اژدهای سرخ

اژدهای سرخ

ویل گراهام (Will Graham)، مامور بازنشسته و آسیب‌دیده اف‌بی‌آی، پس از آنکه در جریان تعقیب دیوانه‌ای گریزپا به نام دکتر هانیبال لکتر (Dr. Hannibal Lecter) به سختی از مرگ نجات یافت، دوباره خود را در میانه میدان می‌بیند. در حالی که قاتل زنجیره‌ای هیولاصفت دیگری معروف به «پری دندان» (The Tooth Fairy) بالتیمور را به وحشت انداخته، گراهام با اکراه به سراغ لکتر می‌رود؛ نابغه شروری که سه سال طولانی است پشت میله‌های زندان به سر می‌برد تا در این پرونده دشوار و حساس به او کمک کند. اما برای نفوذ به ذهن منحرف یک قاتل، انسان باید ابتدا با شیاطین درونی خود روبرو شود و ویل از قبل می‌داند که دستیار زندانی و مجنونش، یک فریب‌دهنده حرفه‌ای است. آیا گراهام می‌تواند پیش از آنکه خانواده دیگری قربانی شود، «اژدهای سرخ» هولناک را پیدا کند؟

سال انتشار: 2002 کارگردان: Brett Ratner ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Thomas Harris، Ted Tally امتیاز: 7.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«من یک انسان نیستم. به عنوان یک انسان شروع کردم، اما حالا دارم به چیزی فراتر از یک انسان تبدیل می‌شوم، همان‌طور که خودتان شاهد خواهید بود.»

«اژدهای سرخ» (Red Dragon) بر اساس رمانی به همین نام نوشته توماس هریس (Thomas Harris) ساخته شده و کارگردانی آن بر عهده برت رتنر (Brett Ratner) و نویسندگی‌اش بر عهده تد تالی (Ted Tally) بوده است. ستارگانی چون ادوارد نورتون (Edward Norton)، آنتونی هاپکینز (Anthony Hopkins)، رالف فاینز (Ralph Fiennes)، امیلی واتسون (Emily Watson)، هاروی کایتل (Harvey Keitel)، مری-لوئیز پارکر (Mary-Louise Parker) و فیلیپ سیمور هافمن (Phillip Seymour Hoffman) در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. دانته اسپینوتی (Dante Spinotti) مدیر فیلمبرداری و دنی الفمن (Danny Elfman) آهنگساز فیلم است.

«اژدهای سرخ» پیش‌درآمدی بر فیلم بسیار موفق «سکوت بره‌ها» (Silence of the Lambs) است. این داستان قبلاً در سال ۱۹۸۶ با نام «شکارچی انسان» (Manhunter) به کارگردانی مایکل مان (Michael Mann) ساخته شده بود. نشانه‌ها برای «اژدهای سرخ» خیلی خوب نبود؛ سال قبل ریدلی اسکات (Ridley Scott) دنباله «سکوت بره‌ها» یعنی «هانیبال» (Hannibal) را ساخته بود که نتیجه‌اش چندان چنگی به دل نمی‌زد. کارگردان این فیلم هم کسی بود که کارهای سطحی مثل «ساعت شلوغی ۱ و ۲» (Rush Hour) را در کارنامه داشت، در حالی که نسخه مایکل مان از این داستان به عنوان یک اثر کالت و خاص شناخته می‌شد.

خوشحالم بگویم که با وجود اینکه فیلم در سطح «سکوت بره‌ها» نیست، اما اثری سرگرم‌کننده است که واقعاً موفق می‌شود حس ناامنی و ترس را منتقل کند. اول از همه باید فاکتور هانیبال لکتر را کنار بگذارید تا بتوانید از خود فیلم لذت ببرید. لکتر (با بازی هاپکینز که انگار فقط دارد تفریح می‌کند و خیلی به خودش فشار نمی‌آورد) یک شخصیت فرعی است. مهم است؟ بله! اما همچنان نسبت به ویل گراهام (ادوارد نورتون)، مامور بااستعداد اما آشفته اف‌بی‌آی، و فرانسیس دلاراید (رالف فاینز)، قاتل زنجیره‌ای دیوانه معروف به «پری دندان»، در حاشیه قرار دارد.

