كنت مونت كريستو
«کنت مونت کریستو» (The Count of Monte Cristo) اقتباسی از داستان مشهور الکساندر دوما (Alexandre Dumas) به همین نام است. ادموند دانتس، دریانوردی است که توسط بهترین دوستش فرناند، که سودای به دست آوردن نامزد دانتس یعنی مرسدس را در سر دارد، به اشتباه متهم به خیانت میشود. دانتس به مدت ۱۳ سال در زندان جزیرهای شاتو دیف (Chateau d'If) حبس میشود و در آنجا نقشه انتقام از کسانی که به او خیانت کردهاند را میکشد. او با کمک یک زندانی دیگر از جزیره فرار کرده و با تغییر هویت خود به کنت ثروتمند مونت کریستو، نقشهاش را برای گرفتن انتقامی سخت عملی میکند.
سال انتشار: 2002 کارگردان: Kevin Reynolds ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Alexandre Dumas، Jay Wolpert امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه داستان فوقالعاده که یه اقتباس خیلی جذاب ازش ساخته شده. هر چند وقت یکبار که هالیوود برای ایدههای جدید فیلمهای شمشیرزنی و ماجراجویانه کم میاره، میره سراغ آثار الکساندر دوما (Alexandre Dumas)، نویسنده «سه تفنگدار»، «مردی با نقاب آهنین» و «کنت مونت کریستو». البته این اصلاً اتفاق بدی نیست، به شرطی که به اقتباس اهمیت داده بشه و با دقت ساخته بشه - چیزی که همیشه رعایت نشده. وقتی اعلام شد کوین رینولدز (Kevin Reynolds)، کارگردان «دنیای آب» (Waterworld)، قراره نسخه جدید «کنت مونت کریستو» رو بسازه، خیلیها نگران شدن. فیلم با بودجه ۳۵ میلیون دلاری ساخته شد و در گیشه جهانی حدود ۷۶ میلیون دلار فروخت که بد نبود. با اینکه شکست تجاری نخورد، اما خیلی زود از یادها رفت و سال ۲۰۰۳ دیگه کسی حرفی ازش نمیزد. خوشبختانه با پخش نسخههای کرایهای، فیلم دوباره جون گرفت و الان به عنوان یه اثر محبوب در ژانر خودش شناخته میشه. در دو سایت بزرگ سینمایی یعنی راتن تومیتوز و IMDb، فیلم به ترتیب امتیاز ۷۵٪ و ۷.۵ رو گرفته که به نظرم منصفانهست. فیلم رینولدز چیز جدیدی به داستان اضافه نمیکنه، اما وقتی یه چیزی خراب نیست، چرا باید تعمیرش کرد؟ رینولدز با وفاداری به روح اثر اصلی، یه فیلم پرهیجان درباره خیانت، شکنجه، ایمان، انتقام و عشق ساخته. سازندهها با طراحی لباسهای عالی و صحنههای شمشیرزنی لازم، سنگ تموم گذاشتن. فقط میموند بازیگرها که باید از پس این نقشهای تاریخی برمیاومدن، که همینطور هم شد. جیمز کاویزل (James Caviezel) نقش ادموند دانتس رو بازی میکنه. دو سال قبل از اینکه با نقش حضرت عیسی به شهرت برسه، کاویزل قبل از این فیلم اصلاً شبیه یه ستاره نقش اول نبود. اما اینجا نقشی رو پیدا کرده که قشنگ توش جا افتاده و مشخصه که خودش هم از بازی در این نقش لذت میبره. گای پیرس (Guy Pearce) در نقش فرناند موندگو نیازی به اثبات خودش نداشت، چون قبلاً «محرمانه لسآنجلس» و «ممنتو» رو تو کارنامهاش داشت. اینجا نقش یه شرور متکبر رو به بهترین شکل بازی میکنه و مثل یه بچه لوس و اشرافی راه میره. بازیش طوریه که بقیه رو تحتالشعاع قرار میده و نشون میده که بازیگر سریالهای استرالیایی واقعاً راه طولانیای رو طی کرده. ریچارد هریس (Richard Harris) با نقش آبه فاریا به فیلم کلاس میده و مایکل وینکات (Michael Wincott) هم با اون صدای خشدارش، نقش رئیس سادیستی زندان شاتو دیف رو عالی درآورده. لوئیس گازمن (Luis Guzmán) در نقش جاکوپو بار کمدی فیلم رو به دوش میکشه و داگمارا دومینچیک (Dagmara Dominczyk) در نقش مرسدس هم حسوحال خوبی به فیلم میده. رینولدز بدون اینکه فیلم رو لوس کنه، ریتم رو تند نگه داشته و صحنههای بهیادماندنی خلق کرده. با یه تیم بازیگری سرحال و یه داستان تضمین شده، «کنت مونت کریستو» یه فیلم تاریخی برنده از آب دراومده. اگه ندیدینش، حتماً ببینید. ۸/۱۰
