28 روز بعد
فعالان حقوق حیوانات به یک آزمایشگاه حمله میکنند تا شامپانزههایی را که تحت آزمایشهای ویروسی قرار دارند، آزاد کنند؛ غافل از اینکه این حیوانات به ویروسی آلوده هستند که باعث ایجاد خشم و جنون آنی میشود. این فعالان سادهلوح به هشدارهای دانشمندی که التماس میکند قفسها را بسته نگه دارند توجهی نمیکنند و فاجعهای بزرگ رقم میخورد. بیست و هشت روز بعد، شخصیت اصلی داستان، Jim (جیم)، در یک بیمارستان متروکه در لندن از کما بیدار میشود. او در جستجوی نشانهای از حیات، متوجه میشود که شهر کاملاً خالی از سکنه شده است. پس از پیدا کردن کلیسایی که حالا محل سکونت انسانهای زامبیمانند شده، جیم برای نجات جانش فرار میکند. Selena (سلینا) و Mark (مارک) او را از دست گلهی زامبیها نجات میدهند و او را در جریان قتلعام و وحشتی که لندن را به نابودی کشانده قرار میدهند. این داستانی است از بقا و در نهایت قهرمانی، که لایههای زیرین آن به ماهیت وحشی انسان میپردازد.
سال انتشار: 2002 کارگردان: Danny Boyle ژانر: Drama، Horror، Sci-Fi نویسندگان: Alex Garland امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه اسپویل کوچیک و کلی در ادامه هست**
حسی که به این فیلم دارم رو میشه به بقیهی فیلمهای Danny Boyle (دنی بویل) هم تعمیم داد: کارگردانی در کل خیلی قرص و محکمه، اما اتفاقات فیلم از یه رئالیسم رفتاری و موقعیتی، یهو به سمت قهرمانبازیهای بیمنطق و عجیبوغریب میره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اولش مثل یه شورش خیابونی شروع شد. اما از همون اول میشد فهمید که این یکی فرق داره... فیلم «۲۸ روز بعد» به کارگردانی Danny Boyle (دنی بویل) و نویسندگی Alex Garland (الکس گارلند) ساخته شده. بازیگرانی مثل Cillian Murphy (کیلین مورفی)، Naomie Harris (نائومی هریس)، Megan Burns (مگان برنز)، Brendan Gleeson (برندن گلیسون) و Christopher Ecclestone (کریستوفر اکلستون) در اون بازی میکنن. موسیقی متن اثر John Murphy (جان مورفی) و فیلمبرداری بر عهده Anthony Dod Mantle (آنتونی داد منتل) بوده.
وقتی فعالان آزادی حیوانات به مرکز تحقیقات پستانداران کمبریج نفوذ میکنن، با دانشمندی روبرو میشن که بهشون میگه آزاد کردن این شامپانزهها دیوانگیه. به اونا سرمی به اسم «خشم» تزریق شده که به شدت واگیرداره و سریع پخش میشه. فعالان با نادیده گرفتن هشدارها، یکی از قفسها رو باز میکنن و یکیشون توسط شامپانزه گاز گرفته میشه و خشم به سرعت بین گروه پخش میشه... ۲۸ روز بعد...
نکته شگفتانگیز درباره فیلم دنی بویل اینه که با وجود اینکه خیلی مدیون فیلمهای زامبی George Romero (جورج رومرو) و نوشتههای John Wyndham (جان ویندهام) و Richard Matheson (ریچارد متیسون) هست، اما هنوز هم حس و حالی تازه و هیجانانگیز داره. فیلم کاملاً بریتانیاییه، که نمونهاش استفاده تحسینشده از لندنی خالی از سکنه برای شروع وحشته، اما در عین حال یه حس خاکی و واقعی در گروه کوچک بازماندهها وجود داره. اینها شخصیتهای نقصداری هستن که برای مقابله با این فروپاشی آمادگی ندارن؛ هیچ چیز هالیوودی در مورد این آدمها یا لوکیشنها وجود نداره (جلوههای کامپیوتری حداقلیه و دوربینهای دیجیتال دستی حرف اول رو میزنن). یه حس واقعگرایی توی فیلم هست که به ندرت در فیلمهای دیگه این سبک دیده میشه.
آره، قطعاً یه سری موارد غیرمنطقی هم وجود داره، اما وقتی اون موجودات آلوده با سرعت نور میدُوَن و توی اون دنیای لخت و عریان به موجودات ترسناکی تبدیل میشن، فیلم اونقدر لذتبخش و پر از تنش عصبیه که آدم اصلاً وقت نمیکنه بخواد ایرادهای بنیاسرائیلی بگیره. تازه، یکچهارم پایانی فیلم خودش یه کلاس درس در ژانر وحشت پرانرژیه؛ جایی که بازماندهها فکر میکنن جای امنی پیدا کردن، اما میفهمن که هیولاها فقط به آدمهای آلوده محدود نمیشن. یه پایانبندی فوقالعاده، خونی و دیوانهوار داره که با موسیقی ساده اما به شدت تاثیرگذار مورفی همراهی میشه.
