The West Wing
مشاوران رئیسجمهور در حالی که سعی دارند امور کشور را اداره کنند، زندگی شخصیشان با وظایف حرفهایشان گره میخورد. رئیسجمهور دموکرات خیالی، جوزایا «جد» بارتلت (Josiah "Jed" Bartlet)، با هیچکس شوخی ندارد و همین سیاست باعث طرد شدن خیلیها میشود. او و کارکنان وفادارش در تلاشند تا بین نیازهای کشور و واقعیتهای سیاسی واشینگتن دی.سی تعادل برقرار کنند. آنها دو دوره ریاستجمهوری پر از رسوایی، تهدید و درگیریهای سیاسی و همچنین رقابت برای جانشینی بارتلت به عنوان رهبر دنیای آزاد را پشت سر میگذارند.
سال انتشار: 1999–2006 کارگردان: ژانر: Drama نویسندگان: Aaron Sorkin امتیاز: 8.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بدون شک، بهترین درام سیاسی تلویزیونی که تا حالا ساخته شده! با وجود دیدگاه لیبرال و مثبتاندیشی که توی اکثر داستانهای فرعیش داره، «بال غربی» فوقالعاده خوشساخته و به ندرت پیش میاد که اپیزودهای تاملبرانگیز نداشته باشه. من طی این سالها بارها این سریال رو ماراتنوار دیدم و باید اعتراف کنم که نظرم درباره بعضی فصلها عوض شده. قدیما عاشق ۴ فصل اول بودم و فصل ۵ رو کلاً رد میکردم و به فصلهای ۶ و ۷ هم به زور احترام میذاشتم. اما این روزها فصل ۶ و ۷ رو به ۱، ۳ و ۴ ترجیح میدم. نمیدونم چرا ولی اینجوریه!
در مورد بازیگری، به جز مارتین شین، راب لو و جان اسپنسر، بقیه بازیگرهای فصلهای اول تقریباً ناشناخته بودن، اما از اواسط فصل ۱ دیگه فرقی نمیکنه چون بازیگرهایی مثل آلیسون جانی (در نقش سیجی)، بردلی ویتفورد (در نقش جاش لایمن دوستداشتنی) و ریچارد شیف (در نقش توبی زیگلر متفکر) نقشهاشون رو عالی بازی میکنن. البته بزرگترین نقطه قوت سریال نویسندگی اونه، مخصوصاً ۴ فصل اول که آرون سورکین مستقیماً حضور داشت. حتی بعد از رفتنش هم نویسندگی فصل ۵ به بعد هنوز خیلی خوب بود، هرچند یکم فراز و نشیب داشت. خیلی وقت بود سراغ این سریال نرفته بودم، فکر کنم زمستون که شد دوباره بشینم و از پیادهرویها و حرف زدنهای این آدمها لذت ببرم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه همه برنامههای تلویزیون به این خوبی بودن، من هیچوقت از خونه بیرون نمیرفتم. با کسایی که میگن این بهترین سریال درام تاریخه موافقم، حداقل از نظر ارزش سرگرمی. البته خیلیا به خاطر مسائل سیاسی ازش بد میگن، کسایی که شاید اونقدر سریال رو ندیدن که بفهمن بله، اینجا یه دولت لیبرال نشون داده میشه، اما اونا هم مدام اشتباه میکنن و شکست میخورن، پس اصلاً یه مدینه فاضله نیست. من توی وقتهای آزادم رمان مینویسم و فکر میکنم دیالوگنویسی نقطه قوتمه، به خاطر همین تحسین قلبی خودم رو نثار دیالوگهای سریع و هوشمندانه این سریال میکنم. شاید لازم باشه سریال رو دوبار ببینید تا بفهمید توی اون کلکلهای سریع که موقع راه رفتن توی راهروهای کاخ سفید انجام میدن، چی به چیه. اما این اصلاً خستهکننده نیست. درباره رفتن آرون سورکین خیلی حرف زده شده و شاید کیفیت سریال یکم افت کرده باشه، اما هنوز هم ارزش دیدن داشت. سریال اونقدر قوی بود که حتی تیم جدید هم نتونست خرابش کنه.
