استاد و فرمانده: از آن سوی جهان:
در آوریل ۱۸۰۵ و در طول جنگهای ناپلئونی، ناوچه بریتانیایی «اچ.ام.اس سورپرایز» (H.M.S. Surprise) تحت فرماندهی کاپیتان جک آبری (Jack Aubrey) قرار دارد. دستورات فعلی آبری و سورپرایز این است که یک کشتی خصوصی فرانسوی به نام «آکرون» (Acheron) را تعقیب کرده و آن را تصرف یا نابود کنند. آکرون در حال حاضر در اقیانوس اطلس در نزدیکی آمریکای جنوبی است و به سمت اقیانوس آرام میرود تا دامنه جنگهای ناپلئون را گسترش دهد. این مأموریت دشوار خواهد بود، زیرا آبری در نبرد اولیه با آکرون به سرعت متوجه میشود که این کشتی بزرگتر و سریعتر از سورپرایز است و سورپرایز را در موقعیت ضعف قرار میدهد. تکروی آبری در این تعقیب به ظاهر غیرممکن، او را در مقابل دکتر و طبیعتشناس سورپرایز، استفن ماتورین (Stephen Maturin)، که همچنین مورد اعتمادترین مشاور و نزدیکترین دوست آبری در کشتی است، قرار میدهد. آبری که با موانع داخلی دیگری نیز روبرو است که منجر به آنچه خدمه آن را یک رشته بدشانسی میدانند شده، در نهایت از اکتشافات علمی ماتورین استفاده میکند تا راهی برای دستیابی به هدف به ظاهر غیرممکن خود و کشتی پیدا کند.
سال انتشار: 2003 کارگردان: Peter Weir ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Patrick O'Brian، Peter Weir، John Collee امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به خاطر انگلستان، به خاطر خانه، و به خاطر جایزه! «ناخدا و فرمانده: آخر دنیا» به کارگردانی پیتر ویر (Peter Weir) ساخته شده و راسل کرو (Russell Crowe) در نقش جک آبری و پل بتانی (Paul Bettany) در نقش استفن ماتورین در آن بازی میکنند. این فیلم از رمانهای مختلف مجموعه «آبری-ماتورین» نوشته پاتریک اوبراین (Patrick O'Brian) اقتباس شده است. داستان فیلم در سال ۱۸۰۵، در طول جنگهای ناپلئونی اتفاق میافتد و کاپیتان جک آبری و خدمه ناوچه بریتانیایی اچ.ام.اس سورپرایز مأموریت دارند کشتی خصوصی فرانسوی آکرون را رهگیری، نابود یا به غنیمت بگیرند. اما آکرون (که خدمه سورپرایز آن را «شبح» مینامند) یک کشتی معمولی نیست و ناخدای آن بسیار باهوش است. بنابراین جک خوششانس کار سختی در پیش دارد؛ نه تنها در تعقیب آکرون، بلکه در هماهنگ کردن خدمه تحت فرمانش. به خصوص دوست وفادار و مورد اعتمادش، استفن.
از همان دقایق اول «ناخدا و فرمانده» کاملاً مشخص است که این یک فیلم جنگی دریایی بلاکباستری استاندارد نیست. اگر به دنبال یا انتظار یک کشتار موج به موج شبیه فیلمهای بروکهایمر هستید، بهتر است (یا باید) از آن دوری کنید. زیرا این یک فیلم پیتر ویر است، در واقع یک فیلم «تاریخی» پیتر ویر، که در آن توجه به جزئیات و پویایی شخصیتها حرف اول را میزند. مطمئناً در اینجا صحنههای نبرد وجود دارد، در ابتدا و انتها، و آنها هم فوقالعاده هستند، زیرا ابتدا گلولههای توپ به هدف برخورد کرده و آن را خرد میکنند (به کار صدا در اینجا توجه کنید)، و بعداً تیغهها به هم میخورند – واقعاً هیجانانگیز است. با این حال، این فیلم بیشتر به تنش ملموس، هم روی عرشه و هم روی امواج، علاقه دارد. تهدید هرگز دور نیست، دوباره، این موضوع با دوئل قریبالوقوع با آکرون و تعقیب/فرار تاکتیکی آبری از آن پوشش داده میشود.
همانطور که نقشههای آبری آشکار میشود، خدمه مجموعهای از درامهای شخصیتی را به ما ارائه میدهند تا ما را درگیر ترکیب پرسنل یک کشتی جنگی کنند. اینکه چگونه طبقات و مردان مختلف (حتی یک زن هم در فیلم نیست) در تمام سنین باید به عنوان یک واحد کارآمد برای بقا و پیروزی با هم کار کنند.
