از شروع آموزشهای اولیهشان در سال ۱۹۴۲ تا پایان جنگ جهانی دوم. آنها در ساعات اولیه روز دی-دی (D-Day) برای پشتیبانی از پیادهسازی نیروها در ساحل یوتا با چتر پشت خطوط دشمن فرود آمدند، در آزادسازی کارانتان (Carentan) شرکت کردند و دوباره در جریان عملیات مارکت گاردن (Operation Market Garden) وارد عمل شدند. آنها همچنین یک اردوگاه کار اجباری را آزاد کردند و اولین کسانی بودند که وارد اقامتگاه کوهستانی هیتلر در برشتسگادن (Berchtesgaden) شدند. داستانی جذاب از رفاقت که در نهایت، روایتگر مردان معمولی است که کارهای خارقالعادهای انجام دادند.
سال انتشار: 2001 کارگردان: ژانر: Action، Drama، History امتیاز: 9.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از بهترین سریالهای تمام دوران. این سریال جنگی یکی از واقعگرایانهترین، دقیقترین، پرجزئیاتترین و جامعترین آثاریه که تا حالا دیدم. سریال آدم رو تحت تاثیر قرار میده، کنجکاو میکنه و بعضی قسمتهاش واقعاً میتونه اشکتون رو دربیاره. از اون معدود سریالهایی که حتی یه هفته بعد از تموم شدنش هم تو ذهنتون میمونه. به شدت پیشنهاد میشه.
2017-09-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای نسخه ویدیویی این نقد اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/fO2DgMc97Q8
باورش سخته، اما تقریباً ۲۰ سال از پخش Band of Brothers (جوخه برادران) از شبکه HBO میگذره. این سریال یکی از اون نمونههای نادرِ کمال در یک مجموعه تلویزیونیه. در واقع برای من این فقط یه سریال نیست، بیشتر شبیه یه فیلم فوقالعادهی ده ساعته است. بر اساس کتابی به همین نام نوشته استیون آمبروز (Stephen Ambrose)، این اثر ماجراهای واقعی مردان گروه «ایزی»، هنگ ۵۰۶، لشکر ۱۰۱ هوابرد رو دنبال میکنه. ما از زمان شکلگیری و آموزش اونها تا پرش در نرماندی در روز دی-دی همراهشون هستیم و تا تسلیم شدن آلمان باهاشون میمونیم.
در طول ده قسمت، با چندین عضو گروهان آشنا میشیم و وحشت و برادریِ جنگ رو تا انتها تجربه میکنیم. جدا از بودجه در سطح فیلمهای سینمایی، فیلمبرداری، جلوههای بصری و گریم، چیزی که این سریال رو اینقدر خوب میکنه اینه که فقط یه نگاه کلی به هر مرحله از سفرشون نیست. در هر قسمت، ما اون نگاه وسیع رو داریم اما در عین حال وقتمون رو با یکی از اعضای گروهان میگذرونیم. چه وقتی که «بول» در یک روستای اشغالی گیر میافته، چه وقتی که «داک رو» در باستون دنبال تجهیزات پزشکی میگرده، یا «لیپتون» که کل یک قسمت رو روایت میکنه؛ هر اپیزود یه تنوعی نسبت به قبلی داره. به همین ترتیب، هر قسمت پر از درگیری نیست؛ در کلِ سریال تعادل خوبی بین لحظات شخصی، تنش و اکشنِ تمامعیار جنگی وجود داره. هر کدوم از این سه جنبه هم با مهارت اجرا شدن، برای همین سریال هیچوقت خستهکننده نمیشه و افت نمیکنه.
من اخیراً فیلم Midway رو دیدم و تو نقدم گفتم که بخشی از شکستش به خاطر این بود که میخواست با چپوندنِ هفت ماه جنگ در دو ساعت، کارهای زیادی انجام بده. «جوخه برادران» بهترین مثال از اینه که وقتی زمان بیشتری برای گفتن داستان وجود داشته باشه، چه کارهایی میشه کرد. هیچوقت حس نمیکنید عجلهای در کاره، ریتمش عالیه و خیلی راحت میشه تشخیص داد کی به کیه. حالا که حرف از «کی به کیه» شد، این سریال کلی لحظهی «ای وای این همون بازیگره است!» داره. با توجه به اینکه ۲۰ سال پیش ساخته شده، کلی بازیگرِ الان مطرح رو میبینید که اون موقع اول راهشون بودن، یا الان اونها رو با کارهای کاملاً متفاوتی میشناسید. البته دیمین لوئیس (Damien Lewis) و ران لیوینگستون (Ron Livingstone) نقشهای اصلی هستن، اما مایکل فاسبندر (Michael Fassbender)، تام هاردی (Tom Hardy)، جیمز مکآووی (James McAvoy)، دیوید شویمر (David Schwimmer)، سایمون پگ (Simon Pegg)، جیمی فالون (Jimmy Fallon)، کالین هنکس (Colin Hanks)، دانی والبرگ (Donnie Wahlberg) و مایکل کادلیتز (Michael Cudlitz) هم هستن. قطعاً خیلیهای دیگه هم هستن و من هر قسمت خودم رو در حال سرچ کردن میدیدم تا ببینم اون کسی که دیدم همونیه که فکر میکنم یا نه.