2020-04-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فصل اول این درام سیاسی در بالاترین سطح ممکنه. آرون سورکین یه شاهکار خلق کرده و تیم بازیگری به رهبری مارتین شین (رئیسجمهور بارتلت) به همراه مشاوران ارشدش، ما رو از میون مشکلات روزمره دولت آمریکا عبور میدن. سرعت سریال تنده و گاهی با نفوذ آرامبخش و حکیمانه «لئو» (رئیس کارکنان) کنترل میشه. سریال تقریباً با هر سناریویی که فکرش رو بکنید سر و کار داره؛ از مسائل داخلی و خارجی گرفته تا خانوادگی. سورکین و بازیگرها موفق شدن فضایی بسازند که من رو یاد سریالهای بریتانیایی «بله آقای وزیر» و «خانه پوشالی» انداخت؛ ترکیبی حرفهای از کمدی و طنز با سیاستبازیهای کلان.
هیچ موضوعی خط قرمز نیست و این واقعیترین تصویریه که احتمالاً از یه دولت میبینیم. البته نگاه سریال کاملاً آمریکاییه که ممکنه برای ما غیرآمریکاییها گاهی آزاردهنده باشه، مخصوصاً وقتی واقعیت و خیال رو طوری ترکیب میکنه که به یکپارچگی داستان ضربه میزنه؛ اما در کل تماشای اون خیلی لذتبخشه. متأسفانه از شروع فصل ۴، کیفیت نویسندگی افت میکنه و داستانها بیش از حد شخصی و رمانتیک و دور از ذهن میشن. دو فصل آخر که روی جانشینی ریاستجمهوری تمرکز دارن، برای من سرد و بیروح بودن. در بهترین حالتش، این سریال یه سرگرمی عالی و تاملبرانگیزه که ارزش دیدن داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این سریال مثل «پپا پیگ» برای لیبرالهای بزرگساله! یا شاید «میکیماوس در کاخ سفید». نمیتونم تصمیم بگیرم. شاید من زیادی حساسم، چون بیشتر عمرم یه لیبرال بودم (البته از نوع دانمارکیش)، اما تماشای این سریال فوراً خستهام میکنه. نه به خاطر بازیگری که بالاتر از حد متوسطه، یا دیالوگها که خوب نوشته شدن، یا حتی داستانها که با اینکه غیرممکن به نظر میرسن اما سرگرمکنندهان. نه، چیزی که انرژی من رو میگیره اینه که سریال با من مثل یه بچه رفتار میکنه. اون مدل تنفری که نسبت به آدمهای با عقاید مخالف (محافظهکارها، مذهبیها و غیره) دارن، فقط با خودشیفتگی و ادعای برتری اخلاقی و هوشی خودشون برابری میکنه.
خیلی راحت آدمها رو بر اساس مذهب یا گرایش سیاسی توی جعبههای «اخلاقی» و «غیراخلاقی» میذارن. مگه نه اینکه همه ما توافق داریم مذهبیهای افراطی وحشتناکن؟ که محافظهکارها بیاخلاقن؟ که تگزاسیها احمقن؟ چقدر خوبه که ما کلاب خودمون رو داریم، جایی که تحصیلکرده و بافضیلت هستیم! توی قسمت اول یه تضاد مذهبی نشون میدن که اونقدر ساختگیه که به مرز مسخره بودن میرسه. مشکل نه با بحث و گفتگو، بلکه با حضور رئیسجمهور «میکیماوس» حل میشه که فاش میکنه اون گروه مذهبی با کسایی که دخترش رو تهدید به مرگ کردن دستشون توی یه کاسهست. چقدر راحت! چه نویسندگی تنبلی.
من اول قسمت دوم بیخیال سریال شدم، وقتی رئیسجمهور عملاً گفت تگزاسیها احمقن. آدم تعجب میکنه که نویسندهها اصلاً براشون مهم نیست که یه ایالت کامل از بینندههای احتمالی رو از خودشون برونن؟ در هر صورت، این کلابی که باید توش باشی تا بتونی چنین چیزی رو ببینی و فکر کنی توهین به هوش و عقاید مخالف اوکی هست، جایی نیست که من بخوام عضوش باشم. دیگه نه. من از این فضای بسته و تفرقهانداز که ادای روشنفکری درمیاره خسته شدم. از این «بحثهای» تکراری که توش مدام میترسی یه قدم اشتباه برداری و بهت برچسب نژادپرست یا نازی بزنن حالم به هم میخوره. شاید چون این روزها این یه مشکل بزرگه، من حساس شدم، اما به همین خاطر نمیتونم این رو تماشا کنم. متأسفم برای دوستهای مذهبی و محافظهکارم که با دیدن این سریال حق دارن بهشون بربخوره.