Chicago
دو زن قاتل به نامهای ولما کلی (Catherine Zeta-Jones) (خواننده و اغواگری که پس از دیدن همسر و خواهرش در تختخواب، آنها را به قتل رسانده) و راکسی هارت (Renée Zellweger) (که پس از فهمیدن اینکه دوستپسرش قرار نیست او را به یک ستاره تبدیل کند، او را کشته است) در دهه ۱۹۲۰ شیکاگو، خود را در صف اعدام میبینند. آنها برای کسب شهرتی که میتواند آنها را از چوبه دار نجات دهد، با یکدیگر به رقابت میپردازند.
سال انتشار: 2002 کارگردان: Rob Marshall ژانر: Comedy، Crime، Musical نویسندگان: Bill Condon، Bob Fosse، Fred Ebb امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کلی دختر که با لباسهای زرقوبرقدار و لباس زیر اینور اونور میپلکن! در شیکاگوی اواسط دهه ۲۰، ولما کلی (کاترین زتا جونز) و راکسی هارت (رنی زلوگر) به خاطر قتل معشوقههای خودشون در صف اعدام قرار میگیرن و با کمک یه وکیل زبل (ریچارد گیر)، سعی میکنن با موجسواری روی شهرت، خودشون رو از طناب دار نجات بدن. جان سی ریلی نقش شوهر دوستداشتنی اما خنگ راکسی رو بازی میکنه و لطیفه هم در نقش زندانبان طماع حضور داره.
بعضیها از این موزیکال هجوآمیز و سرگرمکننده به خاطر «کثیف» بودنش انتقاد میکنن، اما واقعاً سخته که بخوای فساد رسانهها و سیستم (بی)عدالتی رو مسخره کنی ولی اون لجنزار و کثافتکاریها رو نشون ندی. اصلاً هدف نمایشنامه اصلی «شیکاگو» محصول ۱۹۲۶ و تمام نسخههای بعدیش، از جمله همین فیلم تحسینشده سال ۲۰۰۲، همینه: به تصویر کشیدن و نقد تند و تیز فساد از طریق یه موزیکال طنزآمیز. «شیکاگو» بدون این کثافتکاریها مثل «اینک آخرالزمان» بدون جنگ میمونه.
باورتون بشه یا نه، فیلم بر اساس داستان واقعی دو زن به نامهای بیولا آنان (راکسی) و بلوا گارتنر (ولما) ساخته شده که در بهار ۱۹۲۴ در دو حادثه جداگانه به خاطر قتل معشوقههاشون زندانی شدن. گزارشهای واقعی پر از مسائل جنسی و خشونت بود و در نهایت هر دو تبرئه شدن. مورین دالاس واتکینز نمایشنامه اصلی رو نوشت که قرار بود یه هجویهی گزنده از بیاخلاقیهای شیکاگو در دهه ۲۰ باشه. جالبه بدونید واتکینز خودش خبرنگار شیکاگو تریبون بود که دادگاههای جنجالی رو پوشش میداد و شخصیت مری سانشاین (کریستین بارانسکی) در فیلم در واقع خود اونه. چندین شخصیت فرعی دیگه هم بر اساس آدمهای واقعی مثل خبرنگارها، وکیلها و زندانیها ساخته شدن.
من خیلی اهل موزیکال نیستم، به جز مواردی مثل «مولن روژ» (۱۹۵۲) و «جادوگر شهر آز» (۱۹۳۹)، اما «شیکاگو» به دلم نشست؛ اونم فقط به خاطر اون همه زن زیبایی که با لباسهای خاص دهه ۲۰ اینطرف و اونطرف میرن. دقیقاً به همین دلیله که عاشق اسکیت نمایشی هستم! بعد از تصویب متمم نوزدهم، زنهای آمریکایی داشتن از آزادیهای جدیدشون لذت میبردن و «شیکاگو» این رهایی سرخوشانه رو به خوبی نشون میده. همچنین از فیلم خوشم اومد چون ریچارد گیر عالیه و چند تا بخش خلاقانه هم داره، مثل اون صحنه خیمهشببازی و رقص تپ. تمام بخشهای موزیکال در واقع توی تخیل راکسی اتفاق میافتن، به جز آهنگ افتتاحیه «All that Jazz» که ولما توی کلاب اجرا میکنه و صحنه فینال که هر دو با هم هستن.
