Unbreakable
دیوید دان (Willis) پس از یک مصاحبه شغلی ناموفق، با قطار از نیویورک به سمت خانهاش در فیلادلفیا در حرکت است که قطار از ریل خارج شده و با یک موتور روبرو برخورد میکند. دیوید تنها بازمانده از میان ۱۳۱ مسافر قطار است. شگفتآور اینجاست که دیوید نه تنها زنده مانده، بلکه حتی خراش هم برنداشته است. در حالی که دیوید در فکر است که چه اتفاقی برایش افتاده و چطور توانسته جان سالم به در ببرد، با غریبهای مرموز به نام الایجا پرینس (Samuel L. Jackson) آشنا میشود. الایجا برای او توضیح میدهد که تعداد محدودی از افراد «نشکستنی» هستند؛ آنها استقامت و شجاعت فوقالعادهای دارند، تمایل به رفتارهای خطرناک دارند و احساس شکستناپذیری میکنند، اما در عین حال پیشبینیهای عجیبی از حوادث وحشتناک دارند. آیا دیوید «نشکستنی» است؟ و اگر هست، پیامدهای جسمی و روانی این آگاهی چیست؟
سال انتشار: 2000 کارگردان: M. Night Shyamalan ژانر: Drama، Mystery، Sci-Fi نویسندگان: M. Night Shyamalan امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی زود معلوم شد که قلبی از شیشه دارد. اغلب فراموش میشود که ام. نایت شیامالان (M. Night Shyamalan) در اوایل دوران فیلمسازیاش چه استعداد هیجانانگیزی بود. درست است که Unbreakable (نشکستنی) با ریتم کند عمدی و روایت خاصش، سلیقه همه نبود (و نیست)، اما هنر فیلمسازی در اینجا موج میزند و یک ایده نبوغآمیز به شکلی زنده به تصویر کشیده شده است؛ چیزی که باعث میشود طیف وسیعی از دوستداران سینما افسوس بخورند که چطور دوران کاری او سقوط کرد و ایدههایش به اندازه بازیگریاش احمقانه شد... Unbreakable فرآیند تفکر را به چالش میکشد و داستانی را روایت میکند که در قلبش یک کمیکبوک بزرگسالانه است، اما در عین حال یک بررسی بالینی انسانی هم به حساب میآید. روایت فیلم مدام مبهم است و بیننده صبور را در حالی که معماهای کیهانی از صفحه نمایش سرازیر میشوند، مسحور نگه میدارد. پیدا کردن داستانی مثل این که تا این حد خالی از کلیشه باشد، لذتبخش است؛ جایی که بروس ویلیس (Bruce Willis) با بازی متفکرانه و ساموئل ال. جکسون (Samuel L. Jackson) با جذابیت درخشانش، مکمل یکدیگر هستند و سرنوشت شخصیتهایشان به زیبایی توسط بازیگران و کارگردان هدایت میشود. Unbreakable فیلم پیچیدهای است، اما نه بیدلیل؛ نقاط قوت آن برای کسانی که چشم و گوش تیزبینی دارند، بیشمار است. این فیلم هوشمندانهترین اثر سینمایی شیامالان است و آدم با دیدنش به این واقعیت تلخ میرسد که او دیگر هرگز تا این حد باهوش و پرشور ظاهر نشد. ۱۰/۱۰
2015-07-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بهترین کارِ «شامهامر» (شیامالان) نیست، اما قطعاً متعلق به دورانی است که هنوز فیلمهای «خوب» میساخت. نمره نهایی: ★★★ - شخصاً پیشنهاد میکنم یک بار ببینیدش.
