هالک
بروس یک متخصص معمولی پرتوهای گاما است که یک روز در معرض تابش شدید قرار میگیرد و به طرز عجیبی زنده میماند. اما در این فرآیند، هیولایی متولد میشود. حالا او هر زمان که عصبانی میشود، بزرگتر و قویتر شده تا جایی که دیگر بروس بنر (Bruce Banner) نیست؛ او تبدیل به هالک (The Hulk) میشود.
سال انتشار: 2003 کارگردان: Ang Lee ژانر: Action، Sci-Fi نویسندگان: Stan Lee، Jack Kirby، James Schamus امتیاز: 5.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آنگ لی (Ang Lee) با فیلم هالک (Hulk 2003) انقلابی در فیلمهای ابرقهرمانی ایجاد کرد. لی و جیمز شاموس به جای اینکه فقط قهرمان را در حال نجات دنیا نشان دهند، تصمیم گرفتند به روانشناسی فرویدی بروس بنر بپردازند، به خصوص خاطرات سرکوب شدهای که او سی سال پیش از پدرش داشت. بازی اریک بانا (Eric Bana)، جنیفر کانلی (Jennifer Connelly)، نیک نولتی (Nick Nolte)، سام الیوت (Sam Elliott) و جاش لوکاس (Josh Lucas) برای پنج شخصیت اصلی عالی است. بانا توانست یک بازی خشک و بیروحِ عمدی ارائه دهد تا احساسات سرکوب شده شخصیتش را پنهان کند، در حالی که کانلی همان مهربانی نقش برنده اسکارش در فیلم «یک ذهن زیبا» (A Beautiful Mind 2001) را به نمایش گذاشت. چیزی که در مورد تفسیر لی دوست داشتم این بود که او به وفاداری به منبع اصلی اهمیتی نمیداد. او به دنبال نشان دادن نوعی فیلم ابرقهرمانی متفکرانه بود که بعدها در آثاری مثل سهگانه شوالیه تاریکی، واچمن، لوگان، طلوع عدالت و جوخه انتحار تقلید شد. آنگ لی یکی از بهترین کارگردانهای تاریخ است و هالک یکی از مدارک اثبات این ادعاست.
2017-08-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
غول سبز بیدار میشود! بروس بنر از همان نوزادی دچار تغییرات ژنتیکی شده بود. بعدها در جوانی، خودش دانشمند میشود و با پرتوهای گاما کار میکند. او میخواهد با استفاده از این پرتوها روشی برای درمان زخمها و جراحات پیدا کند. اما طی یک حادثه، بنر وقتی از کوره در میرود، به یک غول سبز تبدیل میشود: هالک!
اریک بانا نقش بروس بنر خجالتی و آسیبپذیر را بازی میکند. با اینکه شاید در ابتدا به نظر نرسد برای این نقش مناسب باشد، اما تزلزل شخصیت را خیلی خوب درآورده است. جنیفر کانلی در نقش بتی راس، شخصیتی سرد و منطقی دارد و تازه وقتی متوجه تغییر شکل بنر میشود، حس همدلیاش گل میکند. جاش لوکاس نقش گلن تالبوت را بازی میکند؛ کسی که فقط به فکر پیشرفت شغلیاش است و یک آدم متکبر پشتمیزنشین است. او میخواهد اختراع بنر را برای ارتش توسعه دهد و سربازان فوقبشری بسازد. لوکاس به عنوان یک شرور کوچک طراحی شده اما متأسفانه خیلی آن حس را منتقل نمیکند. فرمانده ارتش، راس، با بازی سام الیوت، شخصیتی سرد و آهنین دارد که فقط میخواهد از کشورش محافظت کند. با اینکه نیک نولتی زمان بازی کمی دارد، اما عمیقترین بازی را ارائه میدهد؛ حضور چند دقیقهای او لذتبخش است.
زبان بصری آنگ لی کارگردان خیلی خاص است. ایده او برای استفاده از کادرهای چندتایی (split screen) فیلم را به کمیکبوکهای مارول نزدیکتر کرده تا یادتان بماند هالک از دل کمیک آمده است. جلوههای ویژه سال ۲۰۰۳ خوب هستند اما نقصهایش به چشم میآید و انیمیشنها گاهی کمی مصنوعی و خندهدار به نظر میرسند. داستان هم کمی لنگ میزند؛ چون هالک متعلق به دنیای مارول است اما اینجا خبری از شوخی و طنز نیست. این فیلم بیشتر یک درام فانتزی است که برای یک اثر کمیکبوکی کمی خستهکننده به نظر میرسد. تازه در یکسوم پایانی است که هیجان شروع میشود. حیف که باید تا آخر فیلم صبر کنید تا هالک واقعاً وارد معرکه شود. در کل: یک نگاه واقعگرایانه به شخصیت هالک که متأسفانه جدی بودن بیش از حد و درام زیاد، از جذابیت داستانش کم کرده است!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً بقیه چه انتظاری داشتند؟ آنها کارگردانی را استخدام کردند که بیشتر فیلمهای هنری آسیایی میسازد تا یک فیلم کمیکبوکی درباره هیولای سبزی که وقتی عصبانی میشود همه چیز را خرد میکند، کارگردانی کند. معلوم بود که آنگ لی سراغ مفاهیم فرویدی، تراژدیهای یونانی و تدوینهای عجیب و غریب میرود. مشکل من با هالک بیشتر روی ریتم به شدت کند و پرده سوم آشفته فیلم است. بله، کل فیلم کمی پرادعا به نظر میرسد، اما حداقل باید نیت و جاهطلبی سازندگان برای ساخت چنین اثری را تحسین کرد، حتی اگر نتیجه نهایی کمی لنگ بزند.
2019-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با توجه به موفقیت بزرگ لو فریگنو در تلویزیون، ساخت این فیلم باید برای آنگ لی مثل آب خوردن میبود، اما چه چیزی باعث شد او اریک بانا را انتخاب کند؟ او در نقش «بنر» دانشمند، مثل یک قاشق چوبی خشک و بیروح است. در نتیجه، وقتی کمی عصبانی میشود، سبز درخشان شده، لباسهایش (بیشترشان) پاره میشود و چنان وحشیگری راه میاندازد که حتی تانک هم جلودارش نیست. چند صحنه اکشن لذتبخش وجود دارد، اما فیلم بیش از حد روی کارهای دوستدختر وفادارش «بتی» (جنیفر کانلی) تمرکز میکند که سعی دارد جلوی پدرش «ژنرال راس» (سام الیوت) را بگیرد تا این هیولای خطرناک با شلوار جین پاره را نابود نکند. انگار این همه ملودرام کافی نبود، پدر دغلبازش (نیک نولتی) هم وارد میشود تا راهی برای شبیهسازی قدرت پسرش پیدا کند. اینها احتمالاً روی کاغذ خوب به نظر میرسیدند، اما در عمل اصلاً با هم جور در نمیآیند. هیچ شیمی و جذابیتی بین بانا و کانلی وجود ندارد؛ نولتی فقط نقش را روخوانی میکند و الیوت هم بهتر بود برای سریال «تیم ای» تست میداد. طبق معمولِ مارول، همه چیز برای دنباله آماده میشود اما این بیشتر از روی امیدواری بود تا انتظار واقعی. کیفیت ساخت فیلم هم تفاوت چندانی با نسخههای تلویزیونی ندارد و با اینکه افتضاح نیست، اما بیش از حد سعی میکند روانکاوی کند و سرگرم کردن مخاطب را فراموش کرده است.
2025-08-04