Good Bye, Lenin!

Good Bye, Lenin!

آلمان شرقی، سال ۱۹۸۹: مرد جوانی علیه رژیم اعتراض می‌کند. مادرش شاهد دستگیری او توسط پلیس است و دچار حمله قلبی شده و به کما می‌رود. چند ماه بعد، دیگر خبری از جمهوری دموکراتیک آلمان (DDR) نیست و مادر از کما بیدار می‌شود. از آنجایی که او باید از هرگونه هیجانی دوری کند، پسرش سعی می‌کند در آپارتمانشان دوباره فضای آلمان شرقی را برای او بازسازی کند. اما دنیا خیلی تغییر کرده است.

سال انتشار: 2003 کارگردان: Wolfgang Becker ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Bernd Lichtenberg، Wolfgang Becker، Achim von Borries امتیاز: 7.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

دنیل برول (Daniel Brühl) توی این درام کاملاً تخیلی اما لذت‌بخش، خیلی خوب بازی کرده. اون و خواهرش «آریان» (Maria Simon) توی آلمان شرقی با مادرشون (Katrin Sass) زندگی می‌کنن که یه شهروند وفاداره و تازه به خاطر فعالیت‌های سوسیالیستی‌ش مدال گرفته. موضوع اینه که سال ۱۹۸۹ هست و رژیم هونکر داره از هم می‌پاشه. مردم توی خیابون‌ها هستن و یکی از اون‌ها هم «الکس» هست. وقتی پلیس توی خیابون بازداشتش می‌کنه، مادرش سعی می‌کنه دخالت کنه اما همون‌جا سکته می‌کنه و می‌ره توی کما. الکس زود آزاد می‌شه و برای مدتی اون و خواهرش و دوست‌پسرِ خواهرش باید به زندگی‌شون ادامه بدن، در حالی که مادر با دستگاه توی بیمارستان نفس می‌کشه.

چند ماه بعد، مادر بیدار می‌شه. دکترها می‌گن باید استراحت کنه و آروم باشه، برای همین بچه‌هاش فکر می‌کنن شاید الان وقت خوبی نباشه که بهش بگن دیوار برلین فرو ریخته و اون ماشین «ترابانت» که آرزوش رو داشت، الان دیگه می‌تونه یه «فولکس‌واگن» باشه! آخه چطوری می‌تونن همچین اتفاقات بزرگی رو ازش مخفی کنن، مخصوصاً وقتی تلویزیون مدام داره همینا رو نشون می‌ده؟ اینجاست که الکس از پرستار مادرش/دوست‌دختر خودش «لارا» (Chulpan Khamatova) و دوست خلاقش «دنیس» (Florian Lukas که واقعاً صحنه‌ها رو از آن خودش می‌کنه) کمک می‌گیره و بعدش می‌بینیم که مادر همون غذاهای قدیمی رو می‌خوره، خونه به سبک دهه ۸۰ برمی‌گرده و یه جوری اخبار رو دستکاری می‌کنن که انگار هنوز آلمان شرقی در اوج قدرته.

اما تا کی می‌تونن این بازی رو ادامه بدن؟ بالاخره اون زن می‌خواد بره بیرون یا حداقل از پنجره نگاهی بندازه. با اینکه کل داستان یکم غیرمنطقی به نظر می‌رسه، اما این سوال رو مطرح می‌کنه که ما برای محافظت از عزیزانمون در برابر استرس و تروما تا کجا پیش می‌ریم. هرچی ماجراها احمقانه‌تر می‌شه، بازی برول هم تماشایی‌تر می‌شه. فیلم از نشون دادن مشکلاتی که مردمِ وابسته به دولت باهاش روبرو شدن هم فرار نمی‌کنه؛ مردمی که حالا باید توی یه دنیای بی‌رحم گلیم خودشون رو از آب بکشن. این موضوع وقتی به خوبی نشون داده می‌شه که واحد پولشون با مارک آلمان ادغام می‌شه و اون‌ها نمی‌تونن پس‌انداز مادر رو پیدا کنن! با خلق چنین موقعیت‌های مضحکی، فیلم به شکلی کمدی، پوچیِ سیاست‌های متعصبانه و تا حدی روابط خانوادگی رو به تصویر می‌کشه. فیلمنامه دقیق برند لیشتنبرگ (Bernd Lichtenburg) دیالوگ‌های خیلی طبیعی و تاثیرگذاری به همه داده که هم ما رو می‌خندونه و هم به فکر فرو می‌بره. در نهایت، همه چیز حول محور برول می‌چرخه و اون هم عالی از پسش برمی‌آید. این فیلم ارزش دو ساعت وقت گذاشتن رو داره.

2025-03-12