راحت میشه فهمید چرا این فیلم توی آمریکا به یه بمب باکسآفیس تبدیل شد؛ بعد از یه سود معمولی در بریتانیا، فیلم به آمریکا رفت و حسابی ترکوند. به نظرم آمریکاییها از تماشای یه اثر خام و بیپرده در زیرژانر وحشتی که اون زمان فقط منتظر بود رومرو دوباره به اوج برگرده، لذت بردن. فیلم در سطح جهانی بیش از ۷۰ میلیون دلار سود کرد که خودش گویای همه چیزه. موفقیت فیلم باعث شد دنبالهای براش ساخته بشه که بویل و گارلند از صندلی کارگردانی و نویسندگی کنار رفتن و تهیهکنندگی «۲۸ هفته بعد» رو بر عهده گرفتن. اون فیلم به اندازه «۲۸ روز بعد» خام و بکر نیست، اما خونینتره و خودش یه فیلم ترسناک عالی در سبک «مبتلایان» به حساب میاد و قطعاً دنباله شایستهای برای اثر دقیق بویل و گارلند در سال ۲۰۰۲ هست. یه تیم بازیگری عالی و یه ایده جذاب که توی یه فیلم ترسناک خوشساخت، حسابی به دل ماجرا میزنن. ۸.۵ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «۲۸ روز بعد» با بودجه خیلی کمی در اوایل دوران سینمای دیجیتال ساخته شد، برای همین آره، وقتی الان بهش نگاه میکنی یه جورایی انگار با نوکیا ۳۳۱۰ فیلمبرداری شده! و آره، این فیلم مسئول اصلی اون سیل عظیم و حالبههمزن فیلمهای زامبی بود که بعدش راه افتاد و تازه داریم از دستشون راحت میشیم؛ اما با همه اینها، فیلم واقعاً **خوبه**.
_نمره نهایی: ۴ ستاره - به شدت جذاب. یکی از محبوبهای شخصی من._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از بهترین فیلمهای زامبی که تا حالا ساخته شده و کلی «اولین» توی این ژانر داشت:
۱. اولین فیلمی که با یه توضیح واقعی درباره اینکه چی باعث طاعون زامبی شده شروع میشه.
۲. اولین فیلمی که یه گله «مبتلا» با سرعت بالا رو معرفی کرد که تنش رو به شدت بالا برد.
۳. اولین فیلمی که آدمها رو بلافاصله (توی چند ثانیه) آلوده میکرد.
همچنین یکی از بهترین موسیقی متنهای سینما رو داره که با آثار کلاسیک John Carpenter (جان کارپنتر) مثل «Halloween» و «The Thing» رقابت میکنه. واقعاً عجیبه که موسیقی چطور میتونه یه فیلم یا یه سکانس رو بالا ببره. بزرگترین مشکل فیلم که البته منصفانه بخوایم بگیم تقصیر دنی بویل و تیمش نیست چون اون موقع نمیتونستن پیشبینی کنن، اینه که با کیفیت پایین SD فیلمبرداری شده و تماشای اون روی تلویزیونهای بزرگ HD یا 4K امروزی تقریباً غیرممکنه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«۲۸ روز بعد» یه فیلم ترسناک بریتانیایی به کارگردانی Danny Boyle (دنی بویل) و با بازی Cillian Murphy (کیلین مورفی) و Naomie Harris (نائومی هریس) هست. فیلم داستان Jim (جیم) رو روایت میکنه؛ پیک موتوریای که از کما بیدار میشه و میبینه لندن متروکه شده و آدمهای آلوده به ویروس خشم همه جا رو گرفتن.
سکانس افتتاحیه فیلم یکی از ماندگارترین و قدرتمندترین شروعها در تاریخ سینمای وحشته. جیم توی اتاق بیمارستان بیدار میشه و میبینه دنیایی که میشناخته ناپدید شده؛ خیابونهای لندن که به طرز عجیبی خالی هستن، یه فضای دلهرهآور و شوم ایجاد کردن. ریتم فیلم خیلی حسابشدهست و تنش رو ذرهذره بالا میبره تا مخاطب رو میخکوب کنه. آدمهای آلوده وحشتناک، سریع و به شدت خشن هستن و استفاده فیلم از صدا و نورپردازی، تاثیر اونا رو چند برابر کرده.
یکی از نقاط قوت فیلم، بازی عالی کیلین مورفی و نائومی هریس هست. مورفی در نقش جیم، مردی که برای بقا در دنیایی دیوانه تلاش میکنه، بازی متقاعدکنندهای ارائه میده. هریس هم در نقش Selena (سلینا) میدرخشه؛ بازماندهای سرسخت که یاد گرفته چطور در خطرات این دنیای جدید دوام بیاره. تمهای فیلم مثل بقا، فقدان و انعطافپذیری روح انسان، عمیق و تاملبرانگیز هستن. جلوههای بصری و فیلمبرداری هم درجه یکه، مخصوصاً نماهای فراموشنشدنی از لندن خالی و سکانسهای اکشن نفسگیر.
