Children of Men
لندن، سال ۲۰۲۷. در این دنیای ویرانشهر (Dystopian)، انسانها به دلایلی نامعلوم هجده سال است که قدرت باروری خود را از دست دادهاند و این به معنای انقراض قریبالوقوع نسل بشر است. بریتانیا تنها جامعه متمدن باقیمانده در سیاره است و همین موضوع باعث هجوم مهاجران به این کشور شده است. در نتیجه، دولت برای کنترل مهاجرانی که در اردوگاههای پناهندگان اسکان داده شدهاند، یک حکومت پلیسی ایجاد کرده است. تئو فارون (Theo Faron)، یک کارمند دولتی ردهپایین که زمانی فعال سیاسی بوده، توسط گروه «ماهیها» (The Fishes) که یک گروه تروریستی شناخته میشود، فراخوانده میشود. رهبری این گروه را همسر سابقش، جولین تیلور (Julian Taylor) بر عهده دارد که تئو نزدیک به بیست سال است او را ندیده؛ ازدواج آنها پس از مرگ پسر نوزادشان، دیلن (Dylan)، در طول پاندمی آنفولانزای سال ۲۰۰۸ از هم پاشیده بود. اگرچه «ماهیها» در انقلاب مداوم خود علیه دولت برای حقوق مهاجران از روشهای تروریستی استفاده کردهاند، اما جولین سوگند یاد میکند که آنها اکنون تنها از طریق گفتگو با مردم به دنبال جلب حمایت هستند. خواسته او از تئو این است که از روابطش برای گرفتن برگههای عبور برای یک زن مهاجر جوان به نام کی (Kee) استفاده کند که باید خود را به ساحل برساند. تئو با وجود تردید اولیه به دلیل دشواری کار، این لطف را در حق جولین انجام میدهد، اما با این شرط که خودش هم باید کی (Kee) را در این سفر همراهی کند. با پیشروی در مسیر، تئو حقایق بیشتری را کشف میکند؛ از جمله دلیل نیاز کی (Kee) برای رسیدن به ساحل، این واقعیت که هیچکس در گروه نمیداند آیا مقصد نهاییشان اصلاً وجود دارد یا خیر، و اینکه جان او و کی (Kee) بسیار بیشتر از آنچه تصور میکرد در خطر است. اما تنها ماموریت تئو این میشود که به هر قیمتی برای بقای نسل بشر به کی (Kee) کمک کند.
سال انتشار: 2006 کارگردان: Alfonso Cuarón ژانر: Drama، Sci-Fi، Thriller نویسندگان: Alfonso Cuarón، Timothy J. Sexton، David Arata امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ایده اولیه قوی و تیم بازیگری عالی باعث شد به فیلم علاقهمند بشم، اما فیلم اونطور که باید به وعدهاش عمل نمیکنه. کلایو اوون (Clive Owen) بازی خیلی خوبی ارائه داده و چند تا از سکانسها واقعاً ماندگار و تاثیرگذار هستن. با این حال، بخشهای طولانیای وجود داره که فیلم عملاً درجا میزنه و داستان از مسیرش خارج میشه، مخصوصاً اواخر فیلم. در کل، فضای فیلم خیلی غمزدهست و با وجود سکانسهای «اکشن»، چندان هیجانانگیز نیست. اگه به فیلمهای علمی-تخیلی با تم آیندهی ویرانشهر علاقه دارید یا طرفدار پر و پا قرص کلایو اوون هستید، ممکنه با وجود نقاط ضعفش، ارزش دیدن رو براتون داشته باشه. یه نکته حاشیهای: یکی از بخشهای اضافه توی دیویدی فیلم، یه استاد دانشگاه با لهجه غلیظ داره که کلی درباره معنای فلسفی فیلم حرف میزنه. واقعاً اغراقآمیز و خندهداره و تقریباً هیچی از حرفاش معلوم نیست؛ انگار کلی اصطلاحات قلمبهسلمبه رو ریخته با هم قاطی کرده. خلاصه اگه زیاد جدی نگیریدش، برای خنده خوبه.
2016-02-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تا به اینجا شاهکار آلفونسو کوارون (Cuaron) همینه (حتی با احتساب فیلم جاذبه که انتخاب بازیگرهاش خیلی بد بود). این فیلم: الف) به راحتی بهترین فیلم دهه ۲۰۰۰ است؛ ب) بهترین فیلم ویرانشهری بعد از «پرتقال کوکی» و احتمالاً بهترین اثر علمی-تخیلی بعد از «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» است؛ و ج) تمام مدرکیه که نیاز دارید تا بفهمید کلایو اوون (Clive Owen) باید به جای دنیل کریگ به عنوان جیمز باند انتخاب میشد. تماشای این فیلم رو به هر کسی که میخواد ببینه سینما و ژانر علمی-تخیلی تا چه حد میتونن بزرگ باشن، به شدت توصیه میکنم. ممکنه بعد از دیدنش از وضعیت دنیا و بشریت افسرده بشید، اما از پتانسیلهای سینما ناامید نخواهید شد.