2017-02-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر از خواندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم را دنبال کنید :) عجب فیلمی! این یکی از دستکمگرفتهشدهترین فیلمهای موجود است که در زمان اکرانش به ناحق با «حس ششم» (The Sixth Sense) مقایسه شد. اینها دو فیلم کاملاً متفاوت هستند، اما هر دو پیچشهای داستانی زیادی دارند که باعث شهرت فیلمهای شیامالان، به خصوص حس ششم شد. Unbreakable هم از همان متدولوژی پیروی میکند. در طول زمان فیلم پیچشهای زیادی وجود دارد که بسیار متنوع هستند: برخی پیچشهای بسیار تکنیکی هستند، مربوط به زاویه دید ما به یک صحنه خاص که با پیشرفت آن، همیشه متوجه میشویم فریب خوردهایم (اینها را اکثر مردم یا متوجه نمیشوند یا برایشان مهم نیست... برای من، این نشانه نویسندگی درخشان است)؛ بقیه هم پیچشهای داستانی برجسته هستند که در آنها اتفاقی غیرقابل پیشبینی در کل داستان رخ میدهد. این فیلم همه اینها و خیلی چیزهای دیگر را دارد. خود داستان به شدت گیراست چون پیرنگ اصلی رمز و راز و تعلیق زیادی دارد، اما اینها فقط به لطف شیامالان، هم به عنوان کارگردان و هم نویسنده، به این خوبی جواب دادهاند. شیوه روایت بسیار غیرمتعارف او و اضطرابی که میتواند به برخی صحنههای فوقالعاده منتقل کند، فیلم را ارتقا داده و روایتی بینقص ارائه میدهد. حتی خیرهکنندهتر این است که این فیلم بعد از ۱۷ سال هنوز هم کاملاً منطقی به نظر میرسد و ارزش تماشای مجددش را از دست نداده است! در واقع، شرط میبندم اگر امروزه که ژانر ابرقهرمانی اشباع شده اکران میشد، موفقیتی چشمگیر به دست میآورد. هر سال فیلمهای بیشتری را میبینیم که از فرمول تکراری این ژانر پیروی میکنند و تقریباً هر بلاکباستری را به یک موفقیت فوری در گیشه تبدیل میکنند. Unbreakable اصلاً نزدیک به آن فرمول نیست و من واقعاً فکر میکنم هر طرفدار فیلمهای کمیکبوکی باید این فیلم را ببیند تا بفهمد یک «فیلم ابرقهرمانی واقعگرایانه» واقعاً چه معنایی دارد. ام. نایت شیامالان داستانی نوشته که همه میتوانند از آن لذت ببرند، بدون تمام آن مبارزات بزرگ CGI و جلوههای بصری طاقتفرسا. طرفدار کمیکبوک باشید یا نه، Unbreakable نزدیکترین چیز به واقعیتی است که اگر ابرقهرمانها واقعاً وجود داشتند، تجربه میکردیم. در مورد بازیگران، بروس ویلیس احتمالاً بهترین بازی دراماتیک دوران حرفهایاش را در این فیلم ارائه داده است. او در نقش دیوید فوقالعاده است و من میتوانم تمام احساساتی را که میخواهد به صفحه نمایش منتقل کند، حس کنم. ساموئل ال. جکسون با درخشش نقش الایجا را بازی میکند، کسی که یک بیماری واقعی دارد و جکسون آن را به زیبایی و با احترام به تصویر کشیده است. بازیگران مکمل هم شایسته تحسین هستند، چرا که هم رابین رایت (Audrey Dunn) و هم اسپنسر تریت کلارک (Joseph Dunn) نقشهای فوقالعادهای را به عنوان همسر و پسر دیوید ایفا میکنند. همه به شیامالان کمک کردند تا سکانسهای دیالوگمحور نفیسی را کارگردانی کند که دقایق طولانی ادامه مییابند. تدوین و تولید این فیلم باورنکردنی است... و این فیلم در سال ۲۰۰۰ ساخته شده! صحنههای طولانی و پلان-سکانسهای زیادی وجود دارد که تنها در چند دقیقه، هر آنچه را که باید درباره یک شخصیت یا یک مکان یا اتفاق خاص بدانید، توضیح میدهند... حتی یک سکانس اکشن کامل به صورت تکبرداشت فیلمبرداری شده است (بدلکاری هم بسیار کارآمد است)! موسیقی متن بسیار مهم است، به خصوص در پرده آخر که همه چیز به نتیجه میرسد. الهامبخش و حتی حماسی است، جرأت میکنم اینطور صدایش کنم. فقط عالی است! در طول فیلم، به دلیل ظرافتش به سختی متوجه آن میشوید. با این حال، وقتی لازم