در کل، «۲۸ روز بعد» یه شاهکار در ژانر وحشته که استانداردها رو بالا برد. بازیگری، ریتم و جلوههای بصری عالی، تجربهای فراموشنشدنی رو رقم میزنن. من به این فیلم نمره ۸ از ۱۰ میدم.
نوشته و نقد شده توسط RSOliveira
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با وجود اینکه به یه گروه از فعالان حقوق حیوانات هشدار داده میشه که میمونهایی که میخوان از آزمایشگاه آزاد کنن آلوده به بیماری هستن، اونا باز هم یکیشون رو آزاد میکنن. چشم به هم میزنی میبینی یک ماه گذشته و Jim (جیم) با بازی Cillian Murphy (کیلین مورفی) توی بیمارستان تک و تنها بیدار میشه. پرنده هم پر نمیزنه. جیم که نمیتونه کل فیلم رو لخت بگرده، یه لباس بیمارستانی پیدا میکنه و میره بیرون تا بفهمه چه بلایی سر شهر اومده و چرا همه جا خالیه. درسته که اون نقشی در پخش ویروس نداشته، اما حالا باید با عواقبش دست و پنجه نرم کنه.
خوشبختانه با Selena (سلینا) و Mark (مارک) آشنا میشه که اونو از دست یه گله زامبی نجات میدن و ماجراجویی خطرناکشون برای پیدا کردن بازماندهها و یه جای امن شروع میشه. یه پیام رادیویی بهشون امید میده و اونا با دوستهای جدیدشون Frank (فرانک) و دخترش Hannah (هانا) با یه تاکسی مشکی به سمت منچستر راه میافتن. رسیدن اونا به مقصد با تراژدی همراهه اما باعث میشه با آخرین بازماندههای ارتش به فرماندهی سرگرد West (وست) آشنا بشن. خیلی زود میفهمن که این دنیای جدید اصلاً جای امنی نیست و باید به فکر فرار باشن...!
این یه داستان آخرالزمانی خیلی تاثیرگذار از فساد علم و اخلاقه. در بخش اول فیلم، دیالوگها خیلی کمه و اجازه داده شده تا فیلمبرداری وهمآلود و موسیقی متن لندن متروکه، فضا رو برامون بسازه. بعد از اون، شاید نویسندگی در بهترین سطحش نباشه، اما حس تهدیدی که از شخصیت اکلستون ساطع میشه و اعتماد به نفس هریس و برنز جوان، به خوبی اون حس خفقانآور خطر رو منتقل میکنه. فیلم در لحظاتی سیاه و تهدیدآمیزه، اما طنز تلخ هم داره و در نهایت نگاهی جالب به جنبههای زشت و غریزی بشریت میندازه. دنی بویل و الکس گارلند چند تا غافلگیری هم برای آخر داستان نگه داشتن و مورفی هم با بازی زیرپوستی و قدرتمندش، همه چیز رو به هم پیوند میده.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میفهمم چرا «۲۸ روز بعد» یه کلاسیک در ژانر وحشت محسوب میشه. این فیلم ژانر زامبی رو دوباره زنده کرد و در عین حال یه روایت تاملبرانگیز درباره طبیعت انسان و فروپاشی جامعه ارائه داد. استفاده از ویدیو دیجیتال باعث شده اتمسفر فیلم خیلی ملموس و درگیرکننده باشه و بازی کیلین مورفی که باعث شهرتش شد، واقعاً دیدنیه. من واقعاً ازش لذت بردم!
امتیاز: +B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «۲۸ روز بعد» حرف نداره! به عنوان کسی که عاشق سریال «The Walking Dead» هست، مشخص بود که از این فیلم لذت میبرم؛ داستانش دقیقاً مثل اپیزودهای TWD پیش میره و تمام اون حس و حال رو داره که نکته مثبتیه. راستی، لیست بازیگرها رو دیدین؟ کیلین مورفی، نائومی هریس، برندن گلیسون، کریستوفر اکلستون. همهشون عالی بازی کردن. مورفی که ستاره اصلیه، اما هریس و گلیسون هم توی نقشهاشون خیلی خوبن. شخصیت اکلستون هم با اینکه قابل پیشبینی بود، اما سرگرمکننده از آب دراومده. جلوههای بصری، مخصوصاً لوکیشنهای لندن، خیرهکنندهست؛ مخصوصاً وقتی میخونی که پشت صحنه چطور این صحنهها رو گرفتن. گریم و جلوههای مربوط به مردهها هم در کنار موسیقی متن قوی، خیلی خوب کار شده.
2025-07-03