به جز یک میان پرده که در جزیره گالاپاگوس با فیلمبرداری باشکوه (برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای راسل بوید) میگذرد، ۹۹ درصد فیلم در دریا و روی یک کشتی تنگ میگذرد، این به شما میگوید که ویر علاقهمند به روایت یک داستان شخصیتمحور است، داستانی که بیش از هر چیز دیگری در واقعگرایی پوشانده شده است. همکاری ویر با متریال بسیار تحسین شده اوبراین، همکاری خوبی به نظر میرسید، و برای کسی مثل من که هرگز رمانهای اوبراین را نخوانده، همینطور است. جای تعجب نیست که بسیاری از طرفداران اوبراین از چیزهایی که در فیلم حذف شده، چیزهایی که برای شکل دادن کامل به دیدگاه ویر از شخصیتها اضافه شده، یا اینکه کرو به اندازه کافی «پاگواشی» (Pugwashy) نیست، ناراحت شدهاند. این شکایات اجتنابناپذیر بودند، زیرا تقریباً با هر اقتباسی از رمانها در این روزها همراه هستند. باید توجه داشت که ویر به شدت طرفدار اوبراین بود و در واقع همیشه از جزئیات دقیق و پیچیده نوشتههای او الهام میگرفت.
خود نویسنده چطور؟ خب او سه سال قبل از اکران فیلم درگذشت، اما همیشه چارلتون هستون (Charlton Heston) را برای نقش آبری در نظر داشت. بنابراین، چه کسی در دوران مدرن از نظر حضور فیزیکی روی پرده به هستون نزدیکتر است؟ البته راسل کرو. او نه تنها آن حضور را به شخصیت میآورد، بلکه عمق نیز میبخشد، زیرا آبری ویژگیهای زیادی دارد. قدرت، شرافت، سرسختی، رهبری و وفاداری برای یک ناخدا در دریاهای آزاد بدیهی است. با این حال، آبری آسیبپذیر، خودآگاه، شوخطبع است، محدودیتهای خود را میداند و میتواند به خودش بخندد. کرو هر لایه را کنار میزند و یک اجرای با کیفیت بالا ارائه میدهد – از اولین برخورد ما با کرو در نقش آبری، واقعگرایی مورد علاقه ویر تقویت میشود و در طول فیلم باقی میماند. بنابراین یک انتخاب بازیگر عالی بود، همانطور که انتخاب پل بتانی در نقش جراح کشتی، عاشق علم و طبیعت، و بهترین دوست کاپیتان، استفن ماتورین، عالی بود. بتانی و کرو در فیلم «ذهن زیبا» (۲۰۰۱) با هم دوست شده بودند، جایی که شیمی آنها روی پرده، یک فیلم خوب را به فیلمی حتی بهتر تبدیل کرد. اینجا هم همینطور است. رابطه استفن و جک هسته اصلی فیلم است، دو مرد بسیار متفاوت که مانند دو نخود در یک غلاف به هم نزدیک هستند، و استفن به عنوان رمزگشای مخاطب عمل میکند، زیرا اصطلاحات دریایی و دسیسههای تاکتیکی در داستان بافته میشوند. اینجاست که بتانی عالی عمل میکند، زیرا او نه تنها ما را به این دوستی گرم (افلاطونی) باورمند میکند، او همچنین باعث میشود از او حمایت کنیم، زیرا او در اصل فرد متفاوت این کشتی است. همدردی ما قاطعانه با اوست، شورشی دوستانه ما.
در مورد بقیه، بازیهای بیلی بوید (Billy Boyd)، جیمز دارسی (James D'Arcy) و ادوارد وودال (Edward Woodall) قابل توجه است، در حالی که لی اینگلبی (Lee Ingleby) یک بازی واقعاً صمیمانه و احساسی در نقش هالوم (Hollom) تسخیر شده ارائه میدهد.
البته فیلم بدون نقص نیست. سرعت فیلم گاهی اوقات افت میکند، و بخش میانی پر از دیالوگ ممکن است صبر برخی را به چالش بکشد، و فیلم به اندازه کافی طولانی نیست که به شخصیتهای اصلی پیشزمینهای برای کار مخاطب بدهد. با این حال، هنوز هم یک فیلم فوقالعاده است، سرشار از هوش و شخصیتپردازیهای جالب، و دارای آدرنالین، شوخطبعی و ناراحتی کافی برای پر کردن یک حماسه تاریخی پرهزینه دهه ۱۹۵۰. پس سوار شوید دوستان، زیرا این یک فیلمسازی با کیفیت است و باید با بهترین فرمت موجود دیده شود. ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این یک داستان دریایی هیجانانگیز با فیلمبرداری عالی است، اما همچنین رفاقت و روابط را به شکلی واقعگرایانه در یک کشتی جنگی بریتانیایی نشان میدهد. همانطور که گاهی اوقات اتفاق میافتد اما نه همیشه، من از این فیلم بیشتر از کتابی که بر اساس آن ساخته شده بود لذت بردم. اوبراین داستانهای دریایی عالی زیادی نوشته است، اما این یکی گیجم کرد. احساس میکردم باید چک کنم ببینم صفحات به ترتیب درست هستند یا نه. به نظر میرسد داستان در این اقتباس سادهتر شده است. (برخی ممکن است بگویند این چیز خوبی نیست!)
