The Princess Diaries
میا ترموپولیس (آن هاتاوی) یک نوجوان معمولی است؛ مهربان، کمی درسخوان و برای همه نامرئی، به جز مادرش، بهترین دوستش لیلی (هدر ماتارازو) و برادر بزرگتر لیلی، مایکل (رابرت شوارتزمن). گذراندن دوران دبیرستان بدون دردسر برای میا خودش یک چالش بزرگ است، بنابراین وقتی مادربزرگش، ملکه کلاریس رنالدی (دام جولی اندروز)، که سالها از او بیخبر بوده، ناگهان ظاهر میشود و با آرامش به او میگوید که او در واقع وارث تاج و تخت کشوری اروپایی به نام جنوویا است، اصلاً خبر خوشایندی برایش نیست. ناگهان زندگی میا زیر و رو میشود. به او آموزش میدهند که چطور از شالگردن استفاده کند، چطور دست تکان دهد و چطور آداب معاشرت را رعایت کند تا به یک پرنسس کامل تبدیل شود. او ظاهرش را تغییر میدهد و یک بادیگارد و راننده لیموزین جدی اما مهربان به نام جو (هکتور الیزوندو) پیدا میکند. وقتی رسانهها از ماجرا باخبر میشوند، اوضاع از کنترل خارج شده و میا ناگهان در کانون توجه روزنامهها و مدرسه قرار میگیرد. فراتر از همه اینها، میا باید تصمیمی بزرگ بگیرد. او باید تا شب جشن استقلال جنوویا انتخاب کند که آیا میخواهد از حق سلطنت خود بگذرد یا به پرنسس و وارثی تبدیل شود که پدرش فیلیپ و مادربزرگش از او انتظار دارند.
سال انتشار: 2001 کارگردان: Garry Marshall ژانر: Comedy، Family، Romance نویسندگان: Meg Cabot، Gina Wendkos امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، باز هم میبینمش و پیشنهادش میکنم. حس میکنم داستانش کلیشهایه، ولی مطمئن نیستم که موضوع «یهو بفهمی از خانواده سلطنتی هستی» واقعاً کلیشه حساب میشه یا نه. اختراع کردن یه کشور برای داستان هم یه جور خردهکلیشه خاصه. چیزی که مطمئنم کلیشهست، همون تمِ فیلم «او همه چیز تمام است» (She's All That) هست که یه دختر دستوپاچلفتی و ساده رو به یه دختر زیبا و جذاب تبدیل میکنن. تضاد فرهنگی بین آمریکا و «جنوویا» بامزهست و جمع شدن دوباره خانواده هم تاثیرگذاره، اما درامهای دخترونه دبیرستانی دیگه خیلی تکراری و خستهکننده شده. میفهمم که برای شخصیتپردازی میا و اینکه باهاش همذاتپنداری کنیم لازمه، ولی حتماً راههای بهتری هم برای معرفی یه شخصیت وجود داره. متأسفانه اگه بخوایم این بخشها رو سریع رد کنیم، خیلی چیزها رو از دست میدیم، پس درکش میکنم. با اینکه فیلم کار خیلی خاصی انجام نمیده، ولی از اول تا آخرش به یک اندازه خوب و قابلاطمینانه.
2020-08-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه کم بیش از حد طولانیه، ولی «دفتر خاطرات شاهدخت» در کل فیلم خوبیه. بدون شک آن هاتاوی (میا) ستاره فیلمه و احتمالاً تنها شخصیتیه که از این محصول سال ۲۰۰۱ یادم میمونه. جولی اندروز (کلاریس) هم خوبه، و هکتور الیزوندو (جو) هم توی نقشش خیلی دوستداشتنیه. یه حضور خیلی کوتاه هم از کارل ماکینن، بازیگر سریال «مردگان متحرک»، توی فیلم هست. به نظرم داستان توی بعضی بخشها خستهکننده بود و شوخیهای لوس هم کمکی بهش نمیکرد. من همیشه توی فیلمهای رئال و غیرفانتزی، سخت میتونم مکانهای خیالی رو باور کنم؛ که اینجا همون «جنوویا»ست. این یه ایراد کوچیک منه. به هر حال، پیام کلی فیلم رو تحسین میکنم. در مجموع، وقتی همه چیز رو کنار هم میذارم، از دیدنش لذت بردم. دلیل اصلیش هم هاتاوی و پیام اخلاقی داستان بود.
2020-10-12