Vanilla Sky
دیوید ایمز جونیور که زندانی و متهم به قتل شده، داستان زندگیاش را برای مککیب، روانشناس پلیس، تعریف میکند. داستان او شامل این موارد است: داشتن ۵۱ درصد سهام یک شرکت انتشاراتی بزرگ که از والدین متوفیاش به ارث برده؛ هیئت مدیره شرکت که توسط پدرش منصوب شدهاند و ۴۹ درصد سهام را دارند و احتمالاً دوست دارند او را برکنار کنند چون او را برای اداره شرکت بیمسئولیت و ناپخته میدانند؛ رفاقت صمیمیاش با نویسندهای به نام برایان شلبی؛ رابطه گذرا با جولی جیانی که نگاه متفاوتی به رابطهشان داشت؛ عشق نوظهورش به سوفیا سرانو که برایان او را به عنوان همراه خود به مهمانی دیوید آورده بود؛ و تصادفی که باعث تغییر شکل صورتش شد و شخصی را که باعث تصادف بود به کشتن داد. اما با پیشروی داستان، دیوید مطمئن نیست چه چیزی واقعی است و چه چیزی رویا یا کابوس، چرا که بسیاری از جنبههای داستان با هم همخوانی ندارند. مرد مرموز در رستوران ممکن است بتواند به سردرگمی دیوید پایان دهد.
سال انتشار: 2001 کارگردان: Cameron Crowe ژانر: Fantasy، Mystery، Romance نویسندگان: Alejandro Amenábar، Mateo Gil، Cameron Crowe امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هنوز هم بعد از این همه سال عاشق این فیلمم، هرچند تصمیم گرفتم نسخه کامل رو با پایان جایگزین ببینم که اصلاً ازش خوشم نیومد؛ اصلاً به خوبی نسخه اصلی پیش نمیرفت. با این حال، بعد از دیدن دوباره پایان اصلی، باید بگم واقعاً عالیه و بازی همه بازیگرها فوقالعادهست. قطعاً تم «تلخ و شیرین» رو به خوبی دنبال میکنه. امتیاز: ۴.۵ از ۵.
2020-06-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من واقعاً طرفدار تام کروز نیستم، اما فکر میکنم این فیلم بهترین نمونه از بازیگری واقعی اون باشه، نه اینکه فقط دندونها و هیکلش رو نشون بده. اینجا واقعاً بازیگری میکنه؛ در نقش «ایمز»، ناشر خودشیفتهای که زندگی یه پلیبوی ثروتمند رو داره. یه آپارتمان شیک، ماشین کلاسیک و یه رابطه دمدستی با «جولی» (کامرون دیاز) روزهای پر از تجملش رو پر کرده. بعد دنیای اون به معنای واقعی کلمه روی سرش خراب میشه و خودش رو تو زندان پیدا میکنه که داره برای روانشناس، «مککیب» (با بازی کوتاه کورت راسل)، توضیح میده چه اتفاقی افتاده. این داستانِ حسادتیه که به خودکشی و نقص عضو ختم میشه و یه کیفرخواست تند علیه زندگی سطحی و خودخواهانه این مرده. سقوطش از وقتی شروع میشه که «جولی» (که انگار خیلی بیشتر از اون روی رابطهشون حساب باز کرده) به لاس زدنهای دیوید با «سوفیا» (پنهلوپه کروز) حسادت میکنه؛ سوفیایی که با بهترین دوست دیوید یعنی «شلبی» (جیسون لی) قرار میگرفت تا اینکه شلبی اون رو به مهمانی دیوید میاره. اونجاست که کشش جنسی بینشون شکل میگیره و خیلی زود یه عنصر سمی به زندگی همه اضافه میشه. رویکردِ «هم خدا رو خواستن و هم خرما» باعث میشه دیوید نه تنها به وضعیت فعلیش دچار بشه، بلکه بین دنیای رویا و واقعیت معلق بمونه؛ اون دیگه اصلاً نمیدونه چه اتفاقی داره میافته. کدوم یکی از این سناریوها واقعیه؟ اصلاً واقعیتی وجود داره؟ خودِ داستان خیلی نوآورانه نیست، اما چیزی که آدم رو تحت تاثیر قرار میده، بازی کروز در نقش یه شخصیت نسبتاً دوستنداشتنیه که خیلی خوب از پسش براومده. اون به «ایمز» ویژگیهایی داده که باعث شد حس کنم زندگی پشت میلههای زندان براش کاملاً مناسبه. متأسفانه حس کردم شخصیت «سوفیا» با بازی کروز یه کم خام بود، اما کامرون دیاز واقعاً نقش یه معشوقه طرد شده و دلباخته رو متقاعدکننده بازی کرد. فیلم یه کم طول میکشه تا راه بیفته و دیالوگهاش زیاده، اما ساعت آخر فیلم یه نگاه جذاب به فروپاشی مردی داره که برای مواجهه با چیزی جز خوششانسی و قیافه خوبش آماده نبوده. با اینکه واقعاً دلم براش نسوخت، اما آخر فیلم یه جورایی نزدیک بود براش متاسف بشم...
2024-04-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باورم نمیشه تا حالا اینو ندیده بودم!! فقط میتونم بگم واو، معرکه بود.
2025-09-06