دفتر خاطرات بریجیت جونز

دفتر خاطرات بریجیت جونز

بریجت جونز (رنی زلوگر) زنی معمولی است که با سن، وزن، شغل، تنهایی و نقص‌های بی‌شمارش دست و پنجه نرم می‌کند. بریجت به عنوان یک تصمیم سال نو، تصمیم می‌گیرد کنترل زندگی‌اش را به دست بگیرد و این کار را با نوشتن دفترچه خاطراتی شروع می‌کند که در آن همیشه تمام حقیقت را بگوید. جنجال‌ها زمانی شروع می‌شوند که رئیس جذاب اما بدنام او به دوشیزه جونزِ عجیب و غریب علاقه‌مند می‌شود. در این میان، دوستان کمی عجیب و غریب بریجت و یک آشنای نسبتاً ناخوشایند که بریجت مدام با او روبرو می‌شود و ناخودآگاه او را جذاب می‌بیند نیز وارد ماجرا می‌شوند.

سال انتشار: 2001 کارگردان: Sharon Maguire ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Helen Fielding، Andrew Davies، Richard Curtis امتیاز: 6.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

یه فیلم کوچولوی خیلی دلنشین. اما از دنباله‌هاش مثل یه پلیور زشت کریسمس دوری کنید. فکر می‌کنم برای لذت بردن از این فیلم باید کمدی رمانتیک دوست داشته باشید، و این باعث میشه خیلی از مردهایی که فقط به خاطر خانمشون این‌جور فیلم‌ها رو تحمل می‌کنن، از لیست حذف بشن.

با خودم فکر می‌کنم اگه بازیگرهای این دوازده نقش اصلی و مکمل رو انقدر خوب انتخاب نکرده بودن، فیلم افتضاحی از آب درمی‌اومد. اما اونا یه تیم بازیگری عالی جمع کردن و همین باعث شده نقص‌ها به چشم نیاد. لحظات ضایع و خجالت‌آوری وجود داره که اون‌طور که باید من رو به خنده نمی‌اندازه - شاید به خاطر موهای سفیدمه؟ (که البته اونقدرها هم زیاد نیست!). اما با وجود اون دیالوگ‌های عجیب، اگه بخوام از یکی از جملات فیلم استفاده کنم، باید بگم «همین‌جوری که هست دوستش دارم».

و فکر می‌کنم باید همون‌جوری که بود باقی می‌موند. منظورم دنباله‌های فیلمه. لطفاً دهن من رو باز نکنید. قسمت دوم تبدیل شد به همون چیزی که گفتم؛ یعنی اگه فیلم اصلی حواسش به هدفش نبود، ممکن بود اون‌طوری بشه. در مورد قسمت سوم هم همین امروز فهمیدم که وجود داره و ترجیح میدم ازش دوری کنم. به نظرم همون نسخه اصلی رو بچسبید و بذارید بقیه این فرنچایز همون‌جا دورتر از دید شما رها بشن.

2020-04-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

_**یه کمدی رمانتیک جسورانه، بامزه و سرگرم‌کننده با بازی رنی زلوگر، هیو گرانت و کالین فرث**_

یه دختر بامزه در لندن (رنی زلوگر) نگران ترشیده شدن و بقیه مسائل زنانه است و به همین خاطر شروع می‌کنه به نوشتن یه دفترچه خاطرات صادقانه که بدبیاری‌هاش رو روایت می‌کنه؛ از جلب توجه رئیس جذابش در یک شرکت انتشاراتی (هیو گرانت) گرفته تا دوستان عجیب و غریبش و رابطه‌اش با یه مرد خسته‌کننده که ازش متنفره ولی یه جورایی ته دلش اون رو جذاب می‌بینه (کالین فرث).

«خاطرات بریجت جونز» (۲۰۰۱) یه کمدی رمانتیک انگلیسیه که سعی می‌کنه همزمان جسورانه، بامزه و سرگرم‌کننده باشه. با اینکه توی فحاشی زیاده‌روی می‌کنه (همیشه کمش بهتره) و لهجه‌ها گاهی اونقدر غلیظن که نمیشه فهمید چی میگن، ولی فیلم در نهایت من رو جذب کرد چون خیلی تلاش می‌کنه و همه چیز به یه درگیری کمدی ختم میشه. این هم کمک می‌کنه که رنی با اون چهره تپلش خیلی دوست‌داشتنیه و با سلیقه در لباس‌های جذاب، از جمله لباس خرگوش پلی‌بوی، نشون داده میشه.

زمان فیلم ۱ ساعت و ۳۷ دقیقه است و در لندن، سوری، گلاسترشر و هرتفوردشر انگلستان فیلم‌برداری شده.