زمان فیلم: ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه. نمره من: B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خطر لو رفتن داستان!
راب مارشال (کارگردان Into the Woods) و بیل کاندون (نویسنده Dreamgirls) یه هجویه جذاب و تماشایی درباره مجرمهای سلبریتی ساختن. این فیلم که بر اساس نمایشنامه سال ۱۹۷۵ ساخته شده، با بازی رنی زلوگر، کاترین زتا جونز و ریچارد گیر، ما رو به دوران جاز در شیکاگو میبره. داستان درباره دو زنه که به جرم قتل زندانی شدن و امیدوارن با رسیدن به شهرت و ثروت، از اعدام قسر در برن.
ولما کلی (زتا جونز) یه هنرمند نمایشهای وودویل هست که درست قبل از اجرا، خواهر و شوهرش رو میکشه. راکسی هارت (زلوگر) در حالی که ولما رو الگو خودش قرار داده، اجراش رو تماشا میکنه و آرزو داره یه روز مثل اون روی صحنه باشه. راکسی فکر میکنه با کمک فرد کیسلی (دومینیک وست) به آرزوش میرسه، اما وقتی میفهمه فرد یه آدم دروغگو و زنبارهست، از روی عصبانیت و برای انتقام اون رو میکشه. اول سعی میکنه شوهرش آموس (جان سی ریلی) رو متقاعد کنه که قتل رو گردن بگیره، اما نقشهاش لو میره و بازداشت میشه. اونجا میفهمه که ممکنه اعدام بشه.
راکسی با زندانبان فاسد اما حمایتگر، ماما مورتون (کوئین لطیفه) آشنا میشه که بهش یاد میده چطور دل دادگاه رو به دست بیاره. بعد هم با بیلی فلین (ریچارد گیر)، وکیل خوشسر و زبون و فاسدی آشنا میشه که مصممه پرونده رو ببره. بیلی با یه داستان ساختگی که راکسی برای دفاع از خودش فرد رو کشته، رسانهها رو خام میکنه. در همین حال، راکسی و ولما با هم سرشاخ میشن چون حالا اسم راکسیه که تیتر اول روزنامههاست. شهرت راکسی داشت کمرنگ میشد که با ادعای دروغین بارداری دوباره سر زبونها میافته. اون که حالا خیلی مغرور شده، بیلی رو اخراج میکنه چون فکر میکنه خودش تنهایی میتونه برنده بشه، اما وقتی اعدام یه زندانی دیگه رو میبینه، ترس برش میداره و دوباره بیلی رو استخدام میکنه.
از اون طرف آموس به بچه شک میکنه و وقتی میفهمه بچه مال اون نیست، درخواست طلاق میده. روز دادگاه، بیلی با نمایشبازی کردن، دادگاه رو به هم میریزه و هیئت منصفه رو متقاعد میکنه که راکسی بیگناهه. آموس هم میفهمه قضیه بارداری کلک بوده و بالاخره راکسی رو ترک میکنه. حالا که راکسی آزاده، سعی میکنه به آرزوش برسه، اما ولما بهش میگه شیکاگو دیگه دنبال اجرای تکنفره نیست. راکسی اول به خاطر رفتارهای ولما در زندان پیشنهادش رو رد میکنه، اما ولما متقاعدش میکنه که برای شریک بودن لازم نیست حتماً با هم دوست باشن. در نهایت آرزوی راکسی برآورده میشه و اون و ولما تبدیل به داغترین گروه نمایشی شیکاگو میشن. اما یه سوال باقی میمونه: آیا واقعاً این اتفاقها افتاد یا همهاش توی ذهن راکسی بود؟
شدیداً پیشنهاد میشه. این فیلم یکی از بهترین بازیها و آوازهایی رو داره که تا حالا دیدم. واقعاً لایق هر ۶ تا جایزه اسکاری که برد بود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دم راب مارشال گرم که یه تیم بازیگری رو انتخاب کرد که شاید در نگاه اول برای این داستان بدیهی به نظر نمیرسیدن، اما اونا رو به یه سهگانه سرگرمکننده تبدیل کرد. فیلمنامه نسبت به نسخه اصلی کمی تلطیف شده و راستش رو بخواید یکم لاغره: «راکسی» (رنی زلوگر) و «ولما» (کاترین زتا جونز) هر دو قاتلهای محکومی هستن که برای فرار از اعدام دست به هر کاری میزنن. اونا با استفاده از مهارت رقص و استعدادشون در جلب توجه رسانهها، سعی میکنن وکیل دغلبازی به نام «بیلی فلین» (ریچارد گیر) رو استخدام کنن تا از چنگ زندانبان، «ماما مورتون» (با بازی عالی کوئین لطیفه) خلاص بشن.
