Tears of the Sun
ستوان اِی. کِی. واترز (A.K. Waters) از یگان ویژه نیروی دریایی (Navy SEAL) و تیم نخبهاش از متخصصان تاکتیکی، مجبور میشوند بین وظیفه و انسانیت خود یکی را انتخاب کنند؛ بین پیروی از دستورات و نادیده گرفتن درگیریهای اطرافشان، یا یافتن شجاعت برای پیروی از وجدان خود و محافظت از گروهی پناهجوی بیگناه. هنگامی که دولت دموکراتیک نیجریه سقوط میکند و کشور توسط یک دیکتاتور نظامی بیرحم تسخیر میشود، واترز، که یک کهنهسرباز سرسخت و به شدت وفادار است، برای یک مأموریت روتین اعزام میشود تا دکتر لنا کندریکس (Dr. Lena Kendricks)، پزشک سازمان پزشکان بدون مرز، را نجات دهد. دکتر کندریکس، که شهروند آمریکایی است، در یک مأموریت کاتولیک در روستایی دورافتاده، مشغول رسیدگی به قربانیان جنگ داخلی جاری است. اما وقتی واترز میرسد، دکتر کندریکس از ترک آنجا خودداری میکند مگر اینکه واترز قول دهد به روستاییان کمک کند تا به مرز نزدیک برای پناهندگی سیاسی برسند. اگر آنها رها شوند، در معرض ارتش عظیم شورشیان قرار خواهند گرفت. واترز از طرف فرمانده خود، کاپیتان بیل رودز (Captain Bill Rhodes)، دستورات سختگیرانهای دارد که از درگیری دوری کند. اما وقتی او و افرادش بیرحمی شورشیان را از نزدیک میبینند، به هدف دکتر کندریکس متقاعد میشوند و با پذیرش اسکورت روستاییان در یک سفر پرخطر از میان جنگل انبوه، جان خود را به خطر میاندازند. در حالی که آنها پیاده از حومه شهر عبور میکنند، تیم واترز، که متخصص فرار و پنهانکاری هستند، به طور غیرقابل توضیحی و وحشیانه توسط ارتش شورشیان تعقیب میشوند. آنها گیج میشوند تا اینکه کشف میکنند در میان پناهجویان، تنها بازمانده خانواده حاکم قبلی کشور حضور دارد که شورشیان دستور دارند او را به هر قیمتی از بین ببرند. واترز و گروه کوچک سربازانش باید زندگی یک نفر را در مقابل زندگی خود و پناهجویانی که احساس میکنند موظف به محافظت از آنها هستند، بسنجند.
سال انتشار: 2003 کارگردان: Antoine Fuqua ژانر: Action، Drama، Thriller نویسندگان: Alex Lasker، Patrick Cirillo امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_مأموریت جدی مرگ و زندگی در جنگل، تکبعدی است، اما به چند دلیل ارزش دیدن دارد_**
یک گروه از نیروهای ویژه نیروی دریایی (Navy Seals) به رهبری ستوان واترز (بروس ویلیس)، دستور داده میشود که یک دکتر زیبای آمریکایی (مونیکا بلوچی) را از یک روستای مسیحی در نیجریه خارج کنند، قبل از اینکه شبهنظامیان اسلامی وارد شوند و همه را نابود کنند. دکتر اصرار دارد که «مردم خودش» هم باید با آنها بروند و واترز تصمیم میگیرد آنها را پیاده تا مرز کامرون هدایت کند. آیا زنده بیرون میآیند؟
«اشکهای خورشید» (Tears of the Sun) محصول ۲۰۰۳، فضای فوقالعاده جدی و _کمی_ عمق دارد. اگر از «هفتمین سپیدهدم» (The 7th Dawn) محصول ۱۹۶۴ با بازی ویلیام هولدن و کاپوسین خوشتان میآید، این فیلم هم از همان جنس است، فقط با کیفیت تولید مدرنتر و تمرکز بیشتر روی درام و اکشن تلخ جنگلی، شبیه «رمبو» (Rambo) محصول ۲۰۰۸.
اگرچه شاید همتراز با «هفتمین سپیدهدم» باشد، اما در کنار غولهای این ژانر مثل «اینک آخرالزمان» (Apocalypse Now) محصول ۱۹۷۹ یا «جوخه» (Platoon) محصول ۱۹۸۶ قرار نمیگیرد. یکی از دلایلش این است که شخصیتهای فرعی، به جز آنهایی که ویلیس و بلوچی بازی میکنند، نسبتاً فراموششدنی هستند؛ چیزی که در مورد «اینک آخرالزمان» و «جوخه» صدق نمیکند، چون در آن فیلمها اکثر شخصیتهای کلیدی را میشناسید و به خاطر میسپارید. مثال خوب دیگر میتواند «آخرین موهیکان» (Last Of The Mohicans) محصول ۱۹۹۲ باشد که لحن و تم مشابهی دارد، یعنی قهرمانانی که توسط دشمنان وحشی در جنگل تعقیب میشوند.
مشکل من با «اشکهای خورشید» این است که بدون اینکه به بیننده اجازه دهد کسی را بشناسد، مستقیماً وارد داستان پرفشار جنگل میشود. تم فیلم سنگین است و فضا، از جمله موسیقی متن، به طرز مناسبی جدی است، اما چون ما از نظر احساسی به شخصیتها وصل نمیشویم، فیلم بیش از حد پرمدعا و ملودراماتیک به نظر میرسد. تکبعدی بودن آن هم کمکی نمیکند.
در همین حال، فیلم دو ساعته نسبتاً کند پیش میرود و سکانس اکشن بزرگ تا فینال اتفاق نمیافتد. مشکل این اوج «هیجانانگیز» این است که بیننده، دوباره، در این مرحله اهمیتی نمیدهد چه اتفاقی میافتد چون ما واقعاً شخصیتها را نمیشناسیم و بنابراین وابستگی عاطفی کمی داریم.
اگرچه داستان در نیجریه اتفاق میافتد، اما فیلم به وضوح در هاوایی فیلمبرداری شده است. تفاوت جغرافیایی به اندازهای هست که فیلم از نظر واقعگرایی امتیاز از دست بدهد، اما چه کسی میتواند زیبایی هاوایی را انکار کند؟ پس شاید امتیازات از دست رفته را جبران کند.
نسخه کارگردان (Director's Cut) صرفاً صحنههای حذف شده از دیویدی نسخه ویژه را به فیلم اضافه میکند. به عبارت دیگر، مگر اینکه مطلقاً عاشق فیلم باشید، نیازی به خرید نسخه کارگردان نیست؛ فقط صحنههای حذف شده را ببینید.
در مورد صحنههای حذف شده، یک صحنه بیسروصدا و تأثیرگذار وجود دارد که یک آمریکایی سیاهپوست با یک نیجریهای سیاهپوست صحبت میکند. دیالوگ خوبی دارد و هرگز نباید حذف میشد.
با این حال، «اشکهای خورشید» ویژگیهایی دارد، از جمله فضای فوقالعاده جدی، فیلمبرداری، موسیقی متن و مونیکا بلوچی. سکانس دلخراشی که در آن گروه، یک روستای دورافتاده را از دست شبهنظامیان بیرحم نجات میدهند، خوب از آب درآمده است. اما به نظر من این فیلم فاصله زیادی با یک فیلم خوب دارد؛ در عین حال، بد هم نیست و نکات جالب خودش را دارد. اگر میخواهید همین تم را به شکلی مؤثرتر ببینید، «رمبو» (Rambo) محصول ۲۰۰۸ را تماشا کنید. نمره: B-/C+