میتونم تا ابد درباره این سریال حرف بزنم. عاشقشم، یه شاهکاره و ممکنه محبوبترین مینیسریال تمام دوران من باشه. حتی الان، ۲۰ سال بعد، این سریال یه دستاورد خیرهکننده در تاریخ تلویزیون باقی مونده و به نظر من، دیدنش واجبه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تعداد کمی هیتر وجود داره... واقعاً میگم، خیلی کم. و اونها هم بیشتر گرایش سیاسی دارن؛ و بیاید صادق باشیم، کسایی که در همه چیز سیاست میبینن، از همه چیز متنفر میشن. برای بقیه دنیا، این یه داستان واقعاً عالیه، خیلی خوب ساخته شده، خیلی خوب کارگردانی شده و به اندازه کافی بخشبندی شده و تمرکزش رو تغییر میده تا به همه اجازه بده طعم شخصیتهای مختلف رو بچشن و در عین حال روی نقشهای اصلی تمرکز داشته باشن. و البته، نشون دادنِ آدمهای واقعی که بازیگرها نقششون رو بازی کردن در انتهای مینیسریال، ارزش تمام وقتی که براش گذاشتید رو داره.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه سریال فوقالعاده که تماشاش به شدت دردناکه. مخصوصاً وقتی فکر میکنی که این بر اساس اتفاقات واقعی و آدمهای واقعی ساخته شده. این اثر شما رو دگرگون میکنه، و باید هم بکنه. یه یادآوری عالی از چیزی که خیلیها این روزها انگار بهش توجهی ندارن. «مبادا فراموش کنیم.»
2023-05-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این سفرِ مردان معمولیایه که به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کردن و اثری پاکنشدنی در تاریخ به جا گذاشتن. داستان از دوره آموزشی که در سال ۱۹۴۲ شروع شد تا پیروزی آمریکا در جنگ جهانی دوم رو در بر میگیره. چیزی که به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد، فیلمبرداری و به خصوص کیفیت فوقالعاده تصاویر بود که به بیننده اجازه میده احساسات شدید سربازهایی که برای نبرد بعدی آماده میشن رو تجربه کنه. شما رو وسط میدون جنگ میبره، طوری که آدرنالین و ترس در رگهای اونها و شما جریان پیدا میکنه. موسیقی و جلوههای صوتی اونقدر غرقکننده هستن که حس ملموسی از اضطرابِ تیر خوردن رو ایجاد میکنن.
«جوخه برادران» فداکاریهای بزرگی کردن تا دنیای بهتری بسازن، و با اینکه در ماموریتشون موفق شدن، نسل ما احتمالاً در ادای احترام به میراث اونها کوتاهی کرده. روایت داستان حداقلِ اشاره رو به فضای سیاسی داره و بیننده رو درباره جایگاه اخلاقیِ طرفهای مقابل در تردید میذاره. با این حال، تمرکز اصلی روی زندگی این قهرمانها و واقعیتهای تلخ جنگ باقی میمونه. تصور اینکه آلمانیها و آمریکاییها میتونستن بدون نفوذ سیاستمدارهاشون دوستیهای پایداری شکل بدن، دور از ذهن نیست. واجبه که اجازه ندیم دولتهامون از اهداف اصلیشون منحرف بشن؛ این مسئولیت ماست که از آزادی و دموکراسیمون محافظت کنیم. این یه سریال واجبه که به عنوان یه یادآوری تلخ عمل میکنه؛ اینکه «آزادی» که امروز ازش لذت میبریم، به قیمت جانهای بیشماری تموم شده که به خاطر حماقت رهبران سیاسی از دست رفتن. یه درس تراژیک که انگار توانایی یاد گرفتنش رو نداریم.