نمره: B

2020-08-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

چند روز پیش داشتم مستندی درباره دیم مگی اسمیت (Dame Maggie Smith) فقید تماشا می‌کردم که راوی‌اش سیلیا ایمری (Celia Imrie) دوست‌داشتنی بود و او همین صمیمیت رو به این کمدی درامِ کمی قدیمی اما لذت‌بخش هم آورده.

همه چیز حول محور «بریجت» (رنی زلوگر) می‌چرخه که مدتیه تنهاست و کشته‌مرده‌ی رئیس مو فرفریش «دنیل» (هیو گرانت) شده. بعد از چند برخورد نسبتاً خجالت‌آور، اونا بالاخره با هم وارد رابطه میشن اما بعد بریجت می‌فهمه که اون یه آدم عیاشه و شغل جدیدی در تلویزیون برای یه خبرنگار کثیف به نام «فینچ» (نیل پیرسون) پیدا می‌کنه. به لطف اتفاقی که با میله آتش‌نشانی می‌افته، اون کار هم دقیقاً طبق برنامه پیش نمیره، اما فرصتی بهش میده تا با یه وکیل مدافع شیک‌پوش به نام «مارک» (کالین فرث) آشنا بشه. حالا اون مارک رو از قبل می‌شناخته اما توی یه مهمانی ازش متنفر شده بود، پس چی عوض شده؟ نکنه سلیقه‌اش به سمت کت‌وشلوارهای راه راه و کلاه‌گیس‌های وکالت تغییر کرده؟

یادمه اون زمان که کتابش رو می‌خوندم، یه جورایی با «بریج» پیر همدردی می‌کردم. دقیقاً شروع فرهنگ تاییدطلبی بود؛ زمانی که وقتی می‌رسیدیم خونه شماره ۱۴۷۱ رو می‌گرفتیم تا ببینیم کسی زنگ زده یا نه (که باز هم کسی نزنگیده بود) و پیام‌رسان‌های اداری داشتند شایعات رو از رده خارج می‌کردند چون غیبت و لاس‌زدن بخشی از روزمره کاری شده بود. هلن فیلدینگ این فرهنگِ نیاز به دیده شدن و دوست داشته شدن رو خیلی خوب در این شخصیت خلاصه کرده. دست‌وپا چلفتیه، بله، اما آدم حسابیه و اگه بهش فرصت داده بشه، خیلی هم با محبته.

زلوگر نقش رو با جذابیت و اشتیاق اجرا می‌کنه، هیو گرانت هم در نقش یه آدم شیطون عالیه. در مورد فرث هم هیچ‌وقت مطمئن نیستم که واقعاً چقدر بازی می‌کنه، اما اینجا حضورش جواب میده. فیلم بعد از تقریباً ربع قرن، ممکنه کمی سخت با مخاطب ارتباط برقرار کنه - مخصوصاً سکانس مشت‌زنی توی رستوران - اما هنوز اونقدر شوخ‌طبعی و نکته‌سنجی توی فیلمنامه هوشمندانه‌اش هست که آدم رو به خنده بندازه و از سناریوهای احمقانه‌ای که کل بیزنسِ خواستگاری بین پیر و جوون رو مسخره می‌کنه، لذت ببره. در ضمن، سیلیا هم طبق معمول به بهترین شکل ممکن شوکه و متعجب به نظر می‌رسه.

2025-01-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

فیلم «خاطرات بریجت جونز» به اندازه کافی خوب هست؛ نسبتاً سرگرم‌کننده‌ست و توی ۹۰ دقیقه ریتم خوبی داره. رنی زلوگر نقش یه بریتانیایی رو خیلی خوب بازی کرده، چیزی که به ندرت میشه در مورد یه بازیگر آمریکایی گفت. اون در طول فیلم عالیه، مخصوصاً توی بخش‌های کمدی.

باید بگم که من واقعاً هیچ شیمی خاصی بین اون و اون پسری که در نهایت باهاش می‌مونه حس نکردم (اسپویل نمی‌کنم کیه)، راستش زلوگر با اون یکی پسره هماهنگی بیشتری داشت. هیو گرانت و کالین فرث هم توی نقش‌های خودشون هستن و جای تعجب نداره که هر دو خوبن.

بالاخره وقتش بود که این فیلم رو ببینم، چون خودم اهل همون کشوری هستم که فیلم توش ساخته شده. از وقتی یادم میاد اسمش رو شنیده بودم، مشخصه که فیلم پرطرفداریه. با این حال، تنها چیزهایی که قبل از دیدنش می‌دونستم، بازیگرهای اصلی و... اه... انتخاب لباس زیر شخصیت اصلی بود... ¯\_(ツ)_/¯

آه، این رو هم می‌دونستم که آهنگ خفن Gabrielle به نام «Out of Reach» از این فیلم اومده. ولی نمی‌دونستم آهنگ «It's Raining Men» از جری هالیول (یه آهنگ بمب دیگه، بهم گیر ندید) هم به خاطر این فیلم محبوب شده. جالبه.

2025-02-02