2019-03-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جیم کاویزل در نقش «ادموند» که قربانی یه توطئه ناپلئونی شده و به یه زندان جزیرهای دورافتاده تبعید میشه، بازی معمولیای داره. وضعیتش ناامیدکننده به نظر میرسه تا اینکه یه ملاقاتکننده غیرمنتظره پیدا میکنه: آبه فاریای پیر (ریچارد هریس) که داشته تونل میکنده تا فرار کنه ولی مسیر رو اشتباه اومده! این دو تا با هم دوستای صمیمی میشن و هدیه پیرمرد به ادموند، راز یه گنج بزرگ و کیسه جسدش هست که بهش اجازه میده فرار کنه و از «فرناند» (گای پیرس)، «ویلفورت» (جیمز فرین) و «موریس» (کریستوف آدامز) که زندگیش رو نابود کردن و عشقش «مرسدس» (داگمارا دومینچیک) رو ازش گرفتن، انتقام بگیره. نقشهاش برای انتقام خیلی هوشمندانهست؛ اون تصمیم میگیره کاری کنه که این آدمها با طمع و بیاعتمادی خودشون، به جون هم بیفتن و همدیگه رو نابود کنن. الکساندر دوما داستان فوقالعادهای با کلی پیچیدگی نوشته، اما این نسخه از فیلم انگار راه نمیافته. خیلی از بخشهای زمینهسازی داستان حذف یا کوتاه شده و همین باعث شده بقیه داستان ضعیفتر و کمجذابتر بشه. تولید فیلم بد نیست، لباسها و ظاهر فیلم خوبه، اما ریتم و بازیها بیشتر برای گیشه ساخته شدن تا شخصیتپردازی. من نسبت به همهشون بیتفاوت بودم؛ حتی «آلبرت» جوان (هنری کویل) که شخصیتش توی کتاب خیلی کلیدی بود و به ادموند کمک میکرد تا انسانیتش رو قبل از زندانی شدن به یاد بیاره. نسخههای خیلی بهتری از این داستان وجود داره، مخصوصاً نسخه رابرت دونات محصول ۱۹۳۴ که من اون رو پیشنهاد میکنم.
2022-06-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، من خیلی به کیفیت فنی کاری ندارم... بیشتر با روش «لایک یا دیسلایک» نظر میدم. اگه فیلم سرگرمم کنه لایک، اگه نه دیسلایک. به نظرم اینجوری خیلی راحتتر از بحث کردن سر نمره ۴ و ۵ و ۶ هست. یه دلیل دیگهاش هم اینه که دلم میخواد بتونم برای تکتک بازیگرها نقد بنویسم، فقط برای اینکه یه یادداشت به گای پیرس بدم و بگم داداش، دیگه فیلمهای کلاسیک و تاریخی بازی نکن و برگرد سراغ فیلمهایی که نیاز به کراواتهای قدیمی و لباسهای پفدار ندارن! و همینجا از خودم میپرسم اصلاً من از کجا فرق این مدل لباسها رو میدونم؟ بگذریم، مشکل اصلی فیلم اینه که تکلیفش با خودش روشن نیست؛ نمیدونه میخواد یه رمان ماجراجویی هیجانانگیز باشه (مثل نوشتههای دوما که پر از هیجان و سرگرمیه) یا چون داستانش یه قرن محبوب بوده، حالا باید حتماً به عنوان یه درام سنگین و یه اثر کلاسیک ادبی باهاش برخورد بشه. فیلم بین این دو تا گیر کرده. انگار ولپرت (نویسنده) میدونسته دوما یه نویسنده ماجراجوی عامهپسنده، اما رینولدز (کارگردان) فکر کرده دوما به اندازه دانته جدیه! آدم حس میکنه توی دو تا دنیای متفاوت نشسته. انگار داری فیلمی رو میبینی که میخواد یه داستان باحال درباره انتقام و فرار از زندان باشه، اما هر بار که این هیجان میخواد فوران کنه، کارگردان با اون نگاه متظاهرانه و خشکش جلوش رو میگیره. این دقیقاً همون فیلمیه که اگه کارگردان «رام کردن زن سرکش» فکر میکرد تمام نوشتههای شکسپیر مثل «ریچارد سوم» هستن، از آب در میاومد... واقعاً عجیبه که فیلم اینقدر خودش رو جدی گرفته.
2023-01-12