است لایه جدیدی از احساسات منتقل شود، همیشه لحظه را اوج میدهد. همانطور که قبلاً بحث شد، این فیلمی از ام. نایت شیامالان است، بنابراین یک پیچش بسیار قدرتمند درست در پایان باید اتفاق بیفتد... و میافتد. این به مخاطب دیدگاهی غیرقابل پیشبینی نسبت به کل داستان میدهد. ریسک میکنم و میگویم که شاید دقیقاً ضروری نباشد، اما حقیقت این است که منطقی است و فیلم را به سطح کاملاً دیگری میبرد، پس بسیار بسیار عالی انجام شده! در نهایت، فقط آرزو میکنم ای کاش این فیلم الان اکران میشد. این فیلم با آنچه ما به دیدن و تجربهاش عادت کردهایم بسیار متفاوت است، طوری که جرأت میکنم بگویم یکی از بهترین فیلمها در این ژانر است. یک بار دیگر، شیامالان به مخاطب نشان میدهد که چرا در حال تبدیل شدن به یکی از محبوبترین کارگردانان/نویسندگان بود و ثابت میکند که روایت غیرمتعارف، پیچشهای غیرقابل پیشبینی و کارگردانی عالی او مهارتهایی هستند که باید بیشتر مورد تحسین قرار گیرند. بروس ویلیس و ساموئل ال. جکسون شیمی عالی دارند، اما ویلیس بهترین بازی دراماتیک عمرش را ارائه داده است. تدوین، تولید، موسیقی متن و حتی ریتم این فیلم کاملاً بینقص است، و همچنین پیچش پایانی که دهان ما را از تعجب باز میگذارد. Unbreakable یکی از دستکمگرفتهشدهترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ است، اما در صدر لیست محبوبهای من قرار دارد.
2019-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از دستکمگرفتهشدهترین شاهکارهای تاریخ سینما.
2024-12-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
Unbreakable! چه کلاسیکی. ام. نایت شیامالان واقعاً ژانر ابرقهرمانی را گرفت و با این فیلم آن را دگرگون کرد. این یک نگاه بسیار آرامسوز و درونگرایانه به این ایده است که «اگر ابرقهرمانها واقعی بودند، اما در دنیای واقعی حضور داشتند، چه میشد؟» بروس ویلیس در نقش دیوید دان بازی بسیار کنترلشده اما قدرتمندی ارائه میدهد. او فقط قدرت آرامی از خود ساطع میکند و سفر خودشناسی او بسیار خوب مدیریت شده است. آن صحنهای که در زیرزمین وزنه میزند؟ نمادین است. لحظه بسیار سادهای است، اما سرشار از معناست، انگار بالاخره دارد باور میکند که شاید چیزی فراتر از یک مرد معمولی باشد. و بعد ساموئل ال. جکسون در نقش الایجا پرایس یا همان «آقای شیشهای» (Mr. Glass). عجب انتخاب بازیگر بینقصی. او عمق ترسناک و تقریباً تراژیکی به شخصیتی میبخشد که وسواس پیدا کردن نیمه گمشدهاش را دارد. روشی که شیامالان پویایی رابطه آنها را میسازد و به آن پایان غافلگیرکننده ختم میشود... منظورم این است که واقعاً یک پیچش شیامالانی است، اما اینجا عالی جواب میدهد. رابطه بین دیوید دان و پسرش یکی از پراحساسترین جنبههای Unbreakable است. این یک کاوش آرام در ایمان و اعتماد بین پدر و پسر است، و باور تزلزلناپذیر جوزف به پدرش، وزن عاطفی زیادی به سفر دیوید اضافه میکند. پیوند آنها بازتابدهنده مضامین عمیقتر فیلم یعنی خودشناسی و قدرت آرامی است که در خانواده یافت میشود؛ این باعث میشود داستان فقط درباره تواناییهای خارقالعاده نباشد، بلکه درباره پیوندهای انسانی باشد که ما را به زمین متصل نگه میدارد. همین لحظات لطیف هستند که هسته عاطفی فیلم را تشکیل میدهند و تعلیق را با احساسات واقعی متعادل میکنند. چیزی که من در مورد Unbreakable بیشتر از همه دوست دارم این است که چطور با کلیشههای کمیکبوکی بازی میکند بدون اینکه هرگز حس یک فیلم کمیکبوکی را بدهد. فیلمبرداری و آن پلانهای طولانی و حسابشده، باعث میشود همه چیز سنگین و مهم به نظر برسد. و موسیقی متن جیمز نیوتن هاوارد؟ هر بار بدنم را مورمور میکند.
2024-12-25