البته همه اینها در حاشیه ظاهر خیرهکننده فیلم قرار میگیره. گاهی اوقات لباسها یکم گیجکننده میشن چون انگار بین دهه ۱۹۲۰ و استایلهای فیلم «تب شب یکشنبه» گیر کردن، اما همهچیز درباره استایله و هر دو بازیگر اصلی هم به خوبی از پسش براومدن. زتا جونز به خصوص یه جذابیت باکلاس توی بازیش داره؛ زلوگر بیشتر معصومیت رو نشون میده و ریچارد گیر هم بهترین انتخاب برای این نقش بود و ثابت کرد که اونم میتونه حسابی ما رو به وجد بیاره. نمایشنامه اصلی فاسی همچنان ستون فقرات کاره و آهنگهای کاندر و اب مثل «All That Jazz»، «Funny Honey» و «Razzle Dazzle» با طراحی رقص فوقالعادهای اجرا شدن. من هنوز اون فضای صمیمی و خشن اجرای تئاتر رو ترجیح میدم، اما به عنوان یه اقتباس سینمایی، این فیلم واقعاً سرگرمکننده و ارزش دیدن رو داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دم راب مارشال گرم که یه تیم بازیگری رو انتخاب کرد که شاید در نگاه اول برای این داستان بدیهی به نظر نمیرسیدن، اما اونا رو به یه سهگانه سرگرمکننده تبدیل کرد. فیلمنامه نسبت به نسخه اصلی کمی تلطیف شده و راستش رو بخواید یکم لاغره: «راکسی» (رنی زلوگر) و «ولما» (کاترین زتا جونز) هر دو قاتلهای محکومی هستن که برای فرار از اعدام دست به هر کاری میزنن. اونا با استفاده از مهارت رقص و استعدادشون در جلب توجه رسانهها، سعی میکنن وکیل دغلبازی به نام «بیلی فلین» (ریچارد گیر) رو استخدام کنن تا از چنگ زندانبان، «ماما مورتون» (با بازی عالی کوئین لطیفه) خلاص بشن.
البته همه اینها در حاشیه ظاهر خیرهکننده فیلم قرار میگیره. گاهی اوقات لباسها یکم گیجکننده میشن چون انگار بین دهه ۱۹۲۰ و استایلهای فیلم «تب شب یکشنبه» گیر کردن، اما همهچیز درباره استایله و هر دو بازیگر اصلی هم به خوبی از پسش براومدن. زتا جونز به خصوص یه جذابیت باکلاس توی بازیش داره؛ زلوگر بیشتر معصومیت رو نشون میده و ریچارد گیر هم بهترین انتخاب برای این نقش بود و ثابت کرد که اونم میتونه حسابی ما رو به وجد بیاره. نمایشنامه اصلی فاسی همچنان ستون فقرات کاره و آهنگهای کاندر و اب مثل «All That Jazz»، «Funny Honey» و «Razzle Dazzle» با طراحی رقص فوقالعادهای اجرا شدن. من هنوز اون فضای صمیمی و خشن اجرای تئاتر رو ترجیح میدم، اما به عنوان یه اقتباس سینمایی، این فیلم واقعاً سرگرمکننده و ارزش دیدن رو داره.