چند دقیقه اول فیلم بیننده را در اطراف کشتی حرکت میدهد و احساس کردم این یک بازنمایی واقعگرایانه از تجربه دریانوردی با آن کشتی است. صدای جیرجیر و سایر صداهای همیشگی، فضاهای تنگ اختصاص داده شده به خدمه، همه به من کمک کردند تا احساس کنم بیشتر از صرفاً خواندن در مورد آن، میدانم که اوضاع چگونه است. شخصیتهای زیادی در کشتی حضور دارند، بنابراین به ناچار برخی از آنها هرگز به طور کامل توسعه نیافتند، اما حتی نگاههای اجمالی که اینجا و آنجا به آنها داریم، نشان میدهد که آنها انسان هستند، نه کلیشه. چند پیچش داستانی نسبتاً بعید در اواخر فیلم وجود داشت، اما تا آن زمان من جذب داستان شده بودم و کاملاً با خدمه همراه بودم، بنابراین آنها را بخشیدم. من تا به حال دو بار «ناخدا و فرمانده» را تماشا کردهام و بدم نمیآید دوباره آن را ببینم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از «ناخدا و فرمانده: آخر دنیا» لذت بردم. صحنههای اولیه به طرز شگفتانگیزی (با توجه به تاریخ اکران نسبتاً نزدیک) شبیه به فیلم دیگری که در سال ۲۰۰۳ اکران شد، یعنی «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» است، با یک کشتی دشمن پنهان که در میان مه دیده میشود و سپس یک نفر شلیک غیرمنتظره توپ را میبیند و به بقیه میگوید پناه بگیرند... حتی شخصیتهای اصلی به نامهای جک (نقش اول!) و ویل هم وجود دارند! با توجه به این ارتباطات بامزه (برای من، چون دزدان دریایی کارائیب فیلم مورد علاقهام است)، فیلم البته مسیر خودش را ادامه میدهد و به نظرم نتیجه کار خیلی خوب از آب درآمده است. اکشن مداوم (که به طرز فوقالعادهای فیلمبرداری شده) یک نکته مثبت بزرگ است، همانطور که بازیهای راسل کرو و پل بتانی عالی هستند. ای کاش شخصیتپردازی بیشتری برای بازیگرانی که پشت سر کرو و بتانی بودند انجام میشد، چون من خیلی به آنها اهمیت ندادم، هرچند که بازیگران مکمل همگی قوی بودند.
2022-08-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چیزی که اینجا میبینید این است که کرو هنوز فکر میکند بزرگترین بازیگر تاریخ است. این موضوع تمام لذت فیلمی را که پتانسیل تبدیل شدن به یک حماسه دریایی بزرگ مانند «کاپیتان بلاد» را داشت، از بین میبرد. پیتر ویر به کرو اجازه میدهد تا دیوانه شود و شما تقریباً میتوانید غرور را ببینید که از منافذ هر صحنه چکه میکند، تا حدی که او اجازه نمیدهد پل بتانی بدرخشد، در حالی که بتانی خودش بازیگر خوبی است، همینطور جیمز دارسی. و باز هم، به نظر میرسد کرو میخواهد تمام افتخار بازیگری را در آنجا هم برای خودش بردارد. صادقانه بگویم، سخت است بنشینی و تماشاگر مردی باشی که سعی میکند در هر صحنه از همه پیشی بگیرد، به خصوص وقتی که آنها بازیگرانی هستند که میتوانستند در مقابل کرو حرفی برای گفتن داشته باشند... اگر کرو اجازه میداد. بنابراین، شما مینشینید و غرور تماشا میکنید و این خستهکننده میشود. حیف است، فیلمنامه و کارگردانی خوب بودند، اگر فقط غرور نمیدرخشید، میتوانست فیلم بزرگی باشد.
2023-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم رگههایی از «هوراشیو هورنبلور» (Horatio Hornblower) دارد، اما بسیار خشنتر است. راسل کرو یک تصویر قوی و متقاعدکننده از کاپیتان «آبری» شجاع ارائه میدهد، که فرماندهی اچ.ام.اس «سورپرایز» را بر عهده دارد و مأمور شده تا یک کشتی خصوصی فرانسوی را که در طول جنگهای ناپلئونی به ناوگان حیاتی صید نهنگ بریتانیا حمله میکند، ردیابی کند. او که با یک ناخدا فرانسوی به همان اندازه شجاع و ماهر روبرو میشود و وارد یک بازی مرگبار موش و گربه میشود، باید قبل از اینکه او و خدمهاش به قعر دریا بروند، این دشمن حیلهگر را از میدان به در کند. این فیلم به مسائل اجتماعی و خرافات زندگی در یک ناوچه قرن نوزدهمی و همچنین شجاعت (و بزدلی) به شکلی ظریف و در عین حال باورپذیر اشاره میکند. مهمتر از همه، این یک فیلم ماجراجویی است و در طول مسیر اکشن زیادی وجود دارد. یک گروه بازیگری قوی در نقشهای مکمل (اگرچه پل بتانی در نقش دکتر و بهترین دوست «آبری» در این سفر خیلی به دلم ننشست) مکمل فیلمبرداری عالی دریایی، موسیقی خوب و کارگردانی توانمند و هیجانانگیز پیتر ویر هستند.
2023-09-03