A.I. Artificial Intelligence
در آیندهای نهچندان دور، یخهای قطبی ذوب شدهاند و بالا آمدن سطح آب اقیانوسها باعث غرق شدن تمام شهرهای ساحلی جهان شده است. نسل بشر که به بخشهای داخلی قارهها عقبنشینی کرده، به پیشرفت خود ادامه داده و به مرحلهای رسیده است که رباتهایی واقعگرایانه (موسوم به مکا) برای خدمت به انسانها میسازد. یکی از شرکتهای تولیدکننده مکا، دیوید (David) را میسازد؛ کودکی مصنوعی که اولین رباتی است که احساسات واقعی دارد، بهویژه عشقی بیپایان به «مادرش»، مونیکا (Monica). مونیکا زنی است که او را به عنوان جایگزینی برای پسر واقعیاش که به دلیل یک بیماری لاعلاج در حالت انجماد زیستی (Cryo-stasis) قرار دارد، به فرزندی پذیرفته است. دیوید با خوشحالی در کنار مونیکا و همسرش زندگی میکند، اما وقتی پسر واقعی آنها پس از کشف درمان به خانه بازمیگردد، زندگی دیوید به شکلی دراماتیک تغییر میکند.
سال انتشار: 2001 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Adventure، Drama، Sci-Fi نویسندگان: Brian Aldiss، Ian Watson، Steven Spielberg امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من این فیلم رو سالها پیش روی دیویدی خریدم، در حالی که فکر میکردم هیچوقت ندیدمش. بالاخره نشستم تماشاش کردم و تازه وقتی به صحنه سیرک تخریب رباتها رسیدم (کلماتی که فکر نکنم تا حالا کنار هم تو یه جمله دیده باشم)، یادم اومد که قبلاً این فیلم رو دیدم. اون سکانس واقعاً موندگاره. از خیلی جهات به نظرم فیلم خوشساختی بود: جلوههای ویژه، تفکر عمیقی که پشت داستان بود و نویسندگی هم در کل خوب بود. انگار فیلم میخواست موضوعات خیلی زیادی رو پوشش بده و به نظرم چند جا سوتی داشت. فقط به یکیش اشاره میکنم و سعی میکنم داستان رو لو ندم. یه صحنه کلیدی هست که شخصیت جان هارت (John Hurt) با دیوید، همون بچه رباتی، تنهاست. کلی تلاش شده تا دیوید به اونجا برسه، بعد اون یارو چیکار میکنه؟ دیوید رو همونجا بدون هیچ مراقبی ول میکنه و میره. و پایان فیلم هم بر اساس همین اتفاق شکل میگیره. آخه چرا باید همینطوری ول کنه بره، جز اینکه نویسنده میخواسته داستان رو پیش ببره؟ با این حال، فیلم که در واقع بازسازی و پرتاب داستان پینوکیو به آینده بود، دستاورد بزرگی به حساب میاد. ازش خوشم اومد، ولی نه به اندازه بقیه کارهای اسپیلبرگ (Spielberg).
2021-05-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم واقعاً خوب بود. ولی پایانش به نظر من افتضاح بود.
2023-04-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وقتی به نظر میرسید پسرشون «مارتین» (Martin) دیگه امیدی به برگشتش نیست، «هنری» (Sam Robards) برای همسرش «مونیکا» (Frances O'Connor)، راه حلی در قالب «دیوید» (Haley Joel Osment) پیدا میکنه. دیوید یه اندروید فوق پیشرفتهست. برخلاف مدلهای قبلی، عملکردش خشک و رباتیک نیست، بلکه یه مدل تطبیقپذیره که میتونه عشق ورزیدن، حس کردن و بودن رو یاد بگیره... مونیکا که اولش خیلی مردد بود، کمکم با این پسر کنجکاو و مهربون انس میگیره، درست همون موقعی که پدر خانواده، «هنری»، شروع میکنه به سرد شدن نسبت بهش. بعد «مارتین» (Jake Thomas) دوباره وارد داستان میشه؛ پسری بدجنس و حسود که با دوستای آدمیزادش نقشهای میکشن که باعث میشه «دیوید» طرد بشه و فقط عروسک سخنگوش «تدی» (Teddy) براش بمونه. حالا «دیوید» که داستان «پری مهربون» رو شنیده که میتونه اون رو به یه پسر واقعی تبدیل کنه، با این باور که اگه واقعی بشه مادرش دوباره دوسش خواهد داشت، راهی سفری به انتهای دنیا میشه تا پیداش کنه. ماجراجوییهای اون تو این مسیر پر از خطره؛ اون با شکارچیهای ضایعات رباتی روبرو میشه که با یه سبک سیرکمانند رباتها رو بازیافت میکنن، و بعد با «ژیگولو جو» (Jude Law) آشنا میشه. اسمش همه چیز رو دربارهش میگه، کارش اینه که به زنهایی که دنبال یه چیز خاص هستن سرویس بده. این دو نفر تو مسیر جستجو با هم همراه میشن، در حالی که پلیس دنبال «جو» هست. اما آیا «دیوید» میتونه به آرزوی محالش برسه؟ داستان فیلم به شدت بر پایه «پینوکیو» نوشته شده و همین باعث شده یه زیربنای محکم، تاثیرگذار و تاریک برای قصهی آرزوهای دور و دراز داشته باشه. آزمنت (Osment) اینجا در نقش یه پسر آسیبپذیر اما مصمم که دنبال عشق مادره، عالی بازی کرده. جود لا (Jude Law) هم با یه اجرای ظریف و خاص یادآوری میکنه که چرا یه زمانی ستاره درجه یک بود. نیم ساعت آخر فیلم یه کم کش میاد و میشد کوتاهتر باشه، اما در کل، پیام داستان که میگه «مراقب باش چی آرزو میکنی»، خیلی خوب بین درام، احساسات، تکنولوژی و کمی هم سرگرمی تعادل برقرار کرده. فیلم به فرهنگ «مصرفگرایی و موقتی بودن» که نسلهاست حاکم شده تیکه میندازه و شاید یادآوری میکنه که اگه چیزی بیش از حد خوب به نظر میرسه، احتمالاً یه جای کار میلنگه. تماشای فیلم روی پرده بزرگ عالیه و این یکی از خلاقانهترین و احساسیترین کارهای اسپیلبرگ (Spielberg) هست.
2023-11-28