«اژدهای سرخ» قبل از هر چیز یک داستان کارآگاهی جذاب است و رتنر و تالی به درستی از بخش‌هایی از رمان هریس استفاده کرده‌اند که باعث موفقیت کتاب شده بود. البته بخش‌هایی را هم خودشان اضافه کرده‌اند (سکانس قبل از تیتراژ شامل لکتر و گراهام همه چیز را عالی زمینه‌سازی می‌کند)، اما در نهایت روایتی وفادارانه از یک داستان گیرا و دلهره‌آور است. سازندگان به درستی فیلم را با بازیگران باکیفیت پر کرده‌اند. نورتون نقش گراهام را خیلی خوب و کنترل‌شده بازی می‌کند؛ شخصیتی که نمی‌تواند از شغلی که خانواده‌اش را تهدید می‌کند دور بماند و با پیش رفتن داستان، به راحتی می‌توان با او همراه شد. فاینز هم زیاده‌روی نمی‌کند؛ با فیزیک بدنی عالی و چشم‌های آبی نافذش، بدون اینکه به یک کاریکاتور تبدیل شود، حس تهدید را منتقل می‌کند. هافمن برای نقش خبرنگار موذی عالی بود چون این کار را خیلی خوب بلد است، در حالی که کایتل هم در نقش جک کرافورد بازی استواری ارائه می‌دهد.

اما بازی اصلی و متاسفانه نادیده گرفته شده، متعلق به امیلی واتسون در نقش ریبای نابینا است. واتسون سخت‌ترین بخش کار را بر عهده دارد و با بازی تاثیرگذارش که ترکیبی از جسارت، غم و لطافت است، عالی ظاهر می‌شود. فیلم کمی بیش از حد صیقل‌خورده است و رتنر نتوانسته آن فضای اتمسفریک و تاریکی که در ذات داستان است را کاملاً خلق کند. اما فیلم به وعده‌اش عمل می‌کند و نه تنها شروع خوبی دارد، بلکه روایت دقیق هریس را هم به خوبی پیاده می‌کند. ۷/۱۰

2020-04-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

جدی جدی شاید این تنها کار خوبی باشد که برت رتنر (Brett Ratner) تا حالا انجام داده. منظورم فقط فیلم‌هایی که ساخته نیست، بلکه هر کاری که در کل زندگی‌اش انجام داده. به پای کتاب یا فیلم «سکوت بره‌ها» (Silence of the Lambs) نمی‌رسد (هرچند فهمیدن بخش دوم کمی برایم زمان برد)، اما من این فیلم را هر چند وقت یک‌بار تماشا می‌کنم و هنوز از آن خسته نشده‌ام. **نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً دوستش داشتم. پیشنهاد می‌کنم حتماً براش وقت بذارید.**

2020-06-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

ویل گراهام (Will Graham)، مامور بازنشسته اف‌بی‌آی (ادوارد نورتون)، دوباره خود را در حال همکاری با هانیبال لکتر (Hannibal Lecter) می‌بیند؛ کسی که سال‌ها پیش گراهام به سختی از دستش جان سالم به در برده بود. این بار آن‌ها به دنبال «پری دندان» (Ralph Fiennes) گریزپا هستند که در مرکز شهر بالتیمور پرسه می‌زند و هر ماه کامل را بهانه‌ای برای قتل‌عام دو خانواده (که ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارند) قرار می‌دهد. نورتون در این نقش عالی است؛ او با مهارت زیادی مرز بین یک مامور آسیب‌دیده و یک کارآگاه فداکار و تقریباً وسواسی را حفظ می‌کند. هاپکینز کمتر در صحنه حضور دارد، اما همچنان همان حس تهدیدی را که فقط خودش بلد است، منتقل می‌کند. فاینز هم نگاهی سرشار از جنون و شرارت دارد که در کنار اقتباس ماهرانه تد تالی از رمان رابرت هریس، دو ساعت درام پر از تنش و تعلیق خلق می‌کند. این فیلم سبک یا سرعتِ دنباله‌اش (محصول ۱۹۹۱) را ندارد، اما شاید دلیلش این باشد که ما ده سال وقت داشتیم تا بفهمیم این شخصیت‌پردازی‌های اصلی چقدر قدرتمند بوده‌اند. با این حال، هنوز هم ارزش دیدن دارد و ترکیبی خوب از وحشت و شرارت را در داستانی نفس‌گیر ارائه می‌دهد.

2023-09-03