2016-04-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک اثر هنری تاملبرانگیز!!** **فرزندان انسان**... اینکه چطور گریه یک نوزاد میتونه کل دنیا رو متوقف کنه، شلیک گلولهها رو در جنگ بند بیاره و باعث بشه مردم تمام درداشون رو فراموش کنن؛ تنها چیزی که مهم میشه اینه که چطور دوباره لبخند رو به لب اون هدیه ارزشمند خدا برگردونن... فیلم این رو به زیبایی به تصویر میکشه! وقتی دنیا داره از هم میپاشه و به آخرش نزدیک میشه، چطور آدمی مثل تئو (THEO) کارهایی رو انجام میده که در حالت عادی برای هیچکس و هیچچیز دیگهای انجام نمیداد... شاید منطقی به نظر نرسه که چطور در هر لحظه کسی پیدا میشه که بهشون کمک کنه تا از مهلکه عبور کنن، اما کل زندگی همینه... امید... درون هر کدوم از ما یک تئو وجود داره... انتخاب با خودمونه که تئو باشیم یا لوک (Luke)... دنیا بالاخره یه روزی به پایان میرسه اما تا اون موقع همه ما باید از «فرزندان انسان» محافظت کنیم، از دنیا محافظت کنیم... سهم خودمون رو برای زمین مادری انجام بدیم!! **پ.ن: عاشق صدای خنده نوزادها در انتهای فیلم شدم!!** سکانسهایی که دوست داشتم: ۱. وقتی به جولین (Julian) شلیک شد. ۲. وقتی تئو فکر کرد جسپر (Jasper) مرده. ۳. وقتی دیلن (Dylan) به دنیا اومد. ۴. وقتی تئو به لوک گفت «دختره». ۵. وقتی ماریچکا (Marichka) گفت که نمیاد. شاید بیشتر هم باشه، اما اینها یادم مونده بود. مایکل کین (Michael Caine) مثل همیشه دوستداشتنی بود، جولیان مور (Julianne Moore) زیبا بود، کلایو اوون عالی بود، کی (Kee) شیرین بود و میریام (Miriam) هم... نمیدونم، خوشقلب بود!
2017-05-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از سیاهترین و در عین حال باشکوهترین فیلمهایی که تا به حال ساخته شده. دیالوگها در به تصویر کشیدن واقعگرایی بینظیر هستند.
2023-10-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در جامعهای که تقریباً هیچ کودکی در آن نیست، بدترین خبر ممکن پخش میشود: جوانترین فرد جهان که تنها هجده سال داشت، به قتل میرسد. بشریت با انقراض روبروست، مگر اینکه گروهی از مخالفان دولت به رهبری «جولین» (جولیان مور) و «لوک» (چیویتل اجیوفور) بتوانند زن جوان بارداری به نام «کی» (کلر هوپ آشیتی) را به جای امنی برسانند. برای این کار، آنها همسر سابق و بیمیل جولین، یعنی «تئو» (کلایو اوون) را استخدام میکنند تا سعی کند او را از بریتانیای قرنطینه شده به دریا و شاید به امنیت در اروپا برساند. او شغل کوچکی در اداره دارد که شاید بتواند از طریق آن برگههای عبور تهیه کند، اما این کار اصلاً آسان نخواهد بود چون هیچکس نباید از وضعیت همراه او باخبر شود. در حالی که خشونت آنها را احاطه کرده و با نزدیک شدن به یک قیام، تقریباً همه در تعقیب آنها هستند، سفرشان لحظه به لحظه خطرناکتر میشود - اما آیا موفق میشوند؟ راستش اوون یکی از بازیگران بریتانیایی مورد علاقه من نیست؛ او هم مثل شان بین (Sean Bean) کمی خشک بازی میکند، اما اینجا موفق میشود نقش بازماندهای پارتیزانمانند را ایفا کند که مدام باید سریع تصمیم بگیرد و مطمئن نیست چه کسی دوست است و چه کسی دشمن. او تنها میتواند به «جسپر» کاریزماتیک (سر مایکل کین) تکیه کند که با همسر بیمارش در انزوا و دور از مشکلات جامعه زندگی میکند. این یک درام پرکشش است و جلوههای بصری آن فقط به انفجار و آتشبازی محدود نمیشود. در واقع، این فیلمبرداری است که داستان را به ما میباوراند. تصویر شهری، کشوری و جامعهای که از درون ویران شده - فقط به این دلیل که نمیتواند نسل خود را ادامه دهد. آیا واقعاً ممکن است همه چیز به این شکل کامل به هرجومرج و بیقانونی کشیده